اسلایدشوتحلیل و ترجمهتروریسمجنگسیاستمنطقهنظامی

کشتار در لبنان چه معنا دارد و آیا بر آتش‌بس تأثیر می‌گذارد؟

خبرگزاری دید: در پی تجاوز گسترده رژیم صهیونیستی اسرائیل به لبنان و پیامدهای آن بر روند آتش‌بس میان ایران و آمریکا، تحلیل‌های متعددی درباره انگیزه‌ها و پیامدهای این تحولات منتشر شده است. در همین چارچوب، دکتر عبدالرزاق مقری، سیاست‌مدار و چهره برجسته الجزایری، در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد سیاسی و میدانی این حملات، واکنش‌های داخلی اسرائیل، فشارهای وارد بر دولت آمریکا و تأثیر احتمالی این رویدادها بر آینده مذاکرات پرداخته است. ترجمه فارسی این تحلیل را دکتور فضل‌الهادی وزین ارائه کرده و متن آن در ادامه، تقدیم می‌شود.

کشتار در لبنان چه معنا دارد و آیا بر آتش‌بس تأثیر می‌گذارد؟ به نظر من یک پاسخ بیشتر ندارد: احساس شکست!

زمانی که اسرائیلی‌ها از آتش‌بس باخبر شدند، بر نخست‌وزیر خود شوریدند و او را متهم کردند که اسرائیل را از نظر سیاسی و استراتژیک بازنده ساخته است. رسانه‌ها نیز این خشم عمومی را به‌روشنی بازتاب دادند. در نتیجه، او برای تغییر فضای روانی جامعه خود، خشمش را بر لبنان فروریخت و در عرض ده دقیقه حدود صد حمله هوایی انجام داد که نزدیک به دوصد شهید برجای گذاشت. هدف این بود که هم افکار عمومی داخلی را تغییر دهد و هم یکی از بندهای مهم مذاکرات، یعنی شامل شدن لبنان در آتش‌بس را بشکند. همچنین اگر ممکن باشد، ایران را به واکنش وادارد تا توافق میان آن و ایالات متحده را ناکام سازد.
آیا این کار باعث فروپاشی توافق خواهد شد؟ گمان نمی‌کنم.

دلیلش این است که حریص‌ترین طرف برای توقف جنگ، دونالد ترامپ است. رسانه‌های پرنفوذ آمریکایی نیز نشان داده‌اند که او بر اساس حدس و برآوردهای نادرستی وارد جنگ شد که طرفداران جنگ در کاخ سفید، به‌ویژه از سوی اسرائیل، به او ارائه کرده بودند. آن‌ها تصور می‌کردند شرایط برای قیام مردم علیه نظام ایران مساعد است، اگر ضربات سنگین وارد شود و «سر نظام» قطع گردد، اما او با پایداری چشمگیر ایرانی‌ها و توانایی آنان در افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و جهان غافلگیر شد.

نهادهای امنیتی و نظامی و مراکز مطالعات استراتژیک آمریکا می‌دانستند که به نفت ایران و کنترل تنگه هرمز برای مهار چین نیاز است، اما با این حال به او هشدار داده بودند که پیروزی بر ایران ممکن نیست؛ به‌ویژه با توجه به شکست‌های آمریکا در عراق، افغانستان و سومالیا.

وقتی دونالد ترامپ نتوانست از طریق حملات موشکی و هوایی به پیروزی برسد، خود را در برابر فرماندهان ارتش آمریکا در دو موضوع یافت: مخالفت آنان با ورود به جنگ زمینی و عدم آمادگی‌شان برای پذیرش اتهامات جنایات جنگی در صورت اجرای حملات ویرانگر گسترده علیه ایران.

افزون بر این، فاصله او با پایگاه اجتماعی‌اش که وعده داده بود «اول آمریکا» را در پیش گیرد و از جنگ‌های خارجی پرهیز کند، روز به روز بیشتر شد، به‌ویژه در حالی که به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نزدیک می‌شود.

به همین دلایل، دونالد ترامپ تحت فشار شدید قرار گرفته و تعادل خود را از دست داده است، تا جایی که دیگر در اظهارات علنی نیز بر زبان خود کنترلی ندارد.

شکی نیست که کشتاری که اسرائیل در لبنان مرتکب شد، با موافقت آمریکا انجام گرفته است؛ چه به‌خاطر فشار شدید لابی اسرائیل بر ترامپ، چه برای حمایت از متحد شخصی‌اش بنیامین نتانیاهو که بزرگ‌ترین بازندهٔ جنگ است و چه برای وارد کردن فشار بر ایران در جریان مذاکرات.

دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو روش «تصعید ماجراجویانه» را برای آزمودن واکنش ایران در پیش گرفتند، هرچند اهداف‌شان متفاوت بود. واکنش ایران، از جمله بستن تنگه، کاملاً قابل پیش‌بینی بود. اگر میانجی‌ها نتوانند از طریق ترامپ اسرائیل را مهار کنند، احتمال بازگشت به بمباران گسترده بسیار زیاد است.

به باور من، رها کردن لبنان برای ایران، در هر شرایطی، یک سقوط اخلاقی بزرگ خواهد بود، حتی اگر به معنای بازگشت جنگ و اجرای تهدید ترامپ برای نابودی ایران باشد. در چنین وضعیتی، ایران باید به‌صورت تدریجی در چند محور عمل کند:
افزایش حملات موشکی بالستیک سنگین علیه اسرائیل بدون وقفه
بستن دوباره تنگه هرمز
هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی و ناوهای هواپیمابر آمریکا
خودداری از حمله به تأسیسات کشورهای خلیج، و ورود به گفت‌وگو با آن‌ها تا بر ترامپ فشار وارد کنند که به چارچوب مذاکرات، به‌ویژه توقف حملات علیه ایران، پایبند بماند؛ چراکه آن‌ها ابزارهای لازم برای این فشار را دارند، اگر بخواهند.

پیش‌بینی من این است که دونالد ترامپ برای پایان جنگ تلاش خواهد کرد و بر بنیامین نتانیاهو فشار خواهد آورد. آنچه نتانیاهو را وادار به تبعیت واقعی از تصمیم ترامپ می‌کند، میزان فشاری است که از سوی ایران احساس می‌کند و نیز فشاری که خود ترامپ از داخل آمریکا تحمل می‌کند.

نویسنده: د.عبدالرزاق مقری
ترجمه: د.فضل‌الهادی وزین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا