پارادوکس حکمرانی طالبان؛ تخریب سرمایه داخلی و گدایی تخصص از خارج
خبرگزاری دید: درخواست اخیر ندا محمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان در دیدار با سفیر ترکیه برای اعزام اساتید دانشگاه و پزشکان متخصص به افغانستان، پرده از یک تناقض تلخ و پرآسیب در الگوی حکمرانی کابل برمیدارد. حکومت طالبان در حالی دست نیاز به سوی ترکیه دراز کرده و خواستار بازسازی و تجهیز مراکز آموزشی و درمانی، بهویژه بیمارستان علیآباد کابل شده است که خود با رفتارها و تصمیمهایش اصلیترین عامل فلج شدن نظام علمی، بهداشتی و درمانی کشور به شمار میرود. این رویکرد، بازتابی شفاف از گسست عمیق میان واقعیتهای عینی اداره یک جامعه و تصمیمگیریهای ایدئولوژیکی است که روزبهروز کشور را از سرمایههای انسانی و متخصصانش خالیتر میسازد.

تضاد اصلی و دردناک دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد. مسئله فقط خانه-نشین کردن اجباری زنان نیست؛ بلکه طالبان فضای کاری، اجتماعی و فردی را به قدری سخت، ناامن و خفقانآور کرده که موج بیسابقهای از مهاجرت و خروج متخصصان از کشور راه افتاده است. این موج فرار مغزها، بهویژه در میان زنان متخصص و کادر درمان، ابعادی فاجعهبار به خود گرفته است. پزشکان، پرستاران و استادانی که سالها با تحمل سختترین شرایط درس خوانده و به مدارج عالی علمی رسیده بودند، اکنون نه تنها با محدودیتهای کاری مواجهاند، بلکه زیر فشار تحقیر و سلب آزادیهای اولیه، هیچ آینده و امنیتی برای خود و فرزندانشان در داخل کشور نمیبینند.
نتیجه این وضعیت آن شده که بخش عمدهای از این نیروی ارزشمند، عطای ماندن را به لقایش بخشیده و مهاجرت کردهاند و آنهایی هم که ماندهاند، تمام همّوغَم و فکر و ذکرشان یافتن راهی برای خروج از کشور است. در چنین فضایی، طالبان وقتی با عواقب مستقیم این فرار دستساز و خالی شدن درمانگاهها و دانشگاهها روبرو میشود، به جای بازنگری در رفتار خود، به دنبال واردات تخصص از خارج میافتد.
این در حالی است که هشدارهای نهادهای بینالمللی، ابعاد سیاهتری از آینده این بحران را تصویر میکنند. طبق گزارشهای سازمان ملل متحد، محدودیت بر آموزش و کار زنان، افغانستان را تا چند سال آینده در بخش معارف و سلامت با کمبود نگرانکننده دهها هزار کارمند و متخصص زن مواجه خواهد ساخت.
در جامعهای که ساختار حاکم خود با شدت تمام بر تفکیک جنسیتی تأکید دارد، فرار و خانهنشین شدن پزشکان و پرستاران زن، مستقیماً به معنای محرومیت میلیونها زن و کودک افغان از دسترسی به خدمات اولیه بهداشتی است. در چنین شرایط شکنندهای، دلخوش کردن به حضور چند استاد یا پزشک ترکیهای، مانند آن است که بر زخمی عمیق و خونریزیکرده، چسب زخمی موقت بگذارند. هیچ نیروی بیرونی نمیتواند جای خالی هزاران متخصصی را پر کند که به دست حاکمیت خود از وطن رانده شدهاند.
از سوی دیگر، این انتظار طالبان از دیپلماسی آموزشی نیز نشاندهنده یک سادهانگاری عجیب در فهم مناسبات جهانی است. آنها امیدوارند کشوری مانند ترکیه که نظام علمی و درمانیاش با تکثر و حضور فعال زنان چرخش میچرخد، استادان و پزشکان خود را به کشوری بفرستد که ابتداییترین حقوق آموزشی و شغلی دختران در آن پایمال میشود. اگرچه مسئولان ترکیهای در پاسخ تلاش کردهاند لحنی دیپلماتیک داشته باشند، اما حقیقت تلخ پنهانشدنی نیست: هیچ متخصص خارجی حاضر نیست جایگزین دائم نخبگانی شود که در کشور خود زیر فشار مهاجرت قرار گرفتهاند.
در نهایت، واقعیتهای اداره یک کشور را نمیتوان با شعارهای ایدئولوژیک و بیاعتنایی به سرمایههای داخلی پنهان کرد. جامعهای که پزشک، استاد و نخبگان خود را مجبور به ترک وطن کند، محکوم به وابستگی دائمی و گدایی تخصص از دنیا خواهد بود. مرهم آسیبهای عمیق نظام بهداشت و تحصیلات عالی افغانستان در آنکارا یا دیگر پایتختها پیدا نمیشود؛ راهحل بسیار نزدیکتر و در کابل است. کلید این بحران، توقف فشار بر متخصصان، پایان دادن به موج اجباری مهاجرت و بازکردن درهای مکاتب و دانشگاهها به روی تمام دختران و زنان این سرزمین است.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید