اسلایدشوپرونده هاتجاوز آمریکایی-صهیونی به ایرانتحلیلتحلیل و ترجمهجهانسیاستمنطقه

پیمان‌های امنیتی عربی-پاکستانی؛ جبهه جدید از شرق ایران گشوده می‌شود؟

خبرگزاری دید: تنش‌های فزاینده میان ایران، آمریکا و رژیم اسرائیل دیگر در حدود جغرافیایی خاورمیانه محصور نمانده است. پس از عبور از فاز «تغییر سریع نظام» و ایستادگی ساختار سیاسی و مردمی در ایران، واشنگتن راهبردی پیچیده‌تر و مبتنی بر فرسایش تدریجی را در پیش گرفته است. در این دکترین تازه، جذب همکاری مجدد کشورهای عربی خلیج فارس، اعطای امتیازات حساس مانند فناوری هسته‌ای به عربستان و فشار بر محورهای منطقه‌ای، تنها نیمی از معادله است؛ نیم دیگر این پازل امنیتی در اسلام‌آباد رقم می‌خورد.

پیمان‌های امنیتی عربی-پاکستانی؛ جبهه جدید از شرق ایران گشوده می‌شود؟

پاکستان به عنوان تنها قدرت نظامی دارنده سلاح هسته‌ای در جهان اسلام، سال‌هاست که روابط پیچیده و چندلایه‌ای با کشورهای حوزه خلیج فارس دارد. پیمان‌های نظامی  متقابل میان اسلام‌آباد و ریاض و تمایل کشورهایی مانند کویت برای انعقاد قراردادهای مشابه، پاکستان را به یک بازیگر مهم در بحران‌های احتمالی مبدل می‌سازد. در صورت گستردگی درگیری‌ها به باب‌المندب، دریای سرخ و اختلال جدی در امنیت انرژی خلیج فارس، فشار کشورهای عربی برای نقد کردن این چک‌های امنیتی بر گرده اسلام‌آباد سنگینی خواهد کرد.

اما پرسش بنیادی این است که  آیا ورود غیرمستقیم یا امنیتی پاکستان به این منازعه، به معنای گشوده شدن جبهه جدید فرسایشی علیه ایران از سمت شرق است؟

پاسخ به این پرسش را باید در نفوذ تاریخی و دیپلماتیک انگلیس و نقش هماهنگ‌کننده واشنگتن جست‌وجو کرد. لندن با تکیه بر نفوذ دیرینه خود در ساختارهای نظامی و امنیتی پاکستان، در کنار واشنگتن تلاش می‌کند تا اسلام‌آباد را به سوی همسویی کامل‌تر با ائتلاف عربی-آمریکایی سوق دهد. در این سناریو، هدف لزوماً کشاندن ارتش پاکستان به درگیری مستقیم نظامی با ایران نیست؛ بلکه ایجاد یک «چتر بازدارندگی امنیتی» برای شورای همکاری خلیج فارس و در عین حال، اعمال فشار کنترل‌شده بر مرزهای شرقی ایران است.

برای ایران، فعال شدن این پازل به معنای تقسیم تمرکز استراتژیک میان خاورمیانه و جنوب آسیاست. اسلام‌آباد همواره در یک «تنگنای ژئوپلیتیک» قرار داشته است: از یک سو وام‌ها و کمک‌های مالی عربستان و تسلیحات غربی شریان حیاتی اقتصادش هستند، و از سوی دیگر، داشتن یک مرز طولانی و ناامن با ایران می‌تواند ثبات شکننده داخلی‌اش را یکسره فرو بریزد. از این رو، ورود احتمالی پاکستان به این معادله بیشتر در قالب ارائه خدمات اطلاعاتی، پشتیبانی لوجستیک از شورای همکاری و تقویت حضور امنیتی در آب‌های پیرامونی خواهد بود.

با این حال، گسترش دامنه جنگ و نیاز واشنگتن به مدیریت محور شرقی ایران، بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیک افغانستان را احیا می‌کند. نفوذ سنتی پاکستان در افغانستان و اهرم‌های فشار آن، می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های مجدد میان واشنگتن و اسلام‌آباد بر سر پرونده افغانستان شود؛ امری که منطقه را با دایره‌ای از بحران‌های متداخل مواجه می‌سازد.

در نهایت، پیمان‌های امنیتی عربی-پاکستانی اگرچه ابزار دست واشنگتن برای تکمیل حلقه محاصره و فرسایش ایران به شمار می‌روند، اما محرکی لغزنده نیز هستند. ورود پاکستان به این قطب‌بندی می‌تواند موازنه شکننده منطقه‌ای را برهم زده و با سرایت بحران خلیج فارس به جنوب آسیا، امنیت تمام بازیگران فرامنطقه‌ای را با چالش جدی روبرو کند.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا