خبرگزاری دید: حمله هوایی اخیر پاکستان به مناطقی از ولایت کنر، فراتر از یک رویداد نظامی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان باید مورد واوکاوی قرار گیرد. بقایای مهمات استفادهشده در این حمله، پرسش مهمی درباره منشأ تسلیحات و شبکه انتقال آن در منطقه ایجاد میکند. این پرسش پای آمریکا و عربستان را نیز به میان میکشد.

بررسی علائم حکشده بر بقایای مهمات نشان میدهد که در این حمله از بمب MK82 استفاده شده که توسط شرکت آمریکایی لاکهید مارتین تولید میشود. اهمیت این موضوع در سابقه استفاده گسترده از همین نوع مهمات در جنگ یمن نهفته است و عربستان سعودی سالها یکی از مصرفکنندگان اصلی تسلیحات آمریکایی بوده است.
در یکی از نمونههای شناختهشده، حمله سال ۲۰۱۸ به یک بس حامل دانشآموزان در صعده یمن با یک بمب MK82 ساخت آمریکا انجام شد و ۴۰ کودک در میان ۵۱ قربانی آن بودند. گزارشهای رسانهای همچنین نشان میدهد که دولت باراک اوباما در مقطعی فروش این نوع مهمات به عربستان را محدود کرد، اما دولت دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ این محدودیت را برداشت.
اکنون مساله مهمتر، جایگاه این تسلیحات در مناسبات امنیتی جدید منطقه است. واشنگتن در سال گذشته از توافق تسلیحاتی حدود ۱۴۳ میلیارد دالری با ریاض خبر داد. در سوی دیگر، روابط دفاعی عربستان و پاکستان نیز طی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ وارد مرحله تازهای شده است.
از این منظر، حضور بمب آمریکایی MK82 در حمله کنر را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عملیات نظامی پاکستان بررسی کرد. حتی با فرض این که مسیر انتقال مستقیم این بمب مشخص نباشد، واقعیت این است که زنجیره تسلیحاتی آمریکا، ظرفیت نظامی عربستان و همکاری دفاعی ریاض و اسلامآباد، یک شبکه بههمپیوسته را شکل دادهاند.
به این ترتیب، تراژدی کنر تصویری تازه از گسترش جنگافزارهای قدرتهای بزرگ در منطقه ارائه میدهد؛ سلاحی با منشأ آمریکایی که سابقه خونباری در یمن دارد، اکنون در افغانستان نیز قربانی میگیرد. اگرچه تعیین مسیر دقیق انتقال مهمات به پاکستان نیازمند اسناد بیشتر است، اما مسوولیت اخلاقی و سیاسی زنجیرهای که چنین تسلیحاتی را در اختیار بازیگران منطقهای قرار میدهد، همچنان موضوعی جدی و قابل بررسی است.
در این میان، نقش عربستان سعودی را نمیتوان از این معادله کنار گذاشت. ریاض طی سالهای گذشته با خرید انبوه تسلیحات آمریکایی و بهکارگیری آنها در جنگ یمن، سابقهای سیاه و سنگین در حملات مرگبار علیه غیرنظامیان دارد. اکنون گسترش همکاریهای دفاعی عربستان و پاکستان، این نگرانی را تقویت میکند که زرادخانهای که پیشتر در یمن علیه مردم استفاده شده، از مسیر مناسبات امنیتی منطقهای به دیگر میدانهای درگیری نیز راه یافته باشد.
اگر عربستان در انتقال یا تأمین چنین تسلیحاتی برای پاکستان نقش داشته باشد، مسوولیت آن تنها به فروشنده و استفادهکننده محدود نخواهد ماند، بلکه ریاض نیز باید در برابر پیامدهای انسانی و سیاسی این زنجیره تسلیحاتی پاسخگو باشد. تبدیل قدرت مالی و نظامی عربستان به ابزاری برای تقویت عملیات نظامی در کشورهای همسایه، نهتنها امنیت منطقه را شکنندهتر میکند، بلکه نشان میدهد پیامدهای سیاست تسلیحاتی ریاض میتواند بسیار فراتر از مرزهای یمن امتداد یابد.
نویسنده: محسن موحد