اسلایدشوتحلیلسیاستمنطقه

پایان یک وابستگی، نباید آغاز وابستگی دیگری شود

خبرگزاری دید: تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که نظم امنیتی و سیاسی خاورمیانه در حال تغییر است. از پیامدهای عملیات «طوفان الاقصی» و جنگ‌های پیرامون فلسطین گرفته تا رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل و ورود آمریکا به این منازعه، تحولات یمن و تداوم توانایی انصارالله در تأثیرگذاری بر امنیت دریای سرخ، و سرانجام خروج  آمریکا از افغانستان و عراق، همگی نشان می‌دهند که معادلات امنیتی گذشته دیگر به‌سادگی قابل تداوم نیستند.

این تحولات به معنای پایان نقش قدرت‌های خارجی در منطقه نیست. واقعیت پیچیده‌تر از آن است؛ اما یک پیام مهم برای کشورهای اسلامی دارد: هیچ تضمین خارجی را نباید دائمی و جایگزین قدرت ملی و همکاری منطقه‌ای تصور کرد.

پایان یک وابستگی، نباید آغاز وابستگی دیگر شود

در سال‌های گذشته، برخی کشورهای منطقه برای تأمین امنیت خود به اتحادها و تضمین‌های قدرت‌های خارجی تکیه کرده‌اند. اکنون که محیط امنیتی در حال تغییر است، طبیعی است که بعضی دولت‌ها به دنبال تنوع‌بخشی به روابط خود با قدرت‌های دیگر باشند، اما اینجا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا تغییر حامی خارجی، واقعاً به معنای تغییر راهبرد است؟

اگر کشوری از وابستگی به یک قدرت خارجی خارج شود و بلافاصله خود را به قدرت دیگری وابسته کند، در واقع تنها نام و طرف وابستگی تغییر کرده است، نه منطق راهبردی.

وابستگی به آمریکا، روسیه، چین یا هر قدرت دیگری، اگر به معنای واگذاری تصمیم‌های حیاتی یک کشور باشد، نمی‌تواند جایگزین استقلال راهبردی شود.

هدف کشورهای اسلامی نباید پیدا کردن «ارباب جدید» باشد، بلکه باید ساختن قدرت انتخاب باشد.

کشور های اسلامی باید از تعیین ارباب برای خود اجتناب کند

یکی از خطاهای راهبردی این است که کشورهای اسلامی مساله خود را چنین تعریف کنند: «آمریکا یا چین؟» «غرب یا شرق؟» «روسیه یا آمریکا؟»

پرسش اصلی باید چیز دیگری باشد:

چگونه می‌توانیم با همه تعامل کنیم، اما به هیچ‌کس وابسته نباشیم؟ این همان مفهوم استقلال راهبردی است.

استقلال راهبردی به معنای قطع رابطه با جهان نیست. یک کشور مستقل می‌تواند با آمریکا، اروپا، چین، روسیه و سایر کشورها روابط اقتصادی، سیاسی، علمی و امنیتی داشته باشد؛ اما تصمیم‌های حیاتی خود را بر اساس ارزیابی مستقل و منافع ملی اتخاذ کند.

از وحدت شعاری تا همکاری عملی

کشورهای اسلامی در حوزه‌های مختلف ظرفیت همکاری گسترده‌ای دارند:

تجارت و سرمایه‌گذاری مشترک

امنیت غذایی و زنجیره‌های تأمین

انرژی و انتقال برق و گاز

مدیریت آب و محیط زیست

علم، دانشگاه و فناوری

امنیت مرزی و مبارزه با تروریزم

 حمل‌ونقل و زیرساخت‌های منطقه‌ای

بازسازی کشورهای جنگ‌زده

همکاری‌های بشردوستانه

سازوکارهای میانجی‌گری و حل اختلافات.

چنین همکاری‌ای به معنای از بین رفتن اختلافات سیاسی نیست. برعکس، بلوغ راهبردی یعنی توانایی همکاری با وجود اختلاف.

کشورهای اسلامی لازم نیست در همه مسائل یک دیدگاه داشته باشند؛ کافی است در برخی منافع اساسی به توافق برسند.

جهان اسلام؛ صاحب تصمیم خود باشد

امروز شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی کشورهای اسلامی این نباشد که «با کدام قدرت بزرگ همراه شویم؟»

پرسش مهم‌تر این است: چگونه به اندازه‌ای قدرتمند شویم که مجبور نباشیم سرنوشت خود را به انتخاب میان قدرت‌های خارجی محدود کنیم؟

راهبرد آینده باید از «تغییر ارباب» به «تغییر ساختار وابستگی» حرکت کند. کشورهای اسلامی باید روابط متنوعی با جهان داشته باشند، اما همزمان توانایی داخلی خود را افزایش دهند؛ با یکدیگر رقابت کنند، اما در منافع مشترک همکاری داشته باشند؛ اختلاف داشته باشند، اما اختلافات خود را به جنگ تبدیل نکنند.

جهان اسلام برای آینده خود به «ارباب جدید» نیاز ندارد؛ به نهادهای قوی‌تر، اقتصادهای توانمندتر، همکاری منطقه‌ای و قدرت تصمیم‌گیری مستقل نیاز دارد.

اتحاد جهان اسلام نیز لزوماً به معنای ایجاد یک دولت واحد نیست. این همکاری می‌تواند از یک بازار گسترده‌تر، شبکه علمی مشترک، همکاری انرژی، سازوکارهای امنیت منطقه‌ای و دیپلماسی هماهنگ آغاز شود.

اروپا نشان داده است که همکاری میان کشورهای مستقل، با وجود تفاوت‌های عمیق، امکان‌پذیر است. جهان اسلام نیز می‌تواند مسیر متناسب با شرایط خود را برای همکاری پیدا کند.

فلسطین؛ مساله‌ای فراتر از رقابت قدرت‌ها

در مورد روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل نیز باید توجه کرد که عملکرد رژیم اسرائیل از زمان تأسیس آن، که در بستر مناقشه با جهان اسلام و اشغال سرزمین‌های فلسطینی، از جمله بیت‌المقدس، شکل گرفته است، همواره از منظر اسلامی و در چارچوب آرمان فلسطین محل مناقشه و مخالفت بوده است. بر اساس دیدگاه‌ها و فتاوای علمای اسلامی، برقراری روابط سیاسی با اسرائیل حرام دانسته شده است. از این منظر، برقراری رابطه با اسرائیل به معنای به‌رسمیت‌شناختن اشغال و نادیده گرفتن حقوق و آرمان فلسطین تلقی می‌شود.

کشورهای عربی که امروز در چارچوب توافق‌نامه‌های ابراهیم وارد روابط سیاسی و دیپلماتیک با اسرائیل شده‌اند، شایسته است در سیاست‌های خود نسبت به مساله فلسطین و پیامدهای راهبردی این روابط بازنگری کنند و در محاسبات خود، از قرار گرفتن در مسیری که در نهایت به زیان منافع جهان اسلام و آرمان فلسطین تمام می‌شود، پرهیز کنند.

شکست عربستان سعودی در جنگ یمن  نشان داد که مردم مسلمان از فرار گرفتن عربستان در حبهه مقابل فلسطین و همسوی با اسرائیل ناراضی هستند . امروز هر حکومت که در حمایت از فلسطین قرار بگیرد مورد حمایت مردم قراردارد.

قدرت ملی فقط قدرت نظامی نیست

استقلال راهبردی بدون قدرت ملی امکان‌پذیر نیست. قدرت ملی فقط تانک، هواپیما و موشک نیست. اقتصاد قوی، تولید داخلی، امنیت انرژی و غذا، دانشگاه و پژوهش، فناوری‌های نوین، امنیت سایبری، مدیریت آب، زیرساخت‌های ارتباطی، نظام مالی، نهادهای کارآمد و دیپلماسی فعال نیز از اجزای قدرت ملی هستند.

کشوری که غذای خود را تولید نمی‌کند، انرژی خود را به‌درستی مدیریت نمی‌کند، فناوری‌های حیاتی را در اختیار ندارد و اقتصادش به تصمیم دیگران وابسته است، حتی اگر قدرت نظامی قابل توجهی داشته باشد، در تصمیم‌گیری راهبردی با محدودیت روبه‌رو خواهد بود. بنابراین، استقلال سیاسی از استقلال اقتصادی، علمی و فناورانه جدا نیست.

از رقابت درون‌منطقه‌ای به همکاری

یکی از مهم‌ترین موانع قدرت جهان اسلام، تبدیل اختلافات میان کشورهای مسلمان به رقابت‌های فرسایشی است. اگر کشورهای منطقه به جای گفت‌وگو، اختلافات خود را از طریق قدرت‌های خارجی دنبال کنند، فضای بیشتری برای رقابت بازیگران بیرونی ایجاد می‌شود.

راه دیگر، ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای است: گفت‌وگوی دائمی امنیتی، خطوط ارتباط اضطراری، توافق‌های کاهش تنش، میانجی‌گری منطقه‌ای و پروژه‌های اقتصادی مشترک. هر اندازه کشورهای منطقه توانایی حل اختلافات خود را افزایش دهند، نیاز آنان به مداخله قدرت‌های خارجی نیز می‌تواند کاهش یابد.

سخن پایانی

تحولات امروز نباید کشورهای اسلامی را از یک وابستگی به وابستگی دیگر سوق دهد.

نه ارباب جدید؛ نه انزوای جدید. نه وابستگی به شرق؛ نه وابستگی به غرب، بلکه روابط متوازن، قدرت ملی و استقلال تصمیم‌گیری.

جهان اسلام اگر می‌خواهد در نظم آینده جهانی نقش مؤثری داشته باشد، باید از «انتظار برای حمایت دیگران» به «ساختن ظرفیت‌های خود» حرکت کند. کشورهای اسلامی می‌توانند با جهان همکاری کنند، اما نباید سرنوشت خود را به دیگران بسپارند.

با جهان تعامل کنیم، اما مستقل تصمیم بگیریم.

با هم اختلاف داشته باشیم، اما علیه هم نجنگیم.

با قدرت‌های بزرگ رابطه داشته باشیم، اما وابسته نباشیم و به جای جست‌وجوی ارباب جدید، صاحب قدرت و تصمیم خود باشیم.

جهان اسلام به ارباب جدید نیاز ندارد؛ به استقلال راهبردی نیاز دارد.

نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا