خبرگزاری دید: در تاریخ ملتها، لحظاتی وجود دارد که تنها یک حادثه سیاسی یا نظامی نیستند، بلکه به آزمونی برای وجدان بشری و معیار سنجش عدالت، اخلاق و مسئولیت انسانها تبدیل میشوند. غزه امروز یکی از همین لحظههای سرنوشتساز است؛ سرزمینی کوچک که در برابر دیدگان جهانیان، به صحنه یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی عصر حاضر تبدیل شده است. آنچه در غزه رخ داده، تنها ویرانی ساختمانها و تغییر معادلات سیاسی نیست؛ بلکه محک بزرگی برای ارزشهایی است که جهان معاصر سالها از آنها سخن گفته است؛ ارزشهایی همچون حقوق بشر، کرامت انسانی، حمایت از غیرنظامیان و عدالت بینالمللی.

هزاران کودک، زن، سالمند و غیرنظامی در میان آتش، آوار، گرسنگی، تشنگی، بیماری و آوارگی، قربانی جنگی شدهاند که آثار آن از مرزهای فلسطین فراتر رفته و وجدان تاریخ را به چالش کشیده است. نابودی خانهها، مدارس، دانشگاهها، بیمارستانها، عبادتگاهها و زیرساختهای حیاتی، تنها خسارتهای مادی نیست، بلکه ضربهای بر حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و آینده یک ملت به شمار میرود. کودکانی که باید در کلاسهای درس آینده خود را میساختند، در میان صدای انفجار و ویرانهها بزرگ میشوند و خانوادههایی که باید در امنیت زندگی میکردند، امروز در اردوگاههای آوارگان یا زیر آسمان بیپناه روزگار میگذرانند.
اما غزه تنها قربانی بمباران نیست؛ محاصره، کمبود غذا، دارو، آب آشامیدنی، برق و خدمات درمانی نیز میلیونها انسان را در شرایطی دشوار قرار داده است. این وضعیت، بحران غزه را از یک جنگ متعارف فراتر برده و آن را به یکی از پیچیدهترین بحرانهای انسانی معاصر تبدیل کرده است.
یکی از تلخترین واقعیتهای این بحران، آشکار شدن معیارهای دوگانه در نظام بینالملل است. سالها از حقوق بشر، آزادی، عدالت و حمایت از غیرنظامیان سخن گفته شده است؛ اما هنگامی که مردم غزه بیش از هر زمان دیگر به این ارزشها نیاز داشتند، بخش مهمی از جامعه جهانی یا سکوت اختیار کرد یا با مواضع سیاسی خود نتوانست مانع ادامه رنج غیرنظامیان شود. عدالت زمانی معنا دارد که برای همه ملتها یکسان اجرا شود. اگر جان یک انسان در نقطهای از جهان ارزشمند باشد و در نقطهای دیگر نادیده گرفته شود، عدالت از معنا تهی خواهد شد و اعتماد ملتها به نظام بینالمللی آسیب خواهد دید.
مساله فلسطین نیز صرفاً به تحولات اخیر محدود نمیشود، بلکه ریشه در دههها اشغال، آوارگی، منازعه و تلاش برای احقاق حقوق یک ملت دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این مساله با راهکارهای صرفاً نظامی حل نشده و نخواهد شد. هرچه فشارها افزایش یافته، مساله فلسطین بیش از گذشته به موضوعی جهانی تبدیل شده و ملتهای مختلف در نقاط گوناگون جهان خواستار رعایت حقوق غیرنظامیان، توقف خشونت و برقراری عدالت شدهاند.
در کنار بحران غزه، دامنه تنشها به جرم دفاع از فلسطین به دیگر کشورهای منطقه نیز گسترش یافت. لبنان بار دیگر شاهد حملات گسترده نظامی و خسارتهای انسانی و اقتصادی شد؛ یمن، در حالی که خود سالها با بحران انسانی روبهرو بوده است، وارد مرحله تازهای از تنشها گردید؛ و جمهوری اسلامی ایران نیز در مقاطع مختلف از طرف امریکا هدف حملات نظامی قرار گرفته عملا در جنگ با قدرت های طاغوتی قرار گرفته است .
این تحولات نشان داد که بحران فلسطین دیگر محدود به یک جغرافیا نیست، بلکه به مسالهای منطقهای با پیامدهای گسترده اسلامی ، امنیتی و انسانی تبدیل شده است.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران و ملتهای مسلمان، این فشارها و حملات در پی حمایت سیاسی، دیپلماتیک یا دیگر اشکال حمایت از آرمان فلسطین و مخالفت با ادامه رنج مردم غزه صورت گرفته است. فارغ از اختلاف دیدگاههای سیاسی، واقعیت آن است که گسترش دامنه جنگ، امنیت همه ملتهای منطقه را تهدید میکند و هزینه آن را پیش از همه، مردم عادی و غیرنظامیان میپردازند.
در این میان، تلاشها و مواضع کشورهایی که بر حمایت از حقوق ملت فلسطین، دفاع از مردم غزه و ضرورت پایان دادن به رنج غیرنظامیان تأکید کردهاند، از سوی بسیاری از ملتهای مسلمان و آزادیخواهان جهان مورد توجه قرار گرفته است. هرگونه اقدام مشروع سیاسی، دیپلماتیک، حقوقی و بشردوستانه برای حمایت از مردم فلسطین، ارسال کمکهای انسانی، دفاع از حقوق ملتها و تلاش برای جلوگیری از گسترش جنگ، اقدامی شایسته تقدیر و مسئولیتی اخلاقی در برابر انسانیت به شمار میآید.
از منظر قرآن کریم، قدرت هرگز تضمینکننده بقا نیست. تاریخ تمدنها گواه آن است که حکومتهایی با عظمت ظاهری، هنگامی که بر پایه ظلم، فساد و طغیان بنا شدند، سرانجام سقوط کردند. خداوند در سوره فجر از عاد، ثمود و فرعون یاد میکند؛ اقوام و حکومتهایی که در زمین سرکشی کردند، فساد را گسترش دادند و سرانجام گرفتار سنت الهی شدند. قرآن با این بیان، قانونی همیشگی را یادآور میشود که ظلم، هر اندازه قدرتمند باشد، پایدار نخواهد ماند و هیچ قدرتی از حساب عدالت الهی بیرون نیست.
در چنین شرایطی، مسوولیت امت اسلامی نیز سنگینتر از همیشه است. امت اسلامی تنها با احساس همدردی رسالت خود را انجام نمیدهد، بلکه باید از همه ظرفیتهای مشروع سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، حقوقی و انسانی برای حمایت از مظلومان، دفاع از کرامت انسان و کاهش آلام غیرنظامیان بهره گیرد. تاریخ درباره ملتها و رهبرانی که در کنار مظلوم ایستادند و نیز درباره کسانی که سکوت اختیار کردند یا منافع سیاسی را بر ارزشهای انسانی ترجیح دادند، قضاوت خواهد کرد.
غزه امروز تنها یک منطقه جنگی نیست؛ بلکه آینهای است که چهره واقعی انسانها، دولتها، نهادهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر را آشکار ساخته است. این سرزمین به نمادی از مقاومت، رنج، امید و مطالبه عدالت تبدیل شده است. در برابر این آزمون، هیچکس نمیتواند خود را از مسوولیت اخلاقی و انسانی جدا بداند.
پیام غزه برای جهان روشن است: انسانیت بدون عدالت معنا ندارد؛ قدرت بدون اخلاق به ابزار ظلم تبدیل میشود؛ و تمدنی که رنج انسانهای بیگناه را نادیده بگیرد، دیر یا زود با داوری سخت تاریخ و سنتهای تغییرناپذیر الهی روبهرو خواهد شد.
آیندگان خواهند پرسید که در روزگاری که کودکان زیر آوار جان میدادند، خانوادهها آواره میشدند و انسانهای بیدفاع قربانی جنگ بودند، صاحبان قدرت، اندیشه و ایمان در کدام سوی تاریخ ایستادند. این پرسشی است که نه تنها سیاستمداران، بلکه همه انسانها باید برای آن پاسخی در پیشگاه وجدان، تاریخ و خداوند متعال داشته باشند.
درس بزرگ غزه آن است که هیچ ملتی با ظلم به عزت پایدار نمیرسد، هیچ قدرتی با تجاوز جاودانه نمیماند و هیچ مظلومی برای همیشه فراموش نخواهد شد؛ زیرا سنت الهی بر آن است که حق سرانجام آشکار میشود و عدالت، هرچند با تأخیر، راه خود را خواهد یافت.
نویسنده: عبدالرؤوف توانا