خبرگزاری دید: در هفتههای پایانی جون ۲۰۲۶، گزارشهایی از فعالیت پهپادها در امتداد مرز افغانستان و پاکستان منتشر شد که هدف آنها مخفیگاههای داعش شاخه خراسان بود؛ گروهی که بهعنوان یکی از خطرناکترین سازمانهای تروریستی فعال در منطقه شناخته میشود و مسوولیت حملات مرگبار و نقض گسترده حقوق بشر را بر عهده دارد. این تحرکات تازه نیست و در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است.

به باور فاطمه الهاشمی، پژوهشگر و روزنامهنگار حوزه جنوب آسیا، این روند نشان میدهد که پاکستان در حال استفاده از گروههای نیابتی تروریستی برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی در منطقه است؛ رویکردی که پیامدهای جدی برای ثبات جنوب آسیا دارد.
پاکستان طی چهار دهه گذشته بارها به استفاده از گروههای نیابتی علیه هند و افغانستان متهم شده است؛ از پرورش و تجهیز شبهنظامیان گرفته تا اجرای نمایشی مبارزه با تروریزم برای حفظ مشروعیت بینالمللی. اکنون شواهد تازه نشان میدهد که حمایت از داعش خراسان نه از سر همدلی ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان ابزاری حسابشده برای فشار بر طالبان افغانستان و شورشیان بلوچ دنبال میشود. این سیاست، به گفته الهاشمی، میتواند بیثباتی منطقهای را تشدید کند و دامنه آن از مرزهای افغانستان فراتر رود.
ناکامی اسلامآباد در حفظ روابط با طالبان افغانستان یکی از عوامل کلیدی این رویکرد است. از زمان تشکیل حکومت طالبان، روابط دو کشور بهطور چشمگیری تیره شده و درگیریهای مرزی افزایش یافته است. تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۲۵ بیش از یک هزار حمله انجام داده و تلفات سنگینی بر نیروهای امنیتی وارد کرده است. در همین حال، گروههای بلوچ نیز حملات خود را علیه پروژههای کلان از جمله کریدور اقتصادی چین و پاکستان گسترش دادهاند که نگرانی پکن را برانگیخته و ارتش پاکستان را به اتخاذ سیاست سرکوبگرانه در خیبرپختونخوا و بلوچستان واداشته است.
در چنین فضایی، گزارشهای متعدد از همکاری پنهان ارتش پاکستان با داعش خراسان منتشر شده است. رئیس جنبش ملی بلوچ در نشست سازمان ملل در مارچ ۲۰۲۴ شهادت داد که اردوگاههای آموزشی داعش در بلوچستان تحت نظارت ارتش فعالیت میکنند. این ادعا با گزارشهایی از ایجاد پایگاههای داعش در مستونگ و خضدار همخوانی دارد؛ پایگاههایی که هم برای سرکوب مقاومت بلوچها و هم برای سازماندهی حملات به داخل افغانستان استفاده میشوند. سخنگوی پیشین تحریک طالبان پاکستان نیز ادعا کرده که هماهنگی میان آژانسهای امنیتی پاکستان و داعش خراسان تحت توافقی پنهان رسمی شده است؛ توافقی که نام آن از منطقه اورکزی گرفته شده، زادگاه نخستین امیر داعش خراسان.
الهاشمی در تحلیل خود به پارادوکس نقش میانجیگرانه پاکستان اشاره میکند؛ کشوری که از یکسو خود را میانجی صلح میان واشنگتن و تهران معرفی میکند و از سوی دیگر، به گفته منابع میدانی، از گروههای تروریستی برای پیشبرد اهداف منطقهای بهره میگیرد. دستگیریهای نمایشی اعضای داعش خراسان در پاکستان، بهزعم او بیشتر برای جلب رضایت غرب و دریافت کمکهای نظامی و مالی انجام میشود تا مبارزه واقعی با تروریزم. این در حالی است که فضای عملیاتی داعش خراسان در مناطق غربی پاکستان همچنان پابرجا است و فعالیتهای این گروه بدون وقفه ادامه دارد.
سابقه تاریخی پاکستان در پناه دادن به گروههای افراطی به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که با حمایت غرب، مجاهدین افغانستان را برای جنگ با شوروی تجهیز کرد. از آن زمان تاکنون، تمایز میان «شبهنظامیان خوب» و «شبهنظامیان بد» در سیاست امنیتی پاکستان ادامه یافته است. گزارشهای سرویس تحقیقات کنگره آمریکا نیز تأیید میکند که بسیاری از سازمانهای تروریستی خارجی هنوز در خاک پاکستان فعالیت دارند.
به باور فاطمه الهاشمی، جامعه بینالمللی باید نسبت به این روند واکنش نشان دهد. او تأکید میکند که کمکهای نظامی و اقتصادی غرب به اسلامآباد باید مشروط به اقدامات قابل راستیآزمایی علیه شبکههای داعش خراسان در پاکستان باشد. در غیر این صورت، خطر گسترش بیثباتی در جنوب آسیا و تهدید امنیت جهانی افزایش خواهد یافت.