اسلایدشوافغانستانامنیت و حوادثتحلیلتحلیل و ترجمهتروریسمسیاستمنطقه

بازارگرمی امنیتی اسلام‌آباد؛ هدف پاکستان از برجسته‌سازی خطر تروریسم چیست؟

خبرگزاری دید: در ادبیات دیپلماتیک و رسانه‌ای اسلام‌آباد، واژه «تروریسم» هیچ‌گاه فقط یک مفهوم محض امنیتی یا یک دغدغه اخلاقی نبوده، بلکه همواره حکم یک اهرم بسیار کارآمد و ابزاری کلیدی برای بازی در میدان سیاست خارجی را داشته است.

بازارگرمی امنیتی اسلام‌آباد؛ هدف پاکستان از برجسته‌سازی خطر تروریسم چیست؟

این روزها اگر نگاهی به تریبون‌های رسمی، تحلیل‌های سیاسی و مطبوعات نزدیک به نهادهای قدرتمند و امنیتی پاکستان بیندازیم، می‌بینیم که موج تازه‌ای از مانور روی خطر تروریسمِ برخاسته از خاک افغانستان راه افتاده است. اما واقعیت این است که این فضاسازی جدید، بیش از آنکه حاصل یک تحول ناگهانی در شرایط میدانی یا کشف یک تهدید کاملاً جدید باشد، از تغییر در محاسبات راهبردی اسلام‌آباد برای مدیریت بحران‌های درهم‌تنیده داخلی و تنظیم مجدد مناسبات بین‌المللی‌اش سرچشمه می‌گیرد.

وقتی پشت‌پرده این تحرکات را کالبدشکافی می‌کنیم، درمی‌یابیم که پاکستان پیش از هر چیز در حال فرار به جلو و برون‌سپاری مشکلات درون‌مرزی خود است. این کشور اکنون با بحران فزاینده امنیتی در ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ایالت‌هایی که روزانه شاهد حملات پیچیده به نیروهای نظامی و تأسیسات زیربنایی هستند. برای آنکه دستگاه سیاسی و نظامی پاکستان روی ناکارآمدی‌های ساختاری، عدم توسعه‌یافتگی و شکاف‌های عمیق سیاسی داخلی سرپوش بگذارد، چه راهی راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر از این‌که «افغانستانِ تحت کنترل طالبان» را به‌عنوان سرچشمه اصلی ناامنی و مأمن تروریست‌ها معرفی کند؟ آن‌ها با گره زدن تمام مشکلات امنیتی خود به آن‌سوی خط دیورند، سعی کند افکار عمومی داخلی و رسانه‌ها را از ریشه‌های واقعی، تاریخی و اجتماعی این بحران‌ها منحرف سازد.

از طرف دیگر، اسلام‌آباد به‌شدت دلتنگ دوران «بازار امنیت» و نقد کردن دوباره کارت افغانستان در واشنگتن شده است. پس از خروج آمریکا در سال ۲۰۲۱ و کاهش شدید نیاز لجستیکی و اطلاعاتی غرب به جغرافیا و فضای هوایی پاکستان، کمک‌های هنگفت مالی، تجهیزاتی و نظامی واشنگتن به پاکستان دچار افت بی‌سابقه‌ای شد. حالا اسلام‌آباد با دست‌گذاشتن روی پررنگ‌کردن خطر گروه‌هایی مثل تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، ارتش آزادی‌بخش بلوچستان و داعش خراسان، می‌خواهد بار دیگر خودش را به‌عنوان «کارگزار امنیتی» و متحد غیرقابل‌جایگزین غرب در منطقه جا بزند. هدف اصلی این است که شاید بتواند کانال‌های اعتباری مسدودشده، کمک‌های مالی صندوق بین‌المللی پول و حمایت‌های دیپلماتیک آمریکا را دوباره به سمت خود جلب کند.

در کنار این موضوع، پاکستان نگاهی هوشمندانه به بازی موازنه میان پکن و واشنگتن دارد. اسلام‌آباد از یک‌سو با نفوذ و سرمایه‌گذاری‌های عظیم چین در طرح راهبردی «سی‌پک» گره خورده اما حملات مداوم به اتباع و مهندسان چینی، روابط دو کشور را کدر کرده است؛ لذا با مانور روی مبارزه با تروریسم سعی می‌کند به پکن اطمینان‌خاطر دهد. از سوی دیگر، با نزدیک شدن دوباره به ساختارهای امنیتی آمریکا، تلاش می‌کند وابستگی مطلق اقتصادی و سیاسی خود به چین را تعدیل کرده و از واشنگتن به عنوان وزنه تعادل بهره ببرد.

در نهایت، تمام این مانورهای رسانه‌ای و دیپلماتیک، اهرمی قدرتمند برای اعمال فشار حداکثری بر طالبان افغانستان است. برعکس تمام پیش‌بینی‌های اولیه که تصور می‌شد با روی کار آمدن طالبان، پاکستان به عمق استراتژیک دست یافته، رابطه دو طرف دچار گسست و تضاد منافع جدی شده است.

طالبان در افغانستان نه خط دیورند را به‌عنوان مرز رسمی می‌پذیرد و نه حاضر است جبهه ایدئولوژیک تی‌تی‌پی  را فدای خواسته‌های امنیتی اسلام‌آباد کند. بنابراین، بین‌المللی کردن پرونده تروریسم از مبدأ افغانستان، تلاشی ملموس است برای کشاندن پای تحریم‌ها، انزوای سیاسی و فشارهای بین‌المللی روی کابل تا طالبان مجبور به عقب‌نشینی و امتیازدهی در حوزه‌های مرزی و امنیتی شوند.

در مجموع، این برجسته‌سازی مجدد بیش از آنکه نشان‌دهنده یک هوشیاری امنیتی واقعی باشد، سناریویی تکراری برای تجارت با مقوله امنیت و جلب توجه جهانی است؛ بازی با کارتی که سال‌ها برای اسلام‌آباد امتیازآور بوده، اما واقعیت‌های امروز نشان می‌دهد که این ادبیات کهنه دیگر نمی‌تواند بحران‌های ریشه‌دار، عمیق و چندبعدی داخلی پاکستان را پنهان یا درمان کند.

نویسنده:
سید‌باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا