اسلایدشوافغانستانتحلیلتروریسمجنگسیاستنظامی

بگرام؛ نماد شکست راهبردی آمریکا و آغاز خلأ امنیتی در افغانستان

نویسنده: راحل موسوی

خبرگزاری دید: خروج ناگهانی و شبانه نیروهای آمریکایی از پایگاه هوایی بگرام در ۲ جولای ۲۰۲۱، تنها پایان حضور نظامی بیست‌ساله آمریکا در افغانستان نبود، بلکه نقطه عطفی در آشکار شدن شکست یک راهبرد پرهزینه، ناکارآمد و فاقد آینده‌نگری بود. پایگاهی که زمانی بزرگ‌ترین مرکز عملیاتی آمریکا در آسیای مرکزی به شمار می‌رفت، در سکوت و بدون اطلاع قبلی به نیروهای افغانستانی، تخلیه شد. این اقدام نه‌تنها از منظر نظامی، بلکه از جنبه سیاسی، امنیتی و روانی نیز پیامدهای عمیقی بر جای گذاشت.

تصمیم واشنگتن برای ترک بگرام، بیش از آن که یک عقب‌نشینی تاکتیکی باشد، نشانه فروپاشی اعتماد آمریکا به ساختار امنیتی و سیاسی‌ای بود که خود طی دو دهه برای ایجاد آن میلیاردها دالر هزینه کرده بود. نیروهای آمریکایی در حالی پایگاه را ترک کردند که حتی فرماندهان ارتش افغانستان از زمان دقیق خروج اطلاع نداشتند. این اقدام، انسجام نیروهای امنیتی را به شدت تضعیف کرد و پیام روشنی به مخالفان مسلح فرستاد: آمریکا دیگر اراده‌ای برای حفظ دولت کابل ندارد.

از منظر راهبردی، بزرگ‌ترین خطای آمریکا آن بود که مأموریت خود را بر پایه اهدافی بنا کرد که میان آرمان‌گرایی سیاسی و واقعیت‌های اجتماعی افغانستان فاصله‌ای عمیق وجود داشت. واشنگتن تلاش کرد الگویی از دولت‌سازی، مردم‌سالاری و ارتش مدرن را در کشوری پیاده کند که با چالش‌های تاریخی، قومی، قبیله‌ای و اقتصادی پیچیده روبه‌رو بود. در نتیجه، بسیاری از نهادهای ایجادشده به جای اتکا بر مشروعیت داخلی، به کمک‌های خارجی وابسته ماندند و با قطع این حمایت‌ها، به سرعت فروپاشیدند.

خروج بدون برنامه از بگرام، ضعف مدیریت بحران را نیز آشکار کرد. آمریکا سال‌ها مدعی بود که ارتش افغانستان توانایی دفاع مستقل از کشور را به دست آورده است، اما تنها چند هفته پس از تخلیه این پایگاه، روند سقوط ولایت‌ها شتاب گرفت و سرانجام دولت جمهوری افغانستان فروپاشید. این رخداد نشان داد که آموزش و تجهیز نظامی، بدون ایجاد مشروعیت سیاسی، انسجام ملی و خودکفایی اقتصادی، نمی‌تواند ضامن ثبات باشد.

در سطح منطقه‌ای نیز خروج از بگرام موازنه قدرت را دگرگون کرد. خلأ ناشی از عقب‌نشینی آمریکا، زمینه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای برای افزایش نفوذ در افغانستان را فراهم ساخت. همزمان، نگرانی کشورهای همسایه درباره گسترش تروریزم، قاچاق مواد مخدر، مهاجرت‌های گسترده و بی‌ثباتی مرزی افزایش یافت. به بیان دیگر، آمریکا اگرچه حضور نظامی خود را پایان داد، اما بسیاری از پیامدهای امنیتی و سیاسی این خروج همچنان بر دوش کشورهای منطقه باقی ماند.

از منظر بین‌المللی نیز بگرام به نمادی از کاهش اعتبار راهبردی آمریکا تبدیل شد. بسیاری از متحدان واشنگتن این پرسش را مطرح کردند که اگر آمریکا پس از دو دهه سرمایه‌گذاری و حضور گسترده، به چنین شکلی افغانستان را ترک می‌کند، تا چه اندازه می‌توان به تعهدات بلندمدت آن در دیگر بحران‌های جهانی اعتماد کرد؟ تصاویر خروج آشفته نیروهای آمریکایی و فروپاشی سریع دولت کابل، به یکی از مهم‌ترین آسیب‌های حیثیتی سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های اخیر تبدیل شد.

با این حال، نقد این رویداد نباید تنها متوجه واشنگتن باشد. بخش مهمی از بحران افغانستان ریشه در ضعف ساختارهای داخلی، فساد گسترده، اختلافات سیاسی، وابستگی اقتصادی و ناکامی نخبگان در ایجاد اجماع ملی داشت. خروج آمریکا صرفاً این ضعف‌های انباشته را آشکار کرد و روند فروپاشی را که سال‌ها پیش از ترک بگرام آغاز شده بود، سرعت بخشید.

پنج سال پس از آن رویداد، بگرام همچنان نماد یک درس بزرگ در سیاست بین‌الملل است؛ این که قدرت نظامی، هرچند عظیم باشد، نمی‌تواند جایگزین مشروعیت سیاسی، دولت کارآمد و مشارکت واقعی مردم شود. تجربه افغانستان نشان داد که ملت‌سازی با ابزار نظامی، بدون شناخت دقیق از بافت فرهنگی و اجتماعی یک کشور، سرانجامی جز بی‌ثباتی و شکست ندارد.

امروز سالروز خروج نیروهای آمریکایی از بگرام، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی دو دهه اخیر است؛ رویدادی که نه‌تنها سرنوشت افغانستان را دگرگون کرد، بلکه نگاه جهان به توانایی آمریکا در مدیریت بحران‌های بین‌المللی را نیز با پرسش‌های جدی مواجه ساخت. بگرام دیگر تنها یک پایگاه نظامی نیست، بلکه نماد هزینه‌های سنگین تصمیم‌های راهبردی بدون چشم‌انداز پایدار و عبرتی برای همه قدرت‌هایی است که می‌کوشند با اتکا به نیروی نظامی، آینده سیاسی ملت‌ها را رقم بزنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا