اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

جنگ پرچم‌ها و نمادها؛ ۲۸ اسد و چالش هویت ملی در افغانستانِ امروز

خبرگزاری دید: سالروز ۲۸ اسد همیشه برای مردم افغانستان یادآور یک نقطه عطف تاریخی بوده است؛ روزی که یادآور استقلال، تجددخواهی و هویت ملی کشور است. اما طی پنج سال گذشته و با تسلط دوباره طالبان، این مناسبت ملی هم مثل خیلی از ابعاد دیگر زندگی مردم، دچار یک تقابل عمیق و جدی شده است. تنها چهار روز پس از سالگرد سقوط کابل، ۲۸ اسد فرا می‌رسد و همین هم‌زمانی نزدیک، مقایسه‌ای ناگزیر را در ذهن جامعه زنده می‌کند. اگر در گذشته ۲۸ اسد فراتر از مرزهای قومی و جناحی، روز جشن پرچم سه‌رنگ و همبستگی ملی بود، امروز به عرصه‌ای برای نمادشناسیِ قدرت و تقابل دو روایت متفاوت از هویت تبدیل شده است.

جنگ پرچم‌ها و نمادها؛ ۲۸ اسد و چالش هویت ملی در افغانستانِ امروز

داستان از آنجا شروع می‌شود که طالبان پس از ورود به کابل، به‌سرعت دست به تغییر نمادهای عمومی زدند. جایگزین شدن پرچم سفید با پرچم سه‌رنگ سیاه، سرخ و سبز، فقط یک تغییر گرافیکی یا پارچه‌ای ساده نبود؛ بلکه پیام بسیار روشنی داشت یعنی تعریف هویت ملی از این به بعد باید دقیقاً در چارچوب ایدئولوژی ما بازتعریف شود.

 از همان نخستین روزها، پرچم سه‌رنگ که طی بیش از دو دهه گذشته به نمادی از تکثر، جامعه مدنی، رسانه‌های آزاد و دستاوردهای نوین مردم افغانستان تبدیل شده بود، از تمام ادارات و فضاهای شهری جمع‌آوری شد تا جای خود را به نمادهای حاکمیت جدید بدهد.

اما نکته جالب و تحلیل‌پذیر در این پنج سال، واکنش زیرپوستی و مقاومت نرم جامعه در برابر این حذف یک‌باره است. مردم افغانستان، به‌ویژه نسل جوان، دانشگاهیان و فعالان مدنی، نشان داده‌اند که هویت ملی یک امر دستوری، امنیتی و بخشنامه‌ای نیست که بتوان آن را یک‌شبه با فرمول‌ها و دستورالعمل‌های حاکمیتی عوض کرد. با نزدیک شدن به ۲۸ اسد، حجم انتشار عکس‌ها، خاطرات و نمادهای پرچم سه‌رنگ در شبکه‌های اجتماعی به اوج می‌رسد. این رفتار خودجوش نشان می‌دهد که جامعه هنوز پرچم سه‌رنگ را چتر جامع‌تر و مهربان‌تری برای بازنمایی تاریخ، تنوع قومی و دستاوردهای جمعی خود می‌داند.

از سوی دیگر، برخورد طالبان با تقویم ملی و مناسبت‌های تاریخی هم در نوع خود دیدنی است. آن‌ها تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا روز تسلط خود بر کابل را به‌عنوان «روز فتح» و روز اصلی استقلال برجسته کنند و در مقابل، از اهمیت و آب‌ورنگ تاریخی ۲۸ اسد بکاهند. اما این تقابل آشکار، نشان‌دهنده یک شکاف بنیادین و عمیق‌تر است؛ شکاف میان «هویت مکتبی و تک‌صداییِ» حاکمیت با «هویت متکثر و ملیِ» جامعه.

طالبان استقلال را صرفاً در «خروج نیروهای خارجی و انزوای بین‌المللی» تعریف می‌کنند، در حالی که در ذهنیت مدرن جامعه افغانستان، استقلال واقعی بدون توسعه اقتصادی، آموزش، حضور فعال زنان و آزادی‌های بنیادی، مفهومی ناقص، بی‌روح و تهی است.

این «جنگ پرچم‌ها و نمادها» در واقع بازتاب همان نبرد فرسایشی و نرمی است که در سفره‌ها، مکاتب، دانشگاه‌ها و خیابان‌های افغانستان جریان دارد. وقتی دختران از حق ساده آموزش محروم می‌شوند و زنان به حاشیه جامعه رانده می‌شوند، پرچم سه‌رنگ برای بخش بزرگی از جامعه به نمادی از یک «رویا و حسرت مشترک» تبدیل می‌شود؛ حسرت روزهایی که جامعه با وجود تمام مشکلات، نارسایی‌ها و جنگ‌ها، به سمت آینده‌ای متکثر، پویا و روشن حرکت می‌کرد.

با این حال، حاکمیت‌ها باید این درس تاریخی را بیاموزند که تسلط نظامی بر یک جغرافیا و تغییر تابلوی ادارات دولتی، لزوماً به معنای تصرف قلب و ذهن مردم نیست. پرچم‌ها و نمادهای ملی حاصل سال‌ها تجربه زیسته، مبارزه، تلخی‌ها و شیرینی‌ها و حافظه جمعی یک ملت هستند. تا زمانی که طالبان نتوانند چتری متکثر، پذیرا و فراگیر برای همه اقوام، مذاهب و اقشار جامعه ایجاد کنند، نمادهای ایدئولوژیک آن‌ها صرفاً در حد ابزار کنترل شهری و امنیتی باقی خواهند ماند. ۲۸ اسد همچنان در حافظه این سرزمین، یادآور هویتی زنده خواهد بود که مردم در پی بازیابی و حفظ آن هستند.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا