اسلایدشوپرونده هاپرونده ویژه: تجاوز آمریکایی-صهیونی علیه ایرانتحلیلتحلیل و ترجمهجنگجهانسیاستمنطقه

شکست جاه‌طلبی آمریکا در مذاکراه با ایران

خبرگزاری دید: دیپلماسی، عرصه معامله بر سر خطوط قرمز نیست. ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا  به قیمت طولانی شدن مذاکرات، بخشی از منطق دیپلماسی مبتنی بر حفظ منافع ملی است.

شکست جاه‌طلبی آمریکا در مذاکراه با ایران

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان، برخلاف فضاسازی رسانه‌های غربی درباره نزدیکی به توافق، بدون دستیابی به نتیجه نهایی پایان یافت. با این حال، اهمیت این دور از گفت‌وگوها تنها در بی‌نتیجه ماندن آن نیست، بلکه در آشکار شدن ابعاد تازه‌ای از زیاده‌خواهی ساختاری آمریکا نهفته است؛ رویکردی که فراتر از چارچوب‌های متعارف هسته‌ای، جاه‌طلبی‌های جدید واشنگتن را نمایان کرد.

بر اساس گزارش‌های میدانی از اسلام‌آباد، هیئت آمریکایی موضوعاتی را وارد مذاکرات کرد که پیش‌تر در تاریخ تعاملات دو کشور سابقه نداشته است. طرح مسائلی مانند تنگه هرمز و خروج مواد هسته‌ای از ایران، نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای گسترش دامنه مطالبات خود بود. به بیان روشن‌تر، آمریکا کوشش کرد در میز مذاکره امتیازاتی را به دست آورد که حتی در دوره‌های فشار حداکثری و تهدید نظامی نیز موفق به کسب آن نشده بود. این رویکرد بیش از آنکه مبتنی بر واقع‌گرایی باشد، ریشه در نوعی توهم قدرت دارد؛ تصوری که گمان می‌کند می‌توان با فرسایشی کردن مذاکرات و اعمال فشار روانی، طرف مقابل را به پذیرش خواسته‌هایی خارج از چارچوب‌های پذیرفته‌شده وادار کرد.

در مقابل، ایران بار دیگر بر خطوط قرمز خود تأکید کرد. تنگه هرمز به عنوان یک مؤلفه راهبردی، خارج از دستور کار مذاکرات تعریف می‌شود و موضوع خروج مواد هسته‌ای نیز در زمره مسائل حاکمیتی قرار دارد که قابل معامله نیست. این موضع‌گیری نشان داد که تهران، حتی در شرایط پیچیده، از اصول خود عدول نخواهد کرد.

طولانی شدن این دور از مذاکرات نیز نکته قابل توجهی است. برگزاری ۲۴ تا ۲۵ ساعت گفت‌وگوی فشرده، آن هم در طولانی‌ترین دور مذاکرات مستقیم یک سال گذشته، بیانگر تلاش جدی هیئت ایرانی برای کاهش اختلافات است. اظهارات اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه ایران مبنی بر دستیابی به تفاهم در برخی حوزه‌ها نیز این موضوع را تأیید می‌کند. با این حال، توقف مذاکرات بر سر چند موضوع محدود اما کلیدی که عمدتاً ماهیتی ژئوپلیتیکی دارند نشان می‌دهد که مشکل اصلی نه در جزئیات فنی، بلکه در نوع نگاه آمریکا به اصل مذاکره است؛ نگاهی که همچنان به دنبال «همه‌چیز در برابر هیچ» است.

این مذاکرات در شرایطی برگزار شد که بیش از ۴۰ روز از یک دوره تنش و جنگ گذشته بود؛ فضایی که به‌طور طبیعی با بی‌اعتمادی و سوءظن همراه است. در چنین بستری، انتظار دستیابی به توافقی سریع، واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. با این حال، آنچه در اسلام‌آباد رخ داد را می‌توان آزمونی برای سنجش رویکرد آمریکا در قبال دیپلماسی دانست. نتیجه این آزمون نشان داد که واشنگتن همچنان ترجیح می‌دهد به جای تعامل متوازن، از ابزار فشار برای کسب امتیاز استفاده کند.

در این میان، نقش پاکستان به عنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه بود. دیدارهای انجام‌شده با مقامات ارشد این کشور و تلاش برای تداوم گفت‌وگوها تا ساعات پایانی، نشان‌دهنده عزم اسلام‌آباد برای ایفای نقش فعال در این روند بود. با این حال، عمق اختلافات به‌ویژه در موضوعات حساس به حدی بود که حتی این میانجی‌گری نیز نتوانست به دستیابی به توافق منجر شود.

با وجود این، پیام نهایی مذاکرات اسلام‌آباد را نمی‌توان پایان مسیر دیپلماسی دانست. تأکید بر تداوم گفت‌وگوها نشان می‌دهد که مسیر تعامل همچنان باز است، اما این مسیر مستلزم تغییر رویکرد طرف آمریکایی است. تا زمانی که واشنگتن بخواهد مطالباتی فراتر از چارچوب‌های پذیرفته‌شده را به مذاکرات تحمیل کند، دستیابی به توافق دور از دسترس خواهد بود.

آنچه در اسلام‌آباد رخ داد، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که دیپلماسی، عرصه معامله بر سر خطوط قرمز نیست. ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا  به قیمت طولانی شدن مذاکرات، بخشی از منطق دیپلماسی مبتنی بر حفظ منافع ملی است. شکست جاه‌طلبی آمریکا در این دور از مذاکرات، پیامی روشن دارد: بدون واقع‌گرایی و احترام به چارچوب‌های متقابل، هیچ توافق پایداری شکل نخواهد گرفت.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا