اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

هشدار یا جنگ روانی؟ پشت‌پرده اظهارات ماریا سلطان درباره آینده جغرافیایی افغانستان

خبرگزاری دید: اظهارات اخیر ماریا سلطان درباره احتمال «از دست رفتن جغرافیای افغانستان» در حالی مطرح می‌شود که منطقه در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی خود قرار دارد. این سخنان، صرف‌نظر از اینکه یک تحلیل شخصی یا بخشی از یک پروژه رسانه‌ای و سیاسی باشد، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان تحلیلگران افغانستانی و منطقه‌ای به دنبال داشته است. بسیاری معتقدند چنین اظهاراتی را نمی‌توان صرفاً یک هشدار عادی تلقی کرد، بلکه باید آن را در چارچوب رقابت‌های امنیتی و جنگ روانی میان بازیگران منطقه بررسی کرد.

هشدار یا جنگ روانی؟ پشت‌پرده اظهارات ماریا سلطان درباره آینده جغرافیایی افغانستان

ماریا سلطان در پاکستان به عنوان چهره‌ای شناخته می‌شود که در حوزه مسائل امنیتی و راهبردی فعالیت دارد و برخی منابع نیز وی را نزدیک به نهادهای استخباراتی پاکستان می‌دانند. همین مسئله باعث شده است که سخنان وی درباره آینده افغانستان حساسیت بیشتری ایجاد کند. به‌ویژه آنکه وی پیش‌تر نیز در برخی نشست‌ها میزبان چهره‌های مخالف طالبان بوده و این موضوع باعث شده تا اظهارات اخیرش تنها یک تحلیل دانشگاهی یا رسانه‌ای تلقی نشود.

در سال‌های گذشته، افغانستان همواره یکی از محورهای اصلی سیاست امنیتی پاکستان بوده است. اسلام‌آباد تلاش کرده تا تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان را در راستای منافع راهبردی خود مدیریت کند. با این حال، پس از بازگشت طالبان به قدرت، روابط دو طرف برخلاف تصور اولیه وارد مرحله‌ای از تنش و بی‌اعتمادی شد. پاکستان انتظار داشت حکومت طالبان بتواند تهدیدات امنیتی علیه این کشور، به‌ویژه فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تی تی پی)، را مهار کند؛ اما در عمل نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه حملات و ناامنی‌ها در مناطق مختلف پاکستان افزایش یافت.

در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند طرح مباحثی مانند «تغییر جغرافیای افغانستان» می‌تواند بخشی از یک فشار روانی و سیاسی علیه کابل باشد. این نوع ادبیات معمولاً زمانی برجسته می‌شود که یک کشور با بحران‌های داخلی و امنیتی روبه‌رو باشد و بخواهد افکار عمومی را به سمت تهدیدات بیرونی هدایت کند. امروز پاکستان خود با چالش‌های بزرگی مواجه است؛ از بحران اقتصادی گرفته تا افزایش حملات گروه‌های مسلح مانند تحریک طالبان پاکستان، داعش و جدایی‌طلبان بلوچ. این وضعیت باعث شده نگرانی‌ها درباره آینده امنیت داخلی پاکستان بیش از هر زمان دیگری افزایش یابد.

از سوی دیگر، برخی کارشناسان افغانستان معتقدند اگر بحث درباره شکنندگی جغرافیایی و بحران هویت سیاسی در منطقه مطرح باشد، پاکستان بیش از افغانستان در معرض چنین تهدیداتی قرار دارد. آنان استدلال می‌کنند که افغانستان، با وجود دهه‌ها جنگ و مداخله خارجی، همچنان هویت تاریخی و جغرافیایی خود را حفظ کرده است، در حالی که پاکستان از زمان تأسیس تاکنون با بحران‌های قومی، مذهبی و جدایی‌طلبانه مواجه بوده است.

البته این به معنای نادیده گرفتن مشکلات افغانستان نیست. واقعیت این است که افغانستان همچنان با بحران‌های عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند و نبود یک نظام سیاسی فراگیر، فشارهای بین‌المللی و مشکلات اقتصادی، آینده این کشور را با ابهام روبه‌رو کرده است. اما بسیاری باور دارند که طرح ادبیات تهدیدآمیز درباره «از بین رفتن جغرافیای افغانستان» نه‌تنها کمکی به ثبات منطقه نمی‌کند، بلکه می‌تواند فضای بی‌اعتمادی میان کابل و اسلام‌آباد را تشدید کند.

در نهایت، اظهارات ماریا سلطان را باید فراتر از یک مصاحبه رسانه‌ای ساده دید. این سخنان بازتاب‌دهنده بخشی از نگرانی‌ها، رقابت‌ها و تنش‌های امنیتی در منطقه است؛ منطقه‌ای که همچنان میان بحران، رقابت قدرت‌ها و ناامنی‌های مزمن گرفتار مانده است. آینده افغانستان و پاکستان بیش از هر چیز به توانایی دو طرف در مدیریت اختلافات، کاهش تنش‌ها و حرکت به سمت همکاری منطقه‌ای وابسته خواهد بود؛ در غیر این صورت، ادامه جنگ روانی و ادبیات تهدید، تنها بی‌ثباتی بیشتری را برای هر دو کشور به همراه خواهد داشت.

نویسنده:
سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا