امت اسلامی و هویت ملی؛ از واقعیت سیاسی تا رسالت تمدنی
خبرگزاری دید: همانگونه که تعلق به خانواده، تعلق به جامعه را نفی نمیکند، تعلق به یک کشور نیز نباید تعلق به امت اسلامی را از میان ببرد.

یکی از پرسشهای مهم در اندیشه سیاسی اسلام این است که آیا کاربرد واژههایی مانند «ملت» «هویت ملی» «منافع ملی» و «دولت ملی» با جهانبینی اسلامی سازگار است یا آنکه این مفاهیم در عصر جدید جایگزین نادرست مفهوم قرآنی «امت» شدهاند؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که جهان اسلام در یک قرن اخیر، همزمان با شکلگیری دولتهای ملی، ظهور ناسیونالیسم و فروپاشی ساختارهای سنتی وحدت سیاسی مسلمانان، با چالش نسبت میان هویت ملی و هویت اسلامی روبهرو بوده است.
قرآن کریم در کنار بهرسمیت شناختن تنوع اقوام، زبانها و ملتها، هویت بنیادین مسلمانان را در قالب «امت» تعریف میکند. خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» و در آیهای دیگر تصریح میکند: «وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». این دو آیه در کنار هم نشان میدهند که اسلام نه تنوع قومی و ملی را انکار میکند و نه آن را معیار ارزشگذاری انسانها میداند. ملتها، اقوام و سرزمینها واقعیتهای طبیعی و اجتماعی زندگی بشر هستند؛ اما معیار برتری در نگاه قرآن، تقوا، عدالت و فضیلت انسانی است، نه قومیت، نژاد و جغرافیا.
سنت نبوی نیز همین حقیقت را تأیید میکند. پیامبر اکرم ﷺ تعلق انسان به خانواده، قبیله و سرزمین را نفی نکردند، اما با هرگونه تعصب کور قومی و نژادی به مقابله برخاستند. آن حضرت فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِیَّةٍ» و در خطبه حجةالوداع اعلام کردند که هیچ عربی بر عجم و هیچ عجمی بر عرب برتری ندارد مگر به تقوا. از اینرو، اسلام با وطندوستی مخالف نیست؛ بلکه با ملیگرایی افراطی و برتریطلبانهای مخالفت میکند که انسان را از ارزشهای الهی دور ساخته و به تعصب قومی و نژادی سوق میدهد.
هویت ملی و هویت امت اسلامی، هرچند دارای ویژگیها و کارکردهای متفاوتاند، اما لزوماً در تعارض با یکدیگر قرار ندارند. هویت ملی بر جغرافیا، سرزمین، تاریخ، فرهنگ و ساختار سیاسی یک کشور استوار است و هدف آن حفظ منافع ملی، امنیت ملی، انسجام اجتماعی و استقلال سیاسی یک ملت است. در مقابل، هویت امت اسلامی بر ایمان، عقیده و ارزشهای مشترک دینی استوار بوده و هدف آن حفظ عزت، وحدت، اقتدار و مصالح امت اسلامی و تحقق آرمانهای تمدنی اسلام است. هویت ملی یک واقعیت سیاسی و اجتماعی است، اما هویت امت اسلامی یک حقیقت اعتقادی، تمدنی و راهبردی بهشمار میرود.
برای فهم بهتر نسبت این دو هویت میتوان از مثال خانواده و جامعه بهره گرفت. همانگونه که تعلق انسان به خانواده، او را از مسئولیت نسبت به جامعه محروم نمیسازد، تعلق به یک ملت و سرزمین نیز نباید پیوند او با امت اسلامی را تضعیف کند. خانواده نزدیکترین دایره هویتی انسان است و جامعه دایرهای گستردهتر که خانواده در درون آن معنا مییابد. به همین ترتیب، هویت ملی بیانگر تعلق طبیعی انسان به وطن، فرهنگ و تاریخ خویش است، در حالی که هویت اسلامی افق وسیعتر و راهبردیتری را ترسیم میکند که همه مسلمانان را در قالب امت واحده به یکدیگر پیوند میدهد. همانگونه که محبت به خانواده با مسئولیت اجتماعی منافات ندارد، عشق به وطن و پاسداری از منافع ملی نیز با وفاداری به امت اسلامی در تعارض نیست. مشکل زمانی پدید میآید که خانواده جای جامعه را بگیرد یا هویت ملی جایگزین هویت اسلامی شود. راهبرد اسلام آن است که ملتها همچون خانوادههای بزرگ امت اسلامی باشند؛ هویت ملی حفظ گردد، اما در خدمت وحدت، عزت و مصالح امت اسلامی قرار گیرد.
در جهان معاصر، دولت ملی یک واقعیت سیاسی انکارناپذیر است. کشورهای اسلامی دارای مرزهای مشخص، ساختارهای حکومتی مستقل، منافع ملی، امنیت ملی و هویت ملی هستند. اسلام نیز مسلمانان را به حفظ امنیت، آبادانی سرزمین، دفاع از استقلال کشور و خدمت به مردم فرا میخواند. از این منظر، سخن گفتن از منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی نهتنها با اسلام تعارضی ندارد، بلکه در بسیاری موارد از وظایف شرعی و اجتماعی حکومتها به شمار میرود. آنچه محل نقد اندیشمندان اسلامی بوده است، تبدیل شدن ملیت به یک ایدئولوژی مطلق و جایگزین شدن آن بهجای هویت امت اسلامی است.
بسیاری از متفکران برجسته جهان اسلام بر این نکته تأکید کردهاند. سید ابوالاعلی مودودی معتقد بود که اسلام یک نظام جهانی مبتنی بر عقیده است و ملیگرایی افراطی امت اسلامی را به واحدهای پراکنده تقسیم میکند. ابوالحسن علی ندوی نیز ظهور ناسیونالیسم عربی، ترکی، ایرانی و هندی را از عوامل مهم ضعف و تفرقه جهان اسلام در دوران جدید میدانست. سید قطب بر این باور بود که تنها پیوند اصیل و پایدار در اسلام، پیوند عقیده است و هرگاه قومیت و ملیت جایگزین ایمان شود، جامعه اسلامی به نوعی جاهلیت مدرن بازخواهد گشت. در مقابل، اندیشمندانی چون یوسف قرضاوی و راشد غنوشی میان وطندوستی و ناسیونالیسم افراطی تفاوت قائل شده و تأکید کردهاند که دولت ملی میتواند در چارچوب ارزشهای اسلامی فعالیت کند، مشروط بر آنکه هویت ملی جایگزین هویت امت نشود.
در این نگاه، هویت ملی و هویت اسلامی دو مفهوم متعارض نیستند، بلکه هویت ملی در چارچوب هویت بزرگتر امت اسلامی معنا پیدا میکند. مسلمان میتواند به سرزمین، فرهنگ و تاریخ ملی خود افتخار کند و همزمان خود را عضوی از امت واحده اسلامی بداند. همانگونه که تعلق به خانواده، تعلق به جامعه را نفی نمیکند، تعلق به یک کشور نیز نباید تعلق به امت اسلامی را از میان ببرد.
یکی از آسیبهای جدی جهان اسلام در دوران معاصر، گرفتار شدن در دام قومگرایی، نژادپرستی و فاشیسم قومی بوده است. تجربه تاریخی نشان میدهد هرگاه قومیت و نژاد به معیار حق و باطل تبدیل شدهاند، وحدت اسلامی آسیب دیده، عدالت قربانی شده و زمینه برای مداخله قدرتهای خارجی فراهم گردیده است. بسیاری از بحرانهای سیاسی، جنگهای داخلی و شکافهای اجتماعی در کشورهای اسلامی ریشه در همین تعصبات قومی و نژادی دارد. اسلام از مسلمانان میخواهد که قوم و ملت خود را دوست داشته باشند، اما حق را فدای قوم نکنند و عدالت را قربانی تعصب نسازند.
امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به منطق قرآنی امت است. این بازگشت به معنای نفی دولتهای ملی یا نادیده گرفتن واقعیتهای سیاسی موجود نیست، بلکه به معنای قرار دادن هویت اسلامی در جایگاه راهبردی و تمدنی آن است. کشورهای اسلامی میتوانند استقلال سیاسی و منافع ملی خود را حفظ کنند و در عین حال در عرصههای فرهنگی، اقتصادی، علمی، سیاسی و دفاعی همکاری گستردهای با یکدیگر داشته باشند. همانگونه که کشورهای دیگر جهان در قالب اتحادیهها و سازمانهای منطقهای منافع مشترک خود را دنبال میکنند، امت اسلامی نیز میتواند ضمن حفظ تنوع ملی، بر پایه ارزشهای مشترک دینی و تمدنی به سوی همگرایی حرکت کند.
بنابراین، از منظر قرآن، سنت و اندیشه غالب متفکران اسلامی، واژه «ملی» ذاتاً گمراهکننده نیست، اما هنگامی که به ایدئولوژی ملیگرایی افراطی تبدیل شود و جایگزین مفهوم امت گردد، با روح جهانبینی اسلامی ناسازگار خواهد بود. اسلام وجود ملتها را به رسمیت میشناسد، اما آنها را هدف نهایی نمیداند. هویت ملی یک واقعیت اجتماعی و سیاسی است، اما هویت امت اسلامی یک حقیقت قرآنی، تمدنی و راهبردی است. آینده جهان اسلام نه در نفی ملتها و نه در تقدیس قومیتها، بلکه در جمع خردمندانه میان هویت ملی و هویت اسلامی نهفته است؛ جمعی که در آن ملتها حفظ میشوند، اما در خدمت آرمان بزرگ وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامی قرار میگیرند و مفهوم قرآنی «امت واحده» بار دیگر به محور اندیشه و عمل مسلمانان تبدیل میشود.
نویسنده: عبدالرؤوف توانا – خبرگزاری دید