خبرگزاری دید: همزمان با برگزاری هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بحث درباره کارآمدی و ضرورت اصلاح ساختار این سازمان بار دیگر به یکی از محورهای مهم گفتوگوهای بینالمللی تبدیل شده است. سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ و در پی ویرانیهای جنگ جهانی دوم ایجاد شد، اما جهان امروز از نظر توزیع قدرت، اقتصاد، جمعیت و ماهیت بحرانها، فاصلهای چشمگیر با آن دوران دارد.

شورای امنیت، مهمترین نهاد سازمان ملل در حوزه صلح و امنیت بینالمللی، همچنان بر معماری قدرتی استوار است که بازتاب مناسبات پس از جنگ جهانی دوم است. پنج عضو دایمی شورا از حق وتو برخوردارند؛ سازوکاری که برای تضمین همکاری قدرتهای بزرگ طراحی شد، اما در بسیاری از بحرانها به دلیل اختلاف میان آنان، روند تصمیمگیری جمعی و هماهنگ را متوقف میکند.
مساله فقط ناکارآمدی در مدیریت بحرانها یا جلوگیری از وقوع آنها نیست، بلکه شکاف میان ساختار شورای امنیت و واقعیتهای ژئوپولیتیک امروز، پرسشی جدی درباره نمایندگی عادلانه این نهاد در نظام بینالملل ایجاد کرده است. آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین اکنون سهمی بسیار بزرگتر در اقتصاد و سیاست جهانی دارند، اما این واقعیت به اندازه واقعی خود در ساختار قدرت شورا منعکس نشده است.
با این حال، اصلاح شورای امنیت صرفاً افزودن چند کرسی در چیدمان دایره نشستهای آن نیست. چالش اصلی، ایجاد توازن میان نمایندگی عادلانه، کارآمدی تصمیمگیری و حفظ امکان همکاری قدرتهای بزرگ است.
هشتادویکمین نشست مجمع عمومی میتواند فرصتی برای بازاندیشی در این ساختار باشد؛ زیرا جهان قرن بیستویکم، بیش از هر زمان دیگری، به نهادی نیاز دارد که واقعیتهای امروز را بازتاب دهد، نه آن که از میراث قدرتهای دیروز نمایندگی کند.
نویسنده: محسن موحد