پایان ادعای امنیت؛ چرا طالبان در برابر حملات هوایی پاکستان فلج شدهاند؟
خبرگزاری دید: حملات بامدادی جنگندههای ارتش پاکستان به اهدافی در ولایت قندهار، پکتیا و خوست، وارد آوردن ضربهای سنگین بر رویکرد امنیتی و ادعاهای حکومت طالبان بود. بمباران نقاطی در قندهار خاستگاه اصلی، پایتخت سیاسی-مذهبی و محل استقرار هبتالله آخوندزاده، به همراه هدف قرار گرفتن مجتمع ملا عمر، نشان داد که تنشهای مرزی میان اسلامآباد و کابل از مرحله درگیریهای محدود مرزی عبور کرده و وارد فاز جدیدی از تهاجم مستقیم به قلب قدرت طالبان شده است.

این حملات هوایی تنها چند روز پس از بمبارانهای ولایتهای کنر و پکتیکا رخ داد؛ رویدادی که نشان میدهد تجاوز نظامی پاکستان به جغرافیا و حاکمیت افغانستان در حال تبدیل شدن به یک الگوی تثبیتشده و عادیسازیشده است.
بررسی آماری رفتار نظامی اسلامآباد ابعاد نگرانکنندهتری از این وضعیت را برملا میسازد. ارتش پاکستان ظرف یک سال گذشته دستکم ۱۵ حمله هوایی و پهپادی را در مناطق مختلف افغانستان اجرا کرده است؛ از کابل، قندهار و ننگرهار گرفته تا خوست، پکتیا و پکتیکا. فاجعهبارترین نمونه این حملات، بمباران مرکز ترک اعتیاد «امید» در کابل بود که بر اساس گزارش نهادهای بینالمللی، به کشته شدن ۲۶۹ غیرنظامی و بیماران بیدفاع منجر شد. تکرار مداوم این عملیاتها در طول دوازده ماه گذشته به روشنی ثابت میکند که پاکستان دیگر هیچ مانع نظامی یا بازدارندگی حقوقی در برابر پرواز جنگندههای خود بر فراز آسمان افغانستان نمیبیند.
پرسش اساسی برای ناظران تحولات افغانستان این است که حکومت طالبان که همواره مانور اصلی خود را بر «تامین امنیت سراسری» و «حفاظت از تمامیت ارضی» متمرکز کرده، چرا در برابر این تجاوزات مستمر دچار فلج استراتژیک و بیعملی محض شده است؟
طالبان در طول سه سال و اندی گذشته، تمام مخالفان داخلی و منتقدان سیاسی خود را با مشت آهنین سرکوب کرده و شعار دفاع از وجب به وجب خاک کشور را سر داده است. اما هنگامی که ناوگان هوایی یک کشور همسایه مرزها را در مینوردد و حتی مرکز اصلی تصمیمگیری آنان در قندهار را بمباران میکند، واکنش طالبان صرفاً به بیانیهنویسی، متهمسازی رسانهای و وعدههای مجمل برای «پاسخ در زمان مناسب» تقلیل مییابد.
این ناتوانی ملموس به خوبی نشان میدهد که طالبان فاقد یک «دکترین دفاعی مدرن و کارآمد» در برابر تهدیدات خارجی است. ساختار نظامی طالبان که بر پایه جنگهای چریکی، عملیاتهای انتحاری و نبردهای نامتقارن شکل گرفته، در مواجهه با نیروی هوایی و تسلیحات پیشرفته ارتش پاکستان، ناکارآمدی خود را برملا ساخته است. نبود پدافند هوایی، عدم دسترسی به ابزارهای بازدارنده و انزوای بینالمللی حکومت کابل سبب شده است تا پاکستان با خیالی آسوده، هر زمان که تحت فشار ناامنیهای داخلی (نظیر حملات تی تی پی در خیبرپختونخوا و بلوچستان) قرار میگیرد، آسمان افغانستان را به عرصه مانور نظامی و تسویه حسابهای امنیتی خود بدل کند.
از سوی دیگر، سرسختی ایدئولوژیک رهبر طالبان در قندهار و عدم تمایل یا ناتوانی آنان در قطع پیوند با تحریک طالبان پاکستان، بهانه دائم را به دست اسلامآباد داده است. هبتالله آخوندزاده و حلقه نزدیک به وی در بنبستی گرفتار شدهاند که نه حاضرند وفاداریهای ایدئولوژیک خود را قربانی ساختار یک دولت متصدی کنند و نه توان و ابزار دفاع از حاکمیت کشور در برابر بمبارانهای تلافیجویانه پاکستان را دارند. تاوان این بنبست دوطرفه را اما مردم افغانستان و غیرنظامیانی میدهند که خانهها، روستاها و مراکز خدماتیشان زیر آتش جنگندهها ویران میشود.
بمباران قندهار و تداوم ۱۵ حمله هوایی در یک سال، پرونده ادعاهای طالبان در مورد اقتدار نظامی و امنیت سراسری را مختل کرده است. حکومتی که نتواند از آسمان و مرزهای خود در برابر تجاوز آشکار همسایگان دفاع کند و پاسخ آن تنها موضعگیریهای انفعالی باشد، دیر یا زود با پرسشهای جدی جامعه و عقبنشینیهای استراتژیک بیشتری مواجه خواهد شد. پاکستان ثابت کرده که در صورت تداوم بحران داخلی، هیچ خط قرمزی حتی مجتمع ملا عمر و شهر قندهار را رعایت نخواهد کرد و طالبان اگر نتواند تعادلی میان مسئولیت حاکمیتی و دکترین دفاعی خود ایجاد کند، جغرافیای افغانستان را بیش از پیش به میدان جنگهای نیابتی و حملات یکطرفه بدل خواهد ساخت.
نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید