زبان ملی با فرمان سیاسی ساخته نمیشود
خبرگزاری دید: اظهارات اخیر لطفالله حکیمی، بازرس وزارت دفاع طالبان، درباره این که «پشتو تنها زبان ملی افغانستان است» را میتوان از منظر زبانشناسی اجتماعی، تاریخ زبان و ملتسازی مورد بررسی قرار داد. در علوم زبانشناسی، «زبان ملی» صرفاً با تصمیم دولتها و صدور فرمانهای سیاسی شکل نمیگیرد، بلکه جایگاه آن در بستر تاریخ، فرهنگ، ارتباطات اجتماعی و میزان پذیرش عمومی تعیین میشود. زبان ملی معمولاً زبانی است که بتواند میان گروههای مختلف قومی و زبانی نقش پیونددهنده ایفا کند و به عنوان زبان ارتباط میانفرهنگی عمل کند.

در افغانستان، اگر بخواهیم بر اساس معیارهای علمی و جامعهشناختی، از یک زبان ملی سخن بگوییم، فارسی دری بیش از هر زبان دیگری واجد این ویژگی است. فارسی نهتنها زبان مادری میلیونها نفر از شهروندان افغانستان است، بلکه در طول قرنها به عنوان زبان میانجی و ارتباطی میان گویشوران زبانهای مختلف از جمله پشتو، ازبیکی، ترکمنی، نورستانی، بلوچی و سایر زبانهای رایج کشور عمل کرده است. علاوه بر این، بخش عمده میراث مکتوب، اداری، فرهنگی، دانشگاهی و شهری افغانستان نیز به این زبان شکل گرفته است.
تجربه تاریخی افغانستان نیز نشان میدهد که زبان را نمیتوان از طریق تحمیل سیاسی به جایگاه ملی رساند. در سده گذشته، دولتهای مختلف با هدف تقویت هویت زبانی خاص، پروژههایی را برای محدود کردن نفوذ فارسی و گسترش اجباری پشتو دنبال کردند، اما این سیاستها نتوانست جایگاه اجتماعی و فرهنگی فارسی را تضعیف کند. برعکس، مقاومت اجتماعی و نیازهای ارتباطی جامعه، موجب شد فارسی همچنان نقش محوری خود را حفظ کند.
از این رو، ملی بودن یک زبان نتیجه پذیرش تاریخی و اجتماعی آن است، نه محصول تحمیل و تحکم سیاسی. هرگونه تلاش برای تعریف انحصاری هویت زبانی افغانستان، واقعیت چندزبانی و چندفرهنگی کشور را نادیده میگیرد و بر شکافهای اجتماعی و هویتی میافزاید.
در مقابل، به رسمیت شناختن نقش پیونددهنده فارسی در کنار سایر زبانهای کشور، با واقعیتهای تاریخی و زبانشناختی افغانستان سازگارتر است و تجربه افغانستان نیز این واقعیت را نشان میدهد که تلاشهای حکومتهای گذشته برای فارسیزدایی و تقویت انحصاری پشتو، نهتنها نتوانست فارسی را از عرصه اجتماعی حذف کند، بلکه در بسیاری موارد به بازتولید و پایداری بیشتر آن انجامید.
بنابراین، مساله زبان در افغانستان با حذف و تحمیل حل نمیشود، بلکه تنوع زبانی، زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشود که هیچ زبانی ابزار سلطه بر زبان دیگر نباشد.