اسلایدشوافغانستانامنیت و حوادثتحلیلتحلیل و ترجمهحکومتحوادث طبیعیسیاستمحیط زیست

قربانیان بی‌پناه؛ گره خوردن قهر طبیعت با بی‌کفایتی سیاسی در افغانستان

خبرگزاری دید: افغانستان امروزه در پیشانیِ مرگبارترین جبهه نبرد با تغییرات اقلیمی ایستاده است؛ کشوری که طبق آمارهای بین‌المللی، در میان ده کشور نخست آسیب‌پذیر در برابر آسیب‌های زیست‌محیطی و در عین حال کم‌توان‌ترین آن‌ها برای تطبیق با شرایط جدید قرار دارد. با این حال، بزرگترین یاس جامعه نه فقط قهر طبیعت، بلکه مواجهه با حاکمیتی است که از ابتدایی‌ترین استراتژی‌ها و برنامه‌های علمی برای مدیریت بحران‌های اقلیمی تهی است.

قربانیان بی‌پناه؛ گره خوردن قهر طبیعت با بی‌کفایتی سیاسی در افغانستان

چرخه خردکننده خشکسالی‌های مستمر که بلافاصله با بارش‌های شدید و سیلاب‌های خانمان‌سوز در ولایت‌های کوهستانی چون نورستان، بدخشان، غور و پروان دنبال می‌شود، نشان می‌دهد که فاجعه اصلی در غیبت یک مدیریت ناکارآمد و بی‌برنامه رقم می‌خورد.

بر اساس آمارهای نهادهای سازمان ملل، بیش از نیمی از جمعیت افغانستان با فقر حاد و نیازمندی به کمک‌های اضطراری دست‌پنجره نرم می‌کنند؛ بحرانی که بخش قابل‌توجهی از آن ناشی از نابودی منابع زراعی و مالداری بر اثر نوسانات اقلیمی است. تنها در حوادث اخیر نورستان و چندین ولایت دیگر، ده‌ها تن جان خود را از دست دادند، صدها منزل مسکونی ویران شد و هزاران جریب زمین زراعی به کلی از بین رفت. در این میان، تمام پاسخ حاکمیت برای مواجهه با چنین خطرات گسترده‌ای، در صدور یک هشدار هواشناسی چند‌سطری در رسانه‌ها و فراخواندن مردم به «ادای دعا و اتخاذ تدابیر شخص» خلاصه شده است. این رویکرد انفعالی، در واقع تقلیل دادن یک ساختار سیاسی به یک اداره هشداردهنده بی‌عمل است.

بی‌برنامگی فاحش طالبان در بحران اقلیم را می‌توان در چند بعد اساسی خلاصه کرد:

۱. بی‌توجهی مطلق به زیرساخت‌های مهندسی و آبخیزداری:  طالبان تمام توان و تمرکز مالی خود را معطوف به بخش‌های امنیتی و تثبیت حاکمیت ایدئولوژیک کرده‌اند. در ولایات آسیب‌پذیر، هیچ طرح ملی یا محلی برای احداث دیوارهای استنادی، گبیون‌بافی در مسیر رودخانه‌ها، کانال‌کشی و آبخیزداری که مانع سیلاب‌های آنی شود وجود ندارد. این بی‌توجهی سبب شده که با هر بارش ۱۰ تا ۳۵ میلی‌متری، زندگی هزاران روستایی نابود شود.

۲. انزوای بین‌المللی و نابودی دیپلماسی اقلیمی:  حکومت طالبان به دلیل عدم مشروعیت بین‌المللی و اتخاذ سیاست‌های انزواطلبانه، افغانستان را از صندوق‌ها و اعتبارات جهانی «تغییرات اقلیمی» محروم کرده است. پروژه‌های بزرگ محیط‌زیستی که پیش‌تر با حمایت نهادهای بین‌المللی در حال اجرا بود کاملاً متوقف شده‌اند و هیچ برنامه‌ریزی جایگزینی نیز برای استفاده از ظرفیت‌های داخلی وجود ندارد.

۳. بی‌تفاوتی در برابر قطع درختان و نابودی منابع طبیعی:  در بسیاری از ولایت‌های شرقی و شمالی، جنگل‌زدایی بی‌رویه و قاچاق چوب بدون نظارت جدی ادامه دارد. قطع درختان باعث سست شدن پوشش گیاهی و فرسایش خاک شده است؛ عاملی که در حوادث اخیر نورستان مستقیماً شدت رانش زمین و تخریب سیلاب‌ها را چند برابر کرد.

۴. جابه‌جایی مسئولیت با مفاهیم دینی:  طالبان به‌جای پاسخگویی نسبت به ناتوانی نهادهای مسئول مانند «وزارت ترانسپورت و هوانوردی» یا «اداره مدیریت حوادث»، بحران‌های اقلیمی را صرفاً «امتحان الهی» یا «قضای غیرقابل پیشگیری» جلوه می‌دهند تا از بار مسئولیت اداری و اخلاقی شانه خالی کنند.

در نهایت، حوادث تلخ روزهای گذشته و پیش‌بینی سیلاب‌های ویرانگر در بیش از ۲۰ ولایت کشور، یک هشدار جدی است؛ بحران اقلیم در افغانستان یک مسئله حاشیه‌ای نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای بقای انسانی، امنیت غذایی و زیست افغان‌هاست. طالبان با رها کردن مردم در برابر قهر طبیعت و غفلت از سرمایه‌گذاری‌های زیست‌محیطی، عملاً جامعه را در یک انفعال مرگبار قرار داده‌اند؛ رویه‌ای که ضربات آن بر پیکر افغانستان بسیار عمیق‌تر و جبران‌ناپذیرتر از بحران‌های سیاسی جاری خواهد بود.

نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا