اجتماعاسلایدشوتروریسمجنگجهانسیاستگزارش

یهودیان چپ‌گرا در فرانسه؛ از فاصله‌گذاری با صهیونیزم تا بازخوانی هویت در سایه جنگ غزه

خبرگزاری دید: در حالی ‌که بخش بزرگی از جامعه یهودیان فرانسه نگران اوج‌گیری دوباره یهودستیزی است، گروهی کوچک اما رو به رشد از روشنفکران، فعالان و خاخام‌های منتقد، بیش از هر چیز از هم‌ذات‌پنداری اجباری با سیاست‌های دولت اسرائیل بیم دارند. جنگ غزه، بار دیگر بحث قدیمی «رابطه یهودیت و صهیونیزم» را در فرانسه زنده کرده و شکاف‌های فکری تازه‌ای را آشکار ساخته است.

در فضای سیاسی و اجتماعی فرانسه، جایی که یهودیان تاریخی طولانی از تبعیض، مهاجرت و ادغام را پشت سر گذاشته‌اند، جنگ غزه بار دیگر پرسش‌های بنیادین درباره نسبت یهودیت و صهیونیزم را به سطح آورده است. بسیاری از یهودیان فرانسوی از افزایش یهودستیزی نگران‌اند، اما گروهی دیگر بیش از هر چیز از این بیم دارند که با دولتی همسو شناخته شوند که به‌گفته آنان، در غزه مرتکب جنایت‌های سنگین شده است. این دوگانه، امروز به یکی از مهم‌ترین خطوط گسل در میان ۶۰۰ هزار یهودی فرانسه تبدیل شده است.

چهره‌هایی چون اِلاد لاپیدوت، استاد مطالعات عبری، تأکید می‌کنند که مخالفت با سیاست‌های اسرائیل را نمی‌توان یهودستیزی دانست. او می‌گوید در شرایطی که «به نام حفاظت از یهودیان، یک نسل‌کشی در حال وقوع است» سکوت یا همراهی، اخلاقاً ممکن نیست. روشنفکرانی مانند رونی برومن و اتیین بالیبار نیز داوطلبانه موضع گرفته‌اند و حتی فیلسوف راست‌گرایی چون آلن فینکل‌کروت اعتراف می‌کند که «به‌عنوان یک یهودی، از اقدامات دولت اسرائیل لکه‌دار شده است».

این شکاف فکری، ریشه‌های تاریخی دارد. از پایان قرن هجدهم، یهودیان فرانسه میان سه مسیر سیاسی تقسیم شدند: جمهوری‌خواهی، سوسیالیزم و بوندیزم، و در نهایت صهیونیزم که تا دهه‌ها در حاشیه بود. اما پس از هولوکاست و سپس جنگ ۱۹۶۷، صهیونیزم به محور هویت یهودیان جهان تبدیل شد. امروز اما، نسل جدیدی از یهودیان چپ‌گرا معتقدند زمان «آزادسازی یهودیت از صهیونیزم» فرا رسیده است.

در مقابل، صهیونیست‌های چپ‌گرا مانند برونو کارسنتی بر این باورند که یهودیت دیاسپورایی و اسرائیل دو بخش جدایی‌ناپذیر یک تجربه تاریخی‌اند. او صهیونیزم نخستین را «جنبشی آزادی‌بخش» می‌داند که هدفش ایجاد یک «دولت-پناهگاه» برای یهودیان بود، نه پروژه‌ای استعماری. از نگاه او، سیاست‌های امروز اسرائیل نتیجه «انحرافات تاریخی» پس از ۱۹۶۷ و ۱۹۷۷ است، نه ذات صهیونیزم.

در سوی دیگر، یهودیان ضدصهیونیست مانند میشل فِهِر و شائول مجید بر این باورند که صهیونیزم یهودیت را از معنای اخلاقی و تبعیدی خود تهی کرده است. آنان تبعید را نه یک ضعف، بلکه «سرچشمه‌ای اخلاقی» می‌دانند که می‌تواند یهودیت را از ملی‌گرایی و خشونت رها کند. فِهِر حتی پیشنهاد می‌کند یهودیان «به‌جای فرار از کلیشه‌های یهودستیزانه، آن‌ها را به ابزار نقد قدرت تبدیل کنند»؛ همان کاری که فیلسوفانی چون فروید و باتلر در حوزه‌های دیگر انجام دادند.

در فرانسه، گروه‌هایی مانند اتحادیه یهودیان فرانسوی برای صلح (UJFP) و تسدک (Tsedek) نمایندگان این جریان ضدصهیونیستی‌اند. آنان با وجود فشارهای سیاسی و محدودیت‌های بانکی، بر حمایت از فلسطینی‌ها و نقد صریح اسرائیل پافشاری می‌کنند. فعالانی چون میشل سیبونی می‌گویند پرسش اصلی این نیست که «یهودی بودن چیست»، بلکه این است که «چگونه می‌توان در زمانی که اسرائیل به نام یهودیان دست به جنایت می‌زند، یهودی بود».

در نهایت، آنچه امروز در فرانسه دیده می‌شود، نه یک جدال ساده سیاسی، بلکه بازتعریف هویت است: آیا یهودیت باید با دولت ـ ملت اسرائیل گره بخورد، یا می‌تواند از آن فاصله بگیرد و معنایی تازه بیابد؟ جنگ غزه، این پرسش را از حاشیه به متن آورده و به نظر می‌رسد این بحث، آینده هویت یهودی در فرانسه را برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا