اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

کابل ۱۳۷۱؛ جایی که تاریخ ورق خورد

خبرگزاری دید: هشتم ثور ۱۳۷۱ در تقویم سیاسی افغانستان تنها یک تاریخ گذرا نیست، بلکه نقطه‌ی عطفی است که در آن تاریخ منطقه و جهان به شکلی بازگشت‌ناپذیر ورق خورد. این روز نمادی از تلاقی اراده یک ملت با پیچیده‌ترین معادلات قدرت در پایان قرن بیستم است؛ لحظه‌ای که کابل به مرکز ثقل تغییرات جهانی تبدیل شد.

کابل ۱۳۷۱؛ جایی که تاریخ ورق خورد

اگر هفتم ثور را آغاز فصلی سیاه از بحران، کودتا و وابستگی بدانیم، هشتم ثور به مثابه ورق خوردن تاریخ به سمت بازپس‌گیری هویت مستقل ملتی بود که در برابر یکی از بزرگ‌ترین و مجهزترین ماشین‌های جنگی تاریخ معاصر، یعنی ارتش سرخ شوروی، ایستادگی کرد. این پیروزی که محصول بیش از یک دهه مقاومت، ایثار و قربانی‌های بی‌شمار بود، نه تنها ساختار سیاسی و اجتماعی کابل را دگرگون کرد، بلکه به عنوان یکی از لرزه‌های اصلی در گسل‌های ژئوپلیتیک جهان، پایان قطعی دوران دوقطبی را رقم زد.

اهمیت جهانی این لحظه تاریخی در این نهفته است که ثابت کرد اراده و مقاومت ملی می‌تواند بر قدرت نظامی و تکنولوژیک یک ابرقدرت فایق آید. با ورود نیروهای مجاهدین به کابل، افسانه شکست‌ناپذیری ارتش سرخ در کوهپایه‌های هندوکش برای همیشه دفن شد. این واقعه به کاتالیزوری عظیم تبدیل گشت که روند فروپاشی بلوک شرق، تخریب دیوار برلین و انحلال پیمان ورشو را تسریع کرد. در واقع، کابل در آن روزها به جایی بدل گشت که در آن نظم کهن جنگ سرد فرو ریخت؛ جایی که مجاهدت ملت افغانستان به جنبش‌های آزادی‌خواه در اروپای شرقی و آسیای مرکزی جسارت بخشید تا علیه نفوذ کرملین قد علم کنند و نظم نوین جهانی را پایه‌گذاری نمایند. از این منظر، هشتم ثور نه فقط یک پیروزی محلی، بلکه سهم بزرگ افغانستان در تغییر مسیر تاریخ قرن بیستم بود.

با این حال، ورق خوردن تاریخ همیشه با آرامش و شکوه همراه نیست؛ برگ جدیدی که در هشتم ثور ورق خورد، با خود چالش‌های حکومتداری و آزمون‌های بسیار دشوار دولت‌سازی را به همراه داشت. با سقوط دولت تحت حمایت شوروی، افغانستان ناگهان خود را در مرکز یک تغییر موازنه خطرناک در جنوب آسیا یافت. خلأ قدرت ناشی از پایان جنگ سرد و خروج ابرقدرت‌ها، فضایی را فراهم آورد تا بازیگران منطقه‌ای، رقابت‌های دیرینه و استراتژیک خود را به داخل مرزهای این کشور بکشانند. افغانستان که در طول دهه‌ها به عنوان حایلی میان دو بلوک بزرگ عمل می‌کرد، ناگهان به میدان جنگ‌های نیابتی تبدیل شد که در آن منافع همسایگان بر ضرورت ثبات ملی ارجحیت یافت. این فصل جدید، استقلالِ تازه به دست آمده را در برابر تهدیدهای نوین امنیتی قرار داد که ریشه در رقابت‌های منطقه‌ای و ظهور جریان‌های تندرو داشت.

در این میان، میراث جنگ سرد برای کابل، ترکیبی از افتخار به استقلال و رنج ناشی از فرسایش شدید اجتماعی بود. هزینه‌ی سنگین این پیروزی، ویرانی کامل زیرساخت‌ها، فرسودگی نهادهای دولتی و مهاجرت میلیونی نخبگان و کادرهای متخصص بود. این جابه‌جایی دموگرافیک و تخلیه ظرفیت‌های انسانی، مدیریت این فصل جدید از تاریخ را با دشواری‌های کمرشکنی مواجه کرد. گروه‌هایی که در میدان نبرد چریکی پیروز شده بودند، اکنون با بروکراسی ویران‌شده و شهری روبرو بودند که مدیریت آن نیازمند اجماع سیاسی و تخصص فنی بود؛ خلأیی که بر پیچیدگی‌های گذار از «مقاومت» به «حاکمیت» افزود و زمینه‌ساز اصطکاک‌های داخلی شد.

تلخ‌ترین بخش این تاریخِ ورق خورده، برخورد پارادوکسیکال جامعه جهانی در این فصل جدید بود. قدرت‌های جهانی که تا پیش از پیروزی، مقاومت افغانستان را سنگر دفاع از آزادی و قهرمانان جنگ سرد می‌نامیدند، بلافاصله پس از رفع خطر کمونیسم و فروپاشی شوروی، کابل را در چنگال ویرانی و تنش‌های داخلی تنها گذاشتند. این بی‌توجهی سیستماتیک نشان داد که با ورق خوردن صفحه جنگ سرد، اهمیت استراتژیک افغانستان برای قدرت‌های بزرگ به پایان رسیده بود. این رهاشدگی در فصلی که کشور بیش از هر زمان به بازسازی، حمایت اقتصادی و میانجی‌گری سیاسی نیاز داشت، بستر را برای بحران‌های پایدارتری فراهم کرد که دهه‌های بعدی را تحت تأثیر قرار داد و افغانستان را به کانون نسیان جهانی بدل کرد.

در نهایت، کابل ۱۳۷۱ یادآور این درس بزرگ و ماندگار است که پیروزی بر اشغال و بازپس‌گیری استقلال، تنها نیمی از مسیر ورق زدن تاریخ است؛ نیمه دشوارتر و حیاتی‌تر، نوشتن فصلی از ثبات، عدالت و دولت‌سازی فراگیر در صفحات بعدی است. هشتم ثور آزمونی بزرگ برای نخبگان سیاسی و اراده ملی بود تا ثابت کنند آیا می‌توانند شکوه مقاومت را به پایداری نظام پیوند بزنند یا خیر. واقعیت‌های تلخ پس از این روز نشان داد که حفظ استقلال در دنیای پرآشوب ژئوپلیتیک، نیازمند هوشیاری سیاسی و اتحاد داخلی است. امروز، بازخوانی هشتم ثور ضرورتی است برای فهم این حقیقت که استقلال ملی بدون قرارداد اجتماعی محکم و تاب‌آوری در برابر مداخلات بیرونی، همواره در معرض تلاطم‌های تاریخی باقی خواهد ماند. این روز بزرگ، همواره به عنوان یادآور مسئولیت سنگین نسل‌ها برای پاسداری از ثمره خون‌های ریخته شده و تبدیل پیروزی نظامی به صلح پایدار در حافظه تاریخی افغانستان باقی خواهد ماند.

نویسنده: سید‌باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا