اجتماعاسلایدشوافغانستانسیاستگزارشمنطقهمهاجرین

شکاف روایت‌ها؛ از پروژه مهاجرهراسی تا جان‌فدایی مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان

اختصاصی خبرگزاری دید: سی‌اُمین نشست «وضعیت‌شناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» با تمرکز بر دوگانه‌سازی‌های رسانه‌ای درباره مهاجرین و نقش واقعی آنان در جنگ رمضان برگزار شد. در این نشست پژوهشگران و فعالان رسانه‌ای از «پروژه سازمان‌یافته مهاجرهراسی» در برابر «همدلی میدانی و جان‌فدایی مهاجرین» سخن گفتند.

شکاف روایت‌ها؛ از پروژه مهاجرهراسی تا جان‌فدایی مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان

سی‌اُمین نشست از سلسله نشست‌های «وضعیت‌شناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» با عنوان «از نیروی نیابتی تا جان‌فدای ایران؛ تحلیل حضور مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان» روز دوشنبه، هفتم ثور ۱۴۰۵ با سخنرانی داکتر محمدرضا زهرایی (عضو کارگروه مسائل اجتماعی مرکز تحقیقات اسلام مجلس شورای اسلامی و دبیر ستاد راهبری مهاجرین حوزه علمیه قم) حسین کاظمی (خبرنگار و فعال رسانه‌ای) و داکتر علی‌رضا بلیغ (عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی) و با دبیری رضا عطایی، توسط انجمن راحل در خانه اندیشه‌ورزان تهران برگزار شد. در این نشست، ضمن مرور تاریخی حضور مهاجرین افغانستانی در ایران از انقلاب تاکنون، پروژه سازمان‌یافته مهاجرهراسی و در مقابل، همدلی بی‌سابقه آنان در جنگ رمضان، مورد واکاوی قرار گرفت.

داکتر محمدرضا زهرایی با نقد «سیاست بازگشت» گفت: «مهاجرین افغانستانی در تأسیس انقلاب، دفاع مقدس و بازسازی نقش محوری داشتند، اما به تدریج سیاست‌های سخت‌گیرانه برای بازگشت آنان طراحی شد و کلمه «رسوب» به معنای ناخواسته بودن شکل گرفت.» وی با اشاره به موج مهاجرت بیش از دو میلیون پس از سال ۱۴۰۰ و پذیرش بی‌تنش آن توسط بازار کار ایران، تأکید کرد که جریان مهاجرستیزی اخیر «کاملاً سازماندهی شده، پایدار و با منابع مالی پشت‌ صحنه» است.

زهرایی با ذکر تناقض‌های آشکار در این جریان ـ از هراس‌افکنی از جمعیت ۱۵ میلیونی مهاجرین تا نسبت پایین زندانیان مهاجر نسبت به ایرانیان ـ گفت: «اینها نشان می‌دهد ما با یک پروژه رسانه‌ای روبه‌روییم، نه یک واکنش مردمی خودجوش.»

او همچنین با اشاره به شهادت حدود ۴۰ نفر از مهاجرین در جنگ رمضان و تعلقات بالای آنان (که حتی در بحران میل به خروج نداشتند) بر ضرورت تجدیدنظر بنیادین در سیاست‌های اقامتی، کسب‌وکار و تابعیت پس از جنگ تأکید کرد.

حسین کاظمی، دیگر سخنران نشست، با روایتی میدانی از سه جبهه افغانستان، ایران و اروپا، تصویری از همدلی بی‌سابقه مهاجرین ارائه داد. او از سوگواری مردم افغانستان پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت: «در کابل و بامیان مجالس روضه برپا شد و شاعران در رثای ایشان اشعار عمیق سرودند. این پیوند دوباره، معجزه خون رهبر شهید انقلاب اسلامی بود که کدورت‌های ناشی از اخراج‌های جنگ دوازده‌روزه را از بین برد.» در ایران نیز مهاجرین از همان شب اول جنگ با حضور در موکب‌های اهدای خون، کاروان‌های موتری و راهپیمایی‌های حمایتی، همدلی خود را به نمایش گذاشتند.

کاظمی با اشاره به پوشش منفی این حضور توسط رسانه‌های معاند و بیانیه «تروریست» خواندن مهاجرین توسط رضا پهلوی، گفت: «پرچم ایران در این جنگ برای ما پرچم اسلام و حق بود.»

او همچنین از تجمعات چندین‌هزارنفری حامی جمهوری اسلامی توسط مهاجرین افغانستانی در برلین و فرانکفورت خبر داد و مهاجرین را «عمق استراتژیک جدید جمهوری اسلامی» خواند.

داکتر علی‌رضا بلیغ، سومین سخنران نشست، با نگاهی ژئوپلیتیک و تاریخی، ریشه‌های جدایی افغانستان از ایران را در افول صفویه و استعمار بریتانیا جست و گفتمان باستان‌گرایانه پهلوی را اساساً «غرب‌زده» و بی‌نسبت با ایرانیت راستین دانست. (سخنرانی ایشان به دلیل محدودیت زمانی سالن ناتمام ماند.)

در جمع‌بندی نشست، دبیر جلسه ضمن اشاره به موج ۳۰۰ هزار محتوای مهاجرهراسانه در جنگ دوازده‌روزه، هشدار داد که بازنمایی نادرست مهاجرین در آثاری چون فیلم «نیمه‌شب» (مهدویان) و احتمال تکرار آن در سریال آینده درباره جنگ رمضان، می‌تواند تیشه به ریشه چهار دهه زیست مشترک بزند.

این نشست نشان داد که بین «واقعیت میدانی» همدلی مهاجرین و «برساخت رسانه‌ای» پروژه نیروی نیابتی، شکافی عمیق وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا