خبرگزاری دید: همزمان با تشدید درگیریهای نظامی در یمن و افزایش حملات انصارالله به عربستان، موج تازهای از مواضع علما و نهادهای دینی اهل سنت علیه این جنبش شکل گرفته است؛ موجی که اهمیت آن تنها در شدت ادبیات ضد انصارالله نیست، بلکه در حضور همزمان جریانهای متنوع مذهبی، سیاسی و فراملی در آن نهفته است.

در داخل یمن، علمای سلفی، چهرههای دینی نزدیک به جریانهای سیاسی مخالف انصارالله و علمای مناطق تحت کنترل دولت، بر ضرورت مقابله با انصارالله تأکید کردهاند. در سطح منطقهای و بینالمللی نیز نهادهایی مانند رابطة العالم الإسلامي عربستان، اتحادیه جهانی علمای مسلمان و مجلس حکماء المسلمين به ریاست احمد الطیب، شیخ الازهر، مواضعی علیه حملات انصارالله اتخاذ کردهاند.
جبهه خارجی؛ از اسلامگرایان فراملی تا نهادهای دینی عربستان
علی محییالدین قرهداغی، رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان، از مهمترین چهرههایی است که در روزهای ۷ و ۸ سپتامبر موضع گرفته است. این اتحادیه با اعلام حمایت از مردم یمن، موضع پیشین خود در مخالفت با «انقلاب حوثی» را تجدید کرد. اهمیت این موضع از آن جهت است که اتحادیه جهانی علمای مسلمان بخشی از شبکه فراملی علمای اهل سنت و جریانهای اسلامگرای سیاسی نزدیک به سنت اخوانی را دربر میگیرد و نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب شبکه رسمی دینی عربستان تعریف کرد.
در سوی دیگر، محمد بن عبدالکریم العیسی، دبیرکل رابطة العالم الإسلامي و رئیس هیات علمای مسلمان، در ۸ سپتامبر حملات انصارالله به اهداف اقتصادی عربستان را محکوم کرد و آن را مغایر ارزشهای دینی و انسانی دانست. این موضع در چارچوب سیاست دینی و امنیتی عربستان قابل ارزیابی است.
همچنین مجلس حکماء المسلمين به ریاست احمد الطیب، شیخ الازهر، حملات انصارالله به اهداف اقتصادی در ابها، خمیس مشیط، جازان و نجران را محکوم کرد. اهمیت این موضع در تفاوت تاریخی و فکری الازهر با جریانهای سلفی سعودی است و میتواند به مخالفان انصارالله امکان دهد مساله را فراتر از منازعه عربستان و انصارالله، در قالب امنیت غیرنظامیان و ثبات منطقهای مطرح کنند.
در کنار این نهادها، رابطة علماء المسلمين با ادبیاتی صریحتر، انصارالله را جریانی مسلح و مورد حمایت ایران معرفی کرده و از علمای جهان اسلام خواسته است در برابر فعالیتهای این گروه موضع بگیرند. این نهاد غیردولتی که در سال ۲۰۱۰ در کویت تأسیس شد، ترکیبی از جریانهای سلفی و اسلامگرای اهل سنت را در خود جای داده و در پروندههایی مانند سوریه و یمن، عمدتاً با گفتمان مخالفت با نفوذ ایران و جریانهای همسو با تهران موضع گرفته است.
جبهه داخلی؛ از فتوا تا بسیج اجتماعی
در داخل یمن، هیات علمای یمن در ۶ سپتامبر مقابله با انصارالله را «واجب شرعی» و دفاع در برابر مهاجم توصیف کرد و نسبت به حمایت یا پیوستن به صفوف این گروه هشدار داد. احمد حسن المعلّم، از چهرههای برجسته این هیات، نیز پیشتر انصارالله را به اجرای سیاستهای ایران در یمن متهم کرده بود.
یحیی الحجوری، عالم سرشناس سلفی، نیز در ویدئویی خواستار تحرک دولت، قبایل و مردم برای مقابله با انصارالله و حمایت از جبهههای زمینی و دریایی شد. محمد موسی العامری، رئیس حزب اتحاد الرشاد و نایبرئیس هیات علمای یمن نیز مقابله با انصارالله را با حمایت از دولت و نیروهای رسمی یمن پیوند زده است.
در مأرب نیز علما، خطبا و مرشدان خواستار حمایت از شورای رهبری، دولت و نیروهای نظامی و امنیتی شدند. در ساحل غربی یمن نیز نشست علمای دینی با محوریت «توحید الخطاب الديني» برای حمایت از جبههها برگزار شده است.
همزمانی این مواضع دینی با تشدید فشار نظامی و سیاسی علیه انصارالله، این پرسش را نیز مطرح میکند که آیا بخشی از این نهادها، آگاهانه یا ناآگاهانه، در حال ایفای نقشی هستند که در نهایت به سود راهبردهای آمریکا و اسرائیل در منطقه تمام میشود؟
تبدیل یک منازعه پیچیده سیاسی و ژئوپلیتیکی به دوگانههای صرفاً مذهبی، ضدایرانی و طردکننده، میتواند به تشدید شکافهای فرقهای و تقویت افراطگرایی کمک کند. در چنین شرایطی، هنگامی که منبر و نهاد دینی به ابزار مشروعیتبخشی به جنگ و بسیج اجتماعی علیه یک جریان مقاومت مستقل ضد استکباری تبدیل میشود، مرز میان دفاع از غیرنظامیان و ورود مستقیم به پروژههای سیاسی و امنیتی قدرتهای خارجی نیز باریکتر میشود. از این منظر، حتی اگر برخی از این نهادها با هدف دفاع از ثبات منطقه یا مقابله با خشونت موضع گرفته باشند، نتیجه عملی ادبیات آنان میتواند در خدمت سیاستهایی قرار گیرد که آمریکا و اسرائیل از طریق آن میکوشند جبهههای منطقهای علیه خود را تضعیف و شکافهای مذهبی و سیاسی را عمیقتر کنند. چنین روندی نهتنها خطر تشدید جنگ یمن را افزایش میدهد، بلکه میتواند زمینه اجتماعی و فکری رشد جریانهای افراطی را نیز فراهم سازد.