طالبان و مهندسی سکوت؛ چرا افغانستان در قعر شاخص رسانهای باقی مانده است؟
خبرگزاری دید: در حالی که شاخص جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۶ بار دیگر افغانستان را در میان سرکوبشدهترین کشورهای جهان قرار داده، تداوم حضور این کشور در قعر جدول، بیش از هر چیز بازتاب سیاست هدفمند طالبان در مهندسی سکوت و کنترل نظاممند فضای اطلاعرسانی است. بر اساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، افغانستان تحت حاکمیت طالبان در رتبه ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفته؛ جایگاهی که نه یک بحران مقطعی، بلکه نشانه تثبیت یک ساختار رسانهای سرکوبگر است.

بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ نقطه عطفی در فروپاشی آزادی رسانهها در افغانستان بود. اگرچه این کشور پیش از آن نیز با مشکلات امنیتی، خشونت علیه خبرنگاران و فشارهای سیاسی مواجه بود، اما فضای نسبی رسانهای، حضور رسانههای خصوصی، خبرنگاران زن و تنوع دیدگاهها، افغانستان را از بسیاری کشورهای منطقه متمایز میکرد. با تسلط مجدد طالبان، این زیرساخت شکننده بهسرعت هدف قرار گرفت. محدودیتهای شدید بر فعالیت رسانهها، ممنوعیت انتشار بسیاری از موضوعات، کنترل محتوای خبری، تهدید و بازداشت خبرنگاران، و حذف گسترده زنان از فضای رسانهای، تنها بخشی از سیاستی بود که هدف آن مهار جریان آزاد اطلاعات بود.
طالبان رسانه را نه بهعنوان رکن نظارت اجتماعی، بلکه بهعنوان تهدیدی برای مشروعیت سیاسی خود میبیند. از همین رو، این گروه تلاش کرده است با بازتعریف رسانه در چارچوب قرائت ایدئولوژیک خود، فضای خبری را به ابزاری در خدمت تثبیت قدرت بدل کند. در چنین الگویی، رسانه مستقل جایی ندارد و روزنامهنگاری انتقادی بهمثابه تهدید امنیتی تلقی میشود. نتیجه این رویکرد، مهاجرت گسترده خبرنگاران، تعطیلی صدها رسانه، خودسانسوری فراگیر و گسترش فضای ترس بوده است.
در کنار سرکوب مستقیم، بحران اقتصادی نیز نقش مهمی در فروپاشی رسانههای افغانستان ایفا کرده است. قطع حمایتهای بینالمللی، محدودیتهای مالی، سقوط بازار تبلیغات و فشارهای اداری طالبان، بسیاری از رسانهها را از نظر اقتصادی فلج کرده است. به این ترتیب، طالبان تنها از ابزار امنیتی برای خاموشکردن رسانهها استفاده نکرده، بلکه با تضعیف ساختار اقتصادی مطبوعات، زمینه نابودی تدریجی آنها را نیز فراهم کرده است.
ماندن افغانستان در قعر شاخص جهانی آزادی رسانه، همچنین بازتاب بحران عمیقتر مشروعیت سیاسی در این کشور است. حکومتهایی که از پشتوانه مشارکت عمومی و نهادهای پاسخگو برخوردار نیستند، معمولاً رسانه آزاد را تهدیدی برای بقای خود میدانند. طالبان نیز بهعنوان حکومتی که بر پایه انحصار قدرت و قرائت سختگیرانه ایدئولوژیک عمل میکند، رسانه مستقل را مانعی در مسیر کنترل اجتماعی میبیند. به همین دلیل، مهندسی سکوت برای این گروه نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه بخشی از راهبرد حکمرانی است.
در سطح منطقهای و جهانی، وضعیت افغانستان نمونهای هشداردهنده از پیوند میان اقتدارگرایی، ایدئولوژی و سرکوب رسانهای است. در جهانی که آزادی مطبوعات بهطور کلی در حال افول است، افغانستان تحت طالبان به یکی از شدیدترین نمونههای فروپاشی آزادی بیان تبدیل شده است. این روند نهتنها آینده رسانهها، بلکه توسعه سیاسی، حقوق شهروندی و ظرفیت جامعه مدنی افغانستان را نیز تهدید میکند.
در نهایت، باقیماندن افغانستان در پایینترین ردههای شاخص آزادی رسانه، صرفاً یک رتبهبندی آماری نیست؛ بلکه تصویری روشن از کشوری است که در آن حقیقت، اطلاعرسانی آزاد و صدای مستقل بهطور سیستماتیک سرکوب میشود. تا زمانی که طالبان رسانه را بهعنوان ابزار قدرت و نه نهاد مستقل اجتماعی ببیند، افغانستان همچنان در مدار سکوت اجباری و انزوای رسانهای باقی خواهد ماند.
نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید