بررسی نقش زنان در جامعه افغانستان؛ چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده
خبرگزاری دید: سیر تحولات سیاسی و اجتماعی در فلات ایران و آسیای مرکزی، همواره تحت تأثیر دگرگونیهای ساختاری در کشور افغانستان بوده است. در این میان، نقش زنان در جامعه افغانستان یکی از کلیدیترین و در عین حال پیچیدهترین مباحثی است که در دهههای اخیر، توجه تحلیلگران، رسانهها و سازمانهای بینالمللی را به خود جلب کرده است. زنان افغان در طول تاریخ معاصر این کشور، فراز و نشیبهای بیسابقهای را تجربه کردهاند؛ از حضور در عرصههای عالی مدیریتی و پارلمانی تا خانهنشینی اجباری در دورههای مختلف تحولات سیاسی.

در این مقاله، تلاش داریم تا با نگاهی به حضور زنان در جامعه افغانستان، ابعاد مختلف فعالیتهای اجتماعی، چالشهای ساختار سنتی، وضعیت بهداشت و رسانه، و نگاه حاکمیت فعلی به این قشر تأثیرگذار را بررسی کنیم.
نقش زنان در اجتماع و سیاست افغانستان چگونه است؟
بررسی نقش زنان در جامعه امروز افغانستان نشان میدهد که این نقش همواره در تعلیق میان سنت و مدرنیته بوده است. تا پیش از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۱، ساختار حقوقی و سیاسی افغانستان به گونهای تعریف شده بود که بسترهای مناسبی را برای مشارکت سیاسی زنان فراهم میکرد. حضور ۲۷ درصدی زنان در پارلمان افغانستان، فعالیت در وزارتخانهها، سفارتخانهها و نهادهای قضایی، جلوهای از تلاش جامعه برای حرکت به سمت توسعه متوازن بود.
در بُعد اجتماعی نیز، نسل جدیدی از زنان تحصیلکرده در حوزههای پزشکی، مهندسی، خبرنگاری و کارآفرینی وارد بازار کار شدند. با این حال، واقعیت این است که این حضور پررنگ بیشتر در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف مشهود بود و زنان در مناطق روستایی و دورافتاده همچنان با محدودیتهای شدید ساختاری دستوپنجه نرم میکردند.
امروزه، با وجود تغییر در ساختار سیاسی و حذف رسمی از مناصب دولتی، نقش و جایگاه زنان در جامعه افغانستان در لایههای زیرین اجتماع، به شکل مقاومت مدنی، آموزشهای زیرزمینی و تلاش برای حفظ هویت اقتصادی در قالب مشاغل خانگی ادامه دارد. زنان افغان نشان دادهاند که حضور سیاسی لزوماً به معنای داشتن صندلی در پارلمان نیست، بلکه تلاش برای تغییر وضعیت موجود، خود بالاترین سطح از کنشگری سیاسی است.
جامعه مردسالاری افغانستان چه فرصتهایی را برای زنان بهوجود آورد؟
طرح این پرسش که یک جامعه سنتی و مردسالار چگونه میتواند برای زنان فرصتآفرین باشد، در نگاه اول متناقض به نظر میرسد. اما واقعیتهای تاریخی و جامعهشناختی نشان میدهد که فشارهای ساختاری در جامعه مردسالار، به طور ناخواسته زمینهساز شکلگیری جریانهای قوی خوداتکایی و خلاقیت در میان زنان شده است. زمانی که بسترهای رسمی به روی یک قشر بسته میشود، پتانسیلهای پنهان در لایههای غیررسمی فعال میشوند.
- توسعه نهادهای همبستگی زنان: محدودیتهای اجتماعی سبب شد تا زنان برای پیشبرد اهداف خود، شبکههای غیررسمی، انجمنهای خیریه و کارگاههای تولیدی مستقل زنانه ایجاد کنند. این همبستگی، سرمایه اجتماعی بینظیری را میان آنها شکل داده است.
- رشد کارآفرینی خرد و خانگی: در بستری که حضور در ادارات رسمی با چالش مواجه بود، زنان به سمت صنایع دستی، قالیبافی، خیاطی، زعفرانکاری و تجارتهای آنلاین سوق پیدا کردند. این کسبوکارهای کوچک امروزه به ستون فقر اقتصادی بسیاری از خانوادهها در شرایط بحران مالی افغانستان تبدیل شده است.
- افزایش انگیزه برای تحصیل و مهارتآموزی: تجربه محدودیتها، نسل جدید دختران را به این باور رساند که آموزش تنها ابزار نجات، کسب استقلال و تغییر سرنوشت است؛ پدیدهای که میزان تقاضا برای آموزش (حتی به صورت آنلاین، بورسیههای فرامرزی و کلاسهای پنهان) را در سالهای اخیر به شدت افزایش داده است.
بنابراین، اگرچه ساختار مردسالار یک مانع بزرگ و فرساینده است، اما پافشاری بر بقا، ظرفیتهای جدیدی از تابآوری و خودشکوفایی را در میان زنان افغان آزاد کرده است که در شرایط عادی شاید به این سرعت شکوفا نمیشد.
جایگاه زنان در سیاست طالبان
بدون شک، چالشبرانگیزترین فصل از کتاب تحولات معاصر افغانستان، جایگاه زنان در سیاست طالبان در افغانستان است. با روی کار آمدن دوباره حکومت سرپرست در آگوست ۲۰۲۱، استراتژیهای کلان دولتی دستخوش تغییرات بنیادین شد که بیشترین و مستقیمترین تأثیر آن بر زندگی و حقوق عمومی زنان سایه افکند.
سیاستهای رسمی حاکمیت فعلی در قبال زنان را میتوان در چند محور کلیدی خلاصه کرد:
- محدودیتهای آموزشی سیستماتیک: تعلیق آموزش دختران فراتر از دوره ابتدایی (کلاس ششم) و ممنوعیت ورود دختران و زنان به دانشگاههای دولتی و خصوصی.
- اشتغال در بخشهای محدود: منع کار زنان در ادارات دولتی و سازمانهای غیردولتی بینالمللی ((NGOها، به استثنای بخشهای محدودی از سلامت، بهداشت و آموزش ابتدایی که حضور زنان در آنها غیرقابل جایگزین است.
- قوانین پوشش و سفر: وضع قوانین سختگیرانه در خصوص نوع حجاب و الزام همراهی محرم در سفرهای طولانیمدت یا خروج از کشور.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که نگاه حکومت فعلی به زنان، ریشه در برداشتهای خاص از شریعت و ساختار سنتهای قبیلهای دارد. این سیاستها نه تنها با انتقادات گسترده داخلی و بیانیههای تند نهادهای بینالمللی مواجه شده، بلکه به عنوان یکی از موانع اصلی به رسمیت شناخته شدن حکومت طالبان از سوی جامعه جهانی عمل میکند. با این حال، بحثها و چانهزنیهای درونساختاری در میان مقامات تفکرات مختلف طالبان درباره احتمال بازگشایی مدارس و دانشگاهها تحت شرایط جدید، همچنان به عنوان یک موضوع داغ و تعیینکننده در آینده سیاسی کشور مطرح است.
هنر، ادبیات و رسانه؛ تریبونهای نوین زنان افغان
یکی از ابعاد نادیده گرفته شده در بررسی حضور زنان در جامعه افغانستان، نقش نقشآفرینی آنها در حوزه فرهنگ، ادبیات و رسانههای دیجیتال است. حتی پس از محدودیتهای شدید رسانهای، زنان و دختران افغان قلم و صدای خود را زمین نگذاشتهاند.
امروزه موج جدیدی از نویسندگی، شعر و روزنامهنگاری شهروندی در میان زنان افغان شکل گرفته است. بسیاری از زنان روزنامهنگار که مجبور به ترک دفاتر کاری خود شدند، با راهاندازی پادکستها، کانالهای یوتیوب، مجلات آنلاین و رسانههای مستقل در تبعید، روایتگر مستقیم وضعیت داخل کشور هستند. ادبیات معاصر افغانستان اکنون بیش از هر زمان دیگری لحنی زنانه، معترض و هوشمندانه به خود گرفته است؛ هنری که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و صدای مظلومیت و در عین حال ایستادگی این قشر را به گوش جهانیان میرساند.
وضعیت بهداشت و سلامت زنان؛ بحرانی در سایه محدودیتها
نمیتوان از نقش زنان در جامعه امروز افغانستان سخن گفت و به وضعیت حیاتی بهداشت و سلامت آنها اشاره نکرد. محدودیتهای تحصیلی و کاری برای زنان، مستقیماً سیستم بهداشت و درمان افغانستان را با تهدید جدی مواجه کرده است.
با منع تحصیل دختران در رشتههای پزشکی و پرستاری، جامعه افغانستان در سالهای آینده با کمبود شدید پزشک، قابله (ماما) و پرستار زن مواجه خواهد شد. در جامعهای سنتی که حضور پزشک زن برای درمان بیماران زن یک ضرورت مطلق است، این کمبود میتواند آمار مرگومیر مادران و نوزادان را به طور چشمگیری افزایش دهد. هرچند حاکمیت فعلی به زنان اجازه کار در بخشهای درمانی را داده است، اما بدون تربیت نیروی متخصص جدید، این بخش نیز در بلندمدت دچار فروپاشی خواهد شد. این مسئله نشان میدهد که حقوق زنان یک موضوع فانتزی یا غربی نیست، بلکه با بقا و سلامت کل جامعه افغانستان گره خورده است.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
نقش و جایگاه زنان در جامعه افغانستان هرگز به نقطه پایان نخواهد رسید. تاریخ این کشور ثابت کرده است که هیچ جریانی نمیتواند نیمی از جمعیت یک جامعه را به طور کامل و برای همیشه از صحنه حذف کند. زنان افغان با تغییر استراتژیهای خود از حضور عیان سیاسی به فعالیتهای عمیق زیرزمینی، کارآفرینیهای خانگی و آموزشهای دیجیتال، در حال بازتعریف مفهوم قدرت و بقا هستند. آینده افغانستان بدون شک به نحوه تعامل حاکمیت با این نیروی عظیم انسانی و میزان تابآوری زنان در برابر طوفانهای سیاسی بستگی خواهد داشت.
نویسنده: زهرا حسینی- خبرگزاری دید