اسلایدشوافغانستانامنیت و حوادثتحلیلتحلیل و ترجمهحکومتسیاستمنطقهنظامی

سپر روسی در آسمان کابل؛ دفاع هوایی برگ برنده پاکستان را می‌سوزاند؟

حملات هوایی و پهپادی ماه‌های اخیر پاکستان به ولایات مرزی افغانستان، یک واقعیت عریان و تلخ را پیش چشم حکومت طالبان در کابل گذاشت به این معنا که «هرچقدر هم که در جنگ‌های چریکی و زمین بازی زمینی قدرتمند باشید، بدون دکترین دفاع هوایی، حاکمیت ملی و امنیت مرزهایتان در لبه پرتگاه قرار دارد.» جنگنده‌های پاکستانی در جریان تنش‌های مرزی، بدون کمترین هراس یا مانعی وارد حریم هوایی افغانستان شدند، مواضع مورد نظر خود را بمباران کردند و بازگشتند؛ در حالی که حکومت کابل، با وجود به ارث بردن میلیاردها دلار تجهیزات زمینی از ارتش آمریکا، عملاً تماشاگر منفعل آسمانِ بی‌دفاع خود بود. این تقابل، یک شوک استراتژیک برای دکترین نظامی کابل بود؛ شوکی که رهبری طالبان را به این درک واقع‌بینانه رساند که برای بقای حاکمیت خود، باید پاشنه آشیل آسمان افغانستان را با یک «میانبر استراتژیک» بپوشاند.

امضای توافق‌نامه رسمی با روسیه برای دریافت تجهیزات پیشرفته دفاع هوایی، پاسخ مستقیم و ناگزیر حکومت طالبان به همین «دکترین تحقیر هوایی» از سوی اسلام‌آباد بود. بدنه حاکمیت در کابل به خوبی درک کرد که استمرار بی‌دفاعی در برابر نیروی هوایی پیشرفته پاکستان (به‌ویژه جنگنده‌های اف-۱۶)، وزن سیاسی و نظامی آن‌ها را در موازنه منطقه‌ای به شدت تضعیف می‌کند. از آنجا که پایتخت‌های غربی هیچ‌گاه مایل به تسلیح کابل نیستند، حکومت طالبان با واقع بینی، دغدغه‌های امنیتی روسیه و هراس پوتین از گسترش تروریسم فرامرزی مانند داعش خراسان به آسیای مرکزی را هدف گرفت. کابل با دادن تضمین‌های امنیتی مکتوب، مسکو را متقاعد کرد که یک افغانستانِ مجهز به پدافند روسی، به مراتب شریک قابل‌اعتمادتری برای ثبات مرزهای جنوبی روسیه نسبت به یک نظام ضعیف و آسیب‌پذیر خواهد بود.

امضای این توافق‌نامه امنیتی و لجستیکی، موازنه قوا در مرز دیورند را وارد فاز جدیدی می‌کند. تا پیش از این، اسلام‌آباد هروقت اراده می‌کرد، از برگ برنده «نیروی هوایی برتر» برای تنبیه کابل، مهار تنش‌های مرزی یا تحمیل اراده سیاسی خود استفاده می‌کرد. اما استقرار رادارها و سیستم‌های پدافند موشکی روسیه در مرزها، هزینه و ریسک هرگونه ماجراجویی یا تجاوز هوایی آینده را برای ارتش پاکستان به شدت بالا خواهد برد. این توافق به تفاهم‌های پیشین جنبه رسمی و حقوقی می‌بخشد و دست کابل را در مدیریت بحران‌های مرزی بازتر می‌کند؛ چرا که اکنون حکومت طالبان می‌تواند با اتکا به یک «چتر حمایتی و پدافندی»، در زمین بازی مرزی با پاکستان، با ادبیات محکم‌تر و از موضع برابر سخن بگوید. طنز تلخ تاریخ اینجاست که پاکستان سال‌ها از طالبان حمایت کرد تا یک عمق استراتژیک در برابر هند داشته باشد، اما اکنون خودِ این حکومت با اسلحه روسی در حال ایجاد یک عمق استراتژیک پدافندی در برابر پاکستان است.

نکته حائز اهمیت دیگر در این توافق‌نامه، بند مربوط به «ارائه آموزش‌های لازم به نیروهای نظامی» است. تسلیحات پدافندی و راداری مدرن روس، نیازمند دانش بالای فنی و مهندسی است که نیروهای سنتی طالبان فاقد آن هستند. این بند عملاً راه را برای ورود مستشاران نظامی روسیه به خاک افغانستان باز می‌کند؛ رویدادی بی‌سابقه و نمادین که پس از خروج ارتش شوروی در دهه ۸۰ میلادی، تعجب ناظران سیاسی را برانگیخته است. از سوی دیگر، این دگرگونی استراتژیک گویای یک چرخش عمیق در دکترین نظامی کابل است. حکومت طالبان با عبور از میراث تسلیحات آمریکایی موروثی، پیوند خود را با مسکو گره می‌زند تا وابستگی استراتژیک جدیدی را تعریف کند؛ اقدامی که بدون شک با واکنش‌های منفی واشنگتن همراه خواهد شد، اما کابل نشان داد بقای امنیتی در برابر پاکستان را به رضایت غربی‌ها ترجیح می‌دهد.

در نهایت، این چرخش استراتژیک نشان‌دهنده عبور تدریجی حکومت طالبان از ذهنیت جنگ چریکی و ورود به فاز یک دولت متعارف است؛ دولتی که لزوم موازنه قوا و صیانت از قلمرو هوایی را درک می‌کند. اگرچه ورود تسلیحات روسی ممکن است فوراً آسمان افغانستان را کاملاً نفوذناپذیر نکند، اما دوران «آسمانِ بدون کلید» افغانستان را به پایان رسانده است. حکومت طالبان با این دیپلماسی دفاعی، اسلام‌آباد را مجبور ساخت تا در محاسبات نظامی آینده خود علیه همسایه غربی‌اش، تجدیدنظری اساسی و پرهزینه انجام دهد. سپر روسی در آسمان کابل، شاید آغاز فصل جدیدی از بازدارندگی مرزی در شبه‌قاره باشد.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا