خبرگزاری دید: مساله فلسطین در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد دیگر صرفاً یک پرونده منطقهای نبود؛ بلکه به یکی از مهمترین آزمونهای نظم بینالمللی، اعتبار حقوق بینالملل و جایگاه قدرتهای بزرگ در جهان تبدیل شد. آنچه در غزه طی سالهای اخیر رخ داده، بهویژه ابعاد گسترده کشتار، ویرانی، آوارگی و بحران انسانی، مساله فلسطین را از سطح یک مناقشه منطقهای به موضوعی با ابعاد جهانی کشانده است. دبیرکل سازمان ملل در سخنرانی افتتاحیه نشست امسال، از مقیاس کشتار و ویرانی در غزه ابراز نگرانی شدید کرد و تأکید کرد که همه طرفها باید به حقوق بینالملل و دستورات دیوان بینالمللی دادگستری پایبند باشند.

در چنین شرایطی، حمایت سیاسی و دیپلماتیک واشنگتن از اسرائیل بیش از گذشته در معرض بحث و انتقاد جهانی قرار گرفته است. مساله اصلی دیگر تنها این نیست که آمریکا از متحد خود حمایت میکند؛ پرسش بزرگتر این است که تا چه اندازه میتوان میان این حمایت و ادعاهای آمریکا درباره دفاع از نظم مبتنی بر قواعد، حقوق بشر و حاکمیت قانون سازگاری ایجاد کرد. همین شکاف میان ادعا و عمل، به یکی از محورهای اصلی مناقشه سیاسی پیرامون سیاست آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده است.
وقتی تلاش برای به حاشیه راندن فلسطین، نتیجه معکوس داد
یکی از مهمترین تحولات نشست امسال، ماجرای عدم صدور ویزا برای محمود عباس، رئیس دولت فلسطین، و تصمیم مجمع عمومی برای فراهم کردن امکان حضور مجازی او بود.
در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶، مجمع عمومی با ۱۵۲ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۴ رأی ممتنع قطعنامهای را تصویب کرد که به رئیس دولت فلسطین اجازه میداد پیام خود را بهصورت ویدئویی در جریان مناظره عمومی ارائه کند. آمریکا، اسرائیل و پاراگوئه با این قطعنامه مخالفت کردند.
این رویداد از منظر سیاسی معنای مهمی داشت: محدودیت دسترسی هیأت فلسطینی نهتنها موضوع فلسطین را از دستور کار مجمع عمومی خارج نکرد، بلکه خود به یک موضوع مهم دیپلماتیک تبدیل شد. به بیان دیگر، اقدامی که میتوانست حضور فلسطین را محدود کند، در سطح مجمع عمومی به رأیگیری گسترده درباره مشارکت فلسطین انجامید.
از این منظر، میتوان گفت فلسطین نهتنها به حاشیه نرفت، بلکه به یکی از کانونهای بحث درباره اعتبار دیپلماسی چندجانبه تبدیل شد.
شکاف میان واشنگتن و بخشی از متحدان غربی
تحولات اخیر همچنین نشان میدهد که در میان متحدان سنتی آمریکا درباره سیاست اسرائیل اختلافات جدی پدید آمده است. بریتانیا، فرانسه و کانادا در سپتامبر ۲۰۲۶ اقدامات تجاری مشخصی در ارتباط با شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری اعلام کردند و همراه با شماری دیگر از کشورها بر حمایت از راهحل دوکشوری تأکید کردند. دولت آمریکا در همان مقطع با برخی از این اقدامات مخالفت کرد و آنها را بیثباتکننده دانست.
این تحولات را نمیتوان به معنای قطع اتحاد غرب با آمریکا دانست؛ اما نشاندهنده وجود شکاف فزاینده در میان کشورهای غربی درباره نحوه برخورد با اسرائیل و مساله فلسطین است. همین شکاف برای واشنگتن یک مساله راهبردی ایجاد میکند: چگونه میتواند همزمان از اسرائیل حمایت کند و در عین حال اجماع متحدان خود را درباره اصول نظم بینالمللی حفظ کند؟
بحران غزه و مساله اعتبار آمریکا
اعتبار یک قدرت بزرگ تنها با قدرت نظامی، اقتصادی و فناوری سنجیده نمیشود؛ بخشی از قدرت آن به تواناییاش در ساختن ائتلاف، اقناع متحدان و حفظ اعتبار سیاسی وابسته است. از همین منظر، جنگ غزه برای آمریکا صرفاً یک مساله خاورمیانهای نیست. این جنگ به آزمونی برای قدرت نرم، اعتبار دیپلماتیک و ظرفیت آمریکا برای رهبری ائتلافهای بینالمللی تبدیل شده است.
در سطح سازمان ملل نیز مساله فلسطین بهطور فزایندهای با بحث درباره حقوق بینالملل، حق تعیین سرنوشت فلسطینیان، وضعیت سرزمینهای اشغالی و راهحل دوکشوری پیوند خورده است. دبیرکل سازمان ملل در نشست عالیرتبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ گفت که شرایط لازم برای تشکیل یک دولت فلسطینی مستقل و دارای حاکمیت در حال از بین رفتن است و بر توقف گسترش شهرکسازی و پیشبرد راهحل دوکشوری تأکید کرد.
فلسطین؛ موضوعی فراتر از جهان عرب و اسلام
تحول مهم دیگر این است که مساله فلسطین دیگر فقط در چارچوب کشورهای عربی و اسلامی مطرح نمیشود. در نشست امسال، مجموعهای از کشورهای عربی و اسلامی، از جمله قطر، ایران ، مصر، اردن، امارات متحده عربی، اندونزی، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی، درباره وضعیت انسانی غزه موضع مشترک اعلام کردند. همزمان، کشورهای اروپایی نیز در سطوح مختلف بر راهحل دوکشوری و اقدامات مرتبط با شهرکسازی تأکید کردهاند.
این تحول، مساله فلسطین را از یک پرونده صرفاً منطقهای به یک موضوع چندجانبه تبدیل کرده است؛ موضوعی که در آن دولتهای عربی، اسلامی، اروپایی و دیگر کشورهای جهان، هرکدام با تفاوتهای سیاسی خود، درباره آینده فلسطین و اسرائیل موضع میگیرند.
پیوند بحران فلسطین با بحران بزرگتر خاورمیانه
همزمانی بحران فلسطین با جنگ آمریکا و ایران و اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی، فشار بیشتری بر سیاست خارجی واشنگتن وارد کرده است. گزارشهای اخیر رویترز نشان میدهد که تداوم جنگ، تردد کشتیها در تنگه هرمز را بهشدت کاهش داده و اختلال در مسیرهای دریایی منطقه پیامدهای قابل توجهی برای بازار انرژی جهانی ایجاد کرده است.
در همین حال، گزارش دیگری از رویترز از فاصله گرفتن شماری از متحدان اروپایی و آسیایی از برخی اقدامات نظامی واشنگتن در جنگ با ایران و افزایش نگرانی درباره پیامدهای منطقهای آن خبر داده است.
بنابراین، مساله فلسطین را نمیتوان از بحران گستردهتر خاورمیانه جدا کرد. غزه، ایران، تنگه هرمز، دریای سرخ، امنیت انرژی و روابط آمریکا با متحدانش، به یک شبکه بههمپیوسته از بحرانهای ژئوپولیتیکی تبدیل شدهاند.
آیا این یک شکست راهبردی برای واشنگتن است؟
از منظر منتقدان سیاست آمریکا، مجموعه این تحولات میتواند بهعنوان شکست سیاسی و اخلاقی واشنگتن در مدیریت پرونده فلسطین تفسیر شود؛ زیرا حمایت آمریکا از اسرائیل نتوانسته مانع تبدیل مساله فلسطین به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی جهانی شود.
اما از نظر تحلیلی، سخن گفتن از «انزوای کامل آمریکا» دقیق نیست. آمریکا همچنان یکی از قدرتمندترین بازیگران نظام بینالملل و متحد اصلی اسرائیل است و همچنان روابط گستردهای با کشورهای اروپایی، آسیایی و خاورمیانهای دارد. آنچه تغییر کرده، میزان اختلاف و هزینه سیاسی برخی سیاستهای واشنگتن و دشوارتر شدن ایجاد اجماع در میان متحدان است. گزارشهای اخیر نیز از افزایش نگرانی برخی متحدان آمریکا درباره قابل اتکا بودن سیاست خارجی واشنگتن حکایت دارد.
بنابراین، اگر بخواهیم این تحول را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید دقیقتر باشد بگوییم: مساله فلسطین به نقطهای رسیده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با وزن سیاسی آمریکا یا حمایت واشنگتن از اسرائیل مدیریت کرد.
بزرگترین پیام نشست امسال
پیام اصلی هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی این بود که فلسطین، با وجود همه تلاشهای سیاسی برای محدود کردن حضور و طرح آن، همچنان در مرکز گفتوگوی بینالمللی باقی مانده است. حتی محرومیت رئیس دولت فلسطین از حضور فیزیکی در نیویورک نیز نتوانست موضوع فلسطین را از صحنه خارج کند؛ برعکس، ۱۵۲ کشور به مشارکت فلسطین در مناظره عمومی رأی دادند.
این تحول را میتوان یکی از نشانههای مهم تغییر فضای دیپلماتیک پیرامون فلسطین دانست: فلسطین دیگر فقط یک مساله میان فلسطینیان و اسرائیل نیست؛ به یکی از معیارهای سنجش اعتبار نظم بینالمللی، حقوق بینالملل و سیاست قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
از این منظر، چالش اصلی برای واشنگتن نیز صرفاً حفظ حمایت از اسرائیل نیست؛ بلکه مدیریت هزینههای سیاسی و اخلاقی این سیاست، حفظ انسجام با متحدان غربی و پاسخ به فشار فزاینده افکار عمومی و دولتهای مختلف درباره آینده فلسطین است.
و شاید مهمترین واقعیت سیاسی نشست امسال همین باشد: تلاش برای کوچککردن مساله فلسطین، آن را کوچک نکرد؛ فلسطین را دوباره به مرکز سیاست جهانی آورد.
نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا