ویترین «پرمختگ» بر ویرانههای آزادی بیان
خبرگزاری دید: حقیقت افغانستان نه در کدهای برنامهنویسی وبسایت «پرمختگ»، بلکه در سکوت اجباری رسانههای کابل و هرات و …، در قلمهای شکسته خبرنگاران تبعیدی و در چشمان دخترانی نهفته است که پشت درهای بسته مدارس، از حق دانستن محروم شدهاند.

در جغرافیای سیاسی امروز افغانستان، مفاهیمی چون شفافیت و اطلاعرسانی بیش از آنکه بیانگر یک ضرورت دموکراتیک باشند، به ابزارهایی در زرورقِ تبلیغات حکومتی تبدیل شدهاند. اقدام اخیر طالبان در راهاندازی وبسایت «پرمختگ» (پیشرفت)، دقیقاً در همین چارچوب قابل ارزیابی است. ذبیحالله مجاهد در حالی این پلتفرم را مرجعی برای دسترسی رسانهها به اطلاعات دقیق معرفی میکند که واقعیتِ زیستِ رسانهای در افغانستان، چیزی جز یک ویرانه سیستماتیک نیست. این وبسایت جدید، نه یک گام به سوی باز شدن فضای سیاسی، بلکه ویترینی دیجیتال برای پنهان کردن سرکوبی است که در لایههای زیرین جامعه جریان دارد.
برای درک عمق تضاد موجود، باید به وضعیت آزادی بیان در سایه حاکمیت طالبان نگریست. در حالی که سخنگوی این گروه از تسهیل دسترسی به اطلاعات، سخن میگوید، افغانستان به یکی از خطرناکترین مناطق جهان برای خبرنگاران تبدیل شده است. رسانههایی که روزگاری نماد پویایی جامعه مدنی افغانستان بودند، اکنون یا مسدود شدهاند، یا تحت سانسور شدیدِ «ریاست استخبارات» فعالیت میکنند و یا به تریبونهای بیخاصیتی بدل گشتهاند که تنها مجاز به نشر بیانیههای رسمی هستند. در چنین اتمسفری، راهاندازی «پرمختگ» عملاً به معنای اعلام پایان دوران خبرنگاری تحقیقی و آغاز عصر خبرنگاری فرمایشی است. طالبان با این کار میخواهند به جهان بگویند که تنها روایت معتبر از افغانستان، روایتی است که از فیلتر این وبسایت میگذرد.
بزرگترین پارادوکس این اقدام، ادعای مبارزه با اطلاعات نادرست است. در منطق طالبانی، هر گزارشی که به بازداشتهای خودسرانه، شکنجه منتقدان، یا اخراج سیستماتیک زنان از عرصههای اجتماعی اشاره کند، «تبلیغات دشمن» و «اطلاعات نادرست» تلقی میشود. وبسایت پرمختگ در واقع سنگری است که برای خنثیسازی حقایقِ تلخِ میدانی بنا شده است. وقتی خبرنگاران محلی به دلیل پوشش اعتراضات زنان یا گزارش از فقر گسترده بازداشت و شکنجه میشوند، ارائه یک منبع واحد و اجباری برای دریافت اخبار، چیزی جز انحصار روایتگری و خفه کردن صداهای مستقل نیست.
این وبسایت قرار است تصویری از یک افغانستانِ خیالی ارائه دهد؛ کشوری که در آن همهچیز در مسیر پیشرفت است، اما در واقعیت، نیمی از جمعیت آن (زنان) از حق آموزش و کار محروماند و از نگاه دوربینها حذف شدهاند.
از سوی دیگر، راهاندازی این سایت نشاندهنده یک تغییر تاکتیک در جنگ نرم طالبان است. آنها دریافتهاند که سرکوب فیزیکی به تنهایی کافی نیست و باید در فضای دیجیتال نیز دست به مهندسی افکار عمومی بزنند. آنها میخواهند با استفاده از ابزارهای مدرن، محتوایی قرونوسطایی را بازتولید کنند. اما نکتهای که کابل از آن غافل مانده، این است که اعتماد عمومی با راهاندازی وبسایتهای رنگارنگ جلب نمیشود. تا زمانی که خبرنگاران در هراس از بازداشت باشند، تا زمانی که زنان حق حضور در رسانهها را نداشته باشند و تا زمانی که سانسور جایگزین پرسشگری باشد، «پرمختگ» تنها یک نام نمادین برای پوششِ عقبگردِ تاریخی افغانستان خواهد بود.
باید گفت که این اقدام طالبان تلاشی مذبوحانه برای کسب مشروعیت بینالمللی از طریقِ نمایشِ نظم اداری است. اما حقیقت افغانستان نه در کدهای برنامهنویسی وبسایت «پرمختگ»، بلکه در سکوت اجباری رسانههای کابل و هرات و …، در قلمهای شکسته خبرنگاران تبعیدی و در چشمان دخترانی نهفته است که پشت درهای بسته مدارس، از حق دانستن محروم شدهاند. این وبسایت شاید بتواند تیترهای دلخواه حکومت را منتشر کند، اما هرگز نمیتواند بر ویرانههای آزادی بیان، بنای ماندگاری از حقیقت بسازد. شفافیت با دستور صادر نمیشود؛ شفافیت محصولِ آزادی است، و آزادی در افغانستان امروز، غایبترین عنصرِ صحنه است.
نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید