امارات؛ لنگرگاه چندبعدی هند در نظم جدید خاورمیانه
خبرگزاری دید: نخستوزیر هند، دو روز پیش، در سفری رسمی وارد امارات متحده عربی شد و در ابوظبی با محمد بن زاید آلنهیان، رئیس دولت امارات، دیدار کرد. این سفر در حالی انجام شد که روابط دهلی نو و ابوظبی طی سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه از همکاریهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شده و دو کشور در حال تعریف نقشهای جدیدی در نظم در حال گذار خاورمیانه و جهان هستند.

سفر نخستوزیر هند به امارات نشاندهنده جایگاه رو بهگسترش ابوظبی در راهبرد منطقهای و جهانی دهلی نو است؛ جایگاهی که فراتر از یک شراکت اقتصادی، به یک «گره راهبردی» در سه سطح ژئواکونومی، ژئوپلیتیک و ژئوکلچر تبدیل شده و به هند امکان میدهد حضور خود را در خاورمیانه بدون ورود به بحرانهای پرهزینه تثبیت کند.
سفر نخستوزیر هند به امارات را باید در چارچوب تحولات گستردهتر نظم منطقهای و جهانی تحلیل کرد؛ نظمی که در آن قدرتهای نوظهور به دنبال ایجاد شبکههای چندلایه همکاری هستند و امارات بهتدریج به یکی از لنگرگاههای اصلی این شبکهها تبدیل میشود. در این میان، هند بیش از هر کشور دیگری از ظرفیتهای ژئوپلیتیک، اقتصادی و فرهنگی امارات برای تثبیت جایگاه خود در غرب آسیا بهره میگیرد.
در سطح نخست، یعنی ژئواکونومی، روابط هند و امارات فراتر از الگوی سنتی «صادرکننده ـ واردکننده انرژی» قرار گرفته است. هرچند انرژی همچنان ستون اصلی این رابطه است، اما آنچه این پیوند را متمایز میکند، تبدیل شدن امارات به یک هاب چندمنظوره برای اقتصاد هند است. دهلی نو که یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد جهان است، نیازمند شرکایی است که علاوه بر تأمین انرژی، امنیت عرضه و ثبات قیمت را تضمین کنند. امارات با زیرساختهای پیشرفته انرژی و رویکرد عملگرایانه در بازارهای جهانی، این نقش را بهخوبی ایفا کرده است.
اما اهمیت واقعی زمانی آشکار میشود که به نقش امارات در جذب و هدایت سرمایه توجه کنیم. دبی و ابوظبی بهعنوان مراکز مالی منطقه، بستری فراهم کردهاند که شرکتهای هندی بتوانند از طریق آن به بازارهای غرب آسیا و آفریقا دسترسی پیدا کنند. در مقابل، سرمایهگذاران اماراتی نیز در پروژههای زیرساختی و فناوری هند حضور فعال دارند. این رابطه در حال گذار از یک همکاری مکمل به یک شبکه درهمتنیده اقتصادی است؛ شبکهای که در آن توسعه بنادر، کریدورهای حملونقل و همکاری در انرژیهای تجدیدپذیر، منافع دو کشور را به یکدیگر گره زده است.
در سطح دوم، یعنی ژئوپلیتیک، اهمیت سفر نخستوزیر هند در بستر بازتعریف ائتلافها و ابتکارات جدید خاورمیانه قابل درک است. یکی از مهمترین این ابتکارات، طرح کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) است که امارات در آن نقشی کلیدی دارد. این کریدور که با هدف اتصال هند به اروپا از طریق شبکهای از بنادر، خطوط ریلی و زیرساختهای دیجیتال طراحی شده، تلاشی برای ایجاد مسیرهای جایگزین در برابر کریدورهای سنتی و پاسخ به رقابتهای ژئوپلیتیک جهانی است.
امارات به دلیل موقعیت جغرافیایی و توانمندیهای زیرساختی، به یک گره حیاتی در این کریدور تبدیل شده است. سیاست خارجی متوازن ابوظبی که روابط خود را با طیف گستردهای از بازیگران جهانی حفظ کرده، برای هند اهمیت ویژهای دارد. دهلی نو که به دنبال حفظ استقلال راهبردی است، از طریق امارات میتواند بدون گرفتار شدن در رقابتهای دوقطبی، حضور خود را در منطقه مدیریت کند. در شرایطی که خاورمیانه با تنشهای ژئوپلیتیک و درگیریهای نظامی روبهروست، امارات برای هند نقش یک نقطه اتکای باثبات را ایفا میکند.
در سطح سوم، یعنی ژئوکلچر، امارات برای هند اهمیتی ویژه دارد. حضور بیش از چهار میلیون هندی در این کشور، پیوندهای اجتماعی و فرهنگی عمیقی ایجاد کرده که فراتر از روابط رسمی دولتها عمل میکند. این جمعیت نهتنها نیروی کار مهمی برای اقتصاد امارات است، بلکه بهعنوان پلی میان دو جامعه عمل میکند و سرمایهای نرم برای سیاست خارجی هند به شمار میرود. مدل حکمرانی امارات که با پذیرش نسبی تنوع مذهبی و فرهنگی همراه است، برای هندِ چندفرهنگی جذابیت ویژهای دارد و زمینه را برای گسترش دیپلماسی فرهنگی دهلی نو فراهم میکند.
در مجموع، سفر نخستوزیر هند به امارات را باید تلاشی برای تعمیق یک رابطه چندبعدی دانست؛ رابطهای که سه سطح اقتصاد، سیاست و فرهنگ را به هم پیوند میدهد و امارات را به لنگرگاهی راهبردی برای هند در نظم جدید خاورمیانه تبدیل کرده است. این لنگرگاه به دهلی نو امکان میدهد حضور خود را در منطقه تثبیت کند، بدون آن که درگیر هزینههای مستقیم بحرانهای پیچیده خاورمیانه شود. به همین دلیل، امارات یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی هند در غرب آسیا باقی خواهد ماند.
نویسنده: سید رضا موسوی – خبرگزاری دید