خبرگزاری دید: سفر همزمان دو مقام ارشد سیاسی و نظامی پاکستان به تهران و ریاض تلاشی است برای یافتن راه حلی مرضیالطرفین و جلوگیری از کشیده شدن پاکستان به جنگی که میتواند پیامدهای داخلی و منطقهای سنگینی برای آن داشته باشد.

همزمان با سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران و سفر نخستوزیر این کشور به عربستان، اسلامآباد در میانه فشارهای متضاد منطقهای و انتظارات متحدانش تلاش میکند نقشی میانجیگرانه ایفا کند؛ نقشی که بیش از آنکه انتخابی آزادانه باشد، محصول پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و جبر جغرافیایی پاکستان در برابر ایران، عربستان و آمریکا است.
همزمانی سفر جنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران با سفر شهباز شریف، نخستوزیر این کشور، به عربستان سعودی تنها یک تقارن تقویمی نیست، بلکه بازتابدهنده موقعیت دشوار و چندلایهای است که اسلامآباد در میانه جنگ اخیر منطقه با آن روبهرو شده است. پاکستان که با ایران پیوندهای فرهنگی، دینی، تاریخی و جغرافیایی دارد و در عین حال روابط سیاسی، امنیتی و مالی عمیقی با عربستان و آمریکا برقرار کرده، اکنون در نقطهای قرار گرفته که ناچار است میان این مجموعه پیچیده از روابط، تعادل برقرار کند.
با وجود روابط دوستانه میان تهران و اسلامآباد، مناسبات دو کشور فاقد دو مؤلفهای است که رابطه پاکستان با عربستان را متمایز میکند: وابستگی مالی و پیوندهای امنیتی راهبردی. همین امر سبب شده است که پاکستان در بحران اخیر، تحت فشار انتظارات ریاض و واشنگتن قرار گیرد؛ بهویژه پس از آنکه برخی نقاط در عربستان هدف حملات ایران قرار گرفت و انتظار میرفت پیمان دفاعی مشترک فعال شود.
اما ورود مستقیم پاکستان به جنگ، این کشور را در برابر ایران ـ همسایهای مهم و یک قدرت اسلامی ـ قرار میداد و عملاً اسلامآباد را در کنار اسرائیل مینشاند؛ اقدامی که با توجه به افکار عمومی بهشدت ضداسرائیلی در پاکستان، میتوانست بحران داخلی، شکاف مذهبی و بیثباتی گسترده ایجاد کند. همین ملاحظات باعث شد اسلامآباد از ورود به جبهه ضدایرانی خودداری کند و مسیر میانجیگری را برگزیند.
در سطحی کلانتر، جنگ علیه ایران نهتنها پاکستان، بلکه ترکیه و مصر را نیز با چالشهای امنیتی و ژئوپلیتیک روبهرو کرده است. این کشورها نگراناند که در صورت پیروزی آمریکا و اسرائیل، خود به اهداف بعدی تبدیل شوند. همزمان، نارضایتی پنهانی در برخی کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به عدم همراهی این سه کشور در برابر ایران شکل گرفته که پیامدهای آن در دوره پساجنگ نیز ادامه خواهد یافت.
در چنین شرایطی، سفر همزمان دو مقام ارشد سیاسی و نظامی پاکستان به تهران و ریاض تلاشی است برای یافتن راه حلی مرضیالطرفین و جلوگیری از کشیده شدن پاکستان به جنگی که میتواند پیامدهای داخلی و منطقهای سنگینی برای آن داشته باشد. اسلامآباد اکنون میکوشد میان الزامات روابطش با عربستان و آمریکا و ضرورتهای همسایگی و ثباتسازی با ایران، تعادل برقرار کند.
پرسش اصلی این است که آیا پاکستان قادر خواهد بود زنگ پایان این جنگ منطقهای را به صدا درآورد، یا این تلاش نیز در برابر فشارهای متضاد منطقهای و بینالمللی ناکام خواهد ماند؟
نویسنده: سید حسن موسوی – خبرگزاری دید