اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهتروریسمسیاستمنطقه

نقش جنگ اطلاعاتی در تشدید ترورهای مذهبی پاکستان

خبرگزاری دید: ترور هدفمند روحانیون و رهبران مذهبی در پاکستان را دیگر نمی‌توان صرفاً در چارچوب سنتی خشونت‌های فرقه‌ای تحلیل کرد. آنچه امروز در ایالت‌های خیبرپختونخوا، بلوچستان و حتی حاشیه‌های پنجاب در جریان است، بیش از آنکه نزاعی مذهبی باشد، بخشی از یک جنگ اطلاعاتی و فرسایشی چندلایه علیه ساختار سیاسی ـ مذهبی پاکستان است؛ جنگی که بازیگران غیردولتی، شبکه‌های افراطی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی را در هم آمیخته است.

نقش جنگ اطلاعاتی در تشدید ترورهای مذهبی پاکستان

در سال‌های اخیر، الگوی ترور روحانیون در پاکستان دچار تحول محسوسی شده است. پیش‌تر این حملات عمدتاً در چارچوب تقابل‌های آشکار شیعه و سنی یا رقابت میان گروه‌های تکفیری تحلیل می‌شد، اما اکنون دامنه اهداف گسترده‌تر شده و حتی روحانیون وابسته به جریان‌های سنتی و احزاب مذهبی رسمی نیز هدف قرار می‌گیرند. حمله به دارالعلوم حقانیه و کشته‌شدن «حامدالحق حقانی» در سال ۲۰۲۵، و همچنین ترور مولوی محمد ادریس از رهبران جمعیت علمای اسلام شاخه فصل الرحمن، نمونه‌هایی از این تغییر الگوی امنیتی هستند؛ رخدادهایی که نشان می‌دهند هدف صرفاً حذف یک فرد نیست، بلکه ضربه‌زدن به شبکه نفوذ مذهبی و ایجاد اختلال در ساختار مرجعیت دینی دنبال می‌شود.

اهمیت ترور مولوی ادریس در آن است که وی به جریان جمعیت علمای اسلام تعلق داشت؛ جریانی که یکی از قدیمی‌ترین و بانفوذترین شبکه‌های مذهبی ـ سیاسی پاکستان محسوب می‌شود و در بسیاری از مناطق قبایلی و پشتون‌نشین دارای نفوذ اجتماعی و تشکیلاتی گسترده است. هدف قرار گرفتن چهره‌ای از این طیف، این پیام را منتقل می‌کند که ترورها دیگر محدود به نزاع‌های حاشیه‌ای فرقه‌ای نیستند، بلکه مستقیماً بدنه جریان‌های مذهبی رسمی و اثرگذار را نیز هدف گرفته‌اند.

در چنین فضایی، مفهوم «جنگ اطلاعاتی» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در جنگ اطلاعاتی، هدف صرفاً حذف فیزیکی یک شخصیت نیست، بلکه ایجاد بحران روانی، بی‌اعتمادی اجتماعی و فرسایش مشروعیت نهادهاست. گروه‌هایی مانند داعش خراسان به‌خوبی دریافته‌اند که ترور یک روحانی بانفوذ می‌تواند اثر رسانه‌ای و اجتماعی بسیار گسترده‌تری نسبت به یک حمله نظامی کلاسیک داشته باشد. به همین دلیل، این گروه‌ها هم‌زمان با عملیات میدانی، از ابزارهای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی و روایت‌سازی ایدئولوژیک برای تشدید شکاف‌های مذهبی استفاده می‌کنند.

در واقع، پس از هر ترور، بلافاصله یک نبرد روایی آغاز می‌شود. برخی رسانه‌ها و کانال‌های وابسته به جریان‌های افراطی تلاش می‌کنند قربانی را وابسته به دولت، ارتش یا سرویس‌های اطلاعاتی معرفی کنند، در حالی که جریان‌های رقیب، انگشت اتهام را به سوی نهادهای امنیتی یا گروه‌های مذهبی دیگر می‌گیرند. نتیجه این وضعیت، گسترش سوءظن و بی‌اعتمادی در جامعه مذهبی پاکستان است؛ وضعیتی که دقیقاً با اهداف جنگ شناختی هم‌خوانی دارد.

از سوی دیگر، داعش خراسان طی سال‌های اخیر نشان داده که استراتژی خود را از کنترل سرزمین به تخریب ذهن و ساختار اجتماعی تغییر داده است. این گروه اکنون بیش از آنکه به تصرف جغرافیا فکر کند، بر جنگ شناختی، عملیات روانی و ترورهای هدفمند تمرکز دارد. پاکستان نیز به‌دلیل تنوع مذهبی، شکاف‌های قومی و سابقه طولانی فعالیت گروه‌های جهادی، بستری مناسب برای چنین راهبردی محسوب می‌شود.

در این میان، نقش آی.اس.آی و سیاست‌های امنیتی تاریخی پاکستان نیز قابل‌توجه است. طی دهه‌های گذشته، بخشی از راهبرد منطقه‌ای اسلام‌آباد مبتنی بر استفاده ابزاری از گروه‌های جهادی در افغانستان و کشمیر بوده است. اما اکنون بخشی از همان شبکه‌ها یا شاخه‌های منشعب از آن‌ها، به تهدیدی داخلی تبدیل شده‌اند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند بحران کنونی، محصول «بازگشت نیروهای نیابتی» به درون مرزهای پاکستان است؛ نیروهایی که دیگر به‌راحتی قابل‌کنترل نیستند و حتی علیه ساختار مذهبی سنتی این کشور عمل می‌کنند.

ترور چهره‌هایی مانند مولوی محمد ادریس از جمعیت علمای اسلام نشان می‌دهد که هدف صرفاً حذف مخالفان عقیدتی نیست، بلکه نوعی مهندسی آشوب اجتماعی در حال شکل‌گیری است. در چنین شرایطی، هر ترور می‌تواند جرقه‌ای برای تشدید شکاف‌های فرقه‌ای، تحریک احساسات مذهبی و بی‌ثبات‌سازی مناطق حساس باشد.

بنابراین، موج ترور روحانیون در پاکستان را باید بخشی از یک پروژه فرسایشی گسترده‌تر دانست؛ پروژه‌ای که هدف آن تنها کشتار نیست، بلکه تخریب تدریجی انسجام مذهبی، اعتماد عمومی و اقتدار سیاسی در این کشور است. اگر دولت پاکستان همچنان این بحران را صرفاً با رویکرد نظامی مدیریت کند و از ابعاد رسانه‌ای، شناختی و اطلاعاتی آن غفلت ورزد، احتمالاً در آینده با شکل پیچیده‌تری از ناامنی مواجه خواهد شد؛ ناامنی‌ای که این‌بار نه فقط در سرک‌ها/خیابان، بلکه در ذهن و ادراک جامعه پاکستان جریان دارد.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا