خبرگزاری دید: حوالی ساعت سه بامدادی که مردم دره چوگام از ولایت کنر در خواب بودند، خانه یک روستایی بیدفاع هدف حملات هواییارتشپاکستان قرار گرفت؛ حملهای که جان پنج تن از جمله چند کودک بیگناه را گرفت و سه تن دیگر از جمله دو زن را راهی بیمارستان کرد. اما این فاجعه تلخ، نه یک حادثه استثنایی و بیسابقه، بلکه امتداد یک زنجیره خشن، منظم و تکراری از تجاوزات فرامرزی است.

نگاهی به پیشینه حملات سالهای اخیر بهروشنی نشان میدهد که چطور ولایتهای مرزی افغانستان از کنر و خوست گرفته تا پکتیکا، ننگرهار و … بارها هدف بمبارانهای هوایی، حملات پهپادی و راکتپرانیهای سنگین ارتش پاکستان قرار گرفتهاند.
الگوی رفتاری اسلامآباد در تمام این سالها ثابت و تغییرناپذیر مانده است: بمبارانهایی که همواره با ادعای تکراری «مبارزه با تروریسم» و «هدف قرار دادن عقبههای امنیتی تی تی پی» توجیه میشوند، اما در روی زمین، حاصلی جز آوار شدن سقف بر سر زنان، انهدام منازل مسکونی و قربانی شدن کودکان بیگناه نداشتهاند. کشتار کودکان در کنر نسخه جدیدی از همان فجایعی است که پیشتر در ولسوالیهای سپیره در خوست یا آمبره در پکتیکا رخ داد؛ مناطقی که در آنها دهها تن از آوارگان و روستاییان غیرنظامی تحت پوشش عملیاتهای ضدتروریستی ارتش پاکستان به خاک و خون کشیده شدند.
نخستین ابعاد این تجاوزات مکرر، سکوت سنگین نهادهای بینالمللی و رسانههای اصلی جهان در قبال نقض صریح تمامیت ارضی افغانستان است. اگر چنین حملهای با همین حجم از نقض حاکمیت و تلفات غیرنظامی در نقطهای دیگر از جغرافیای سیاسی جهان رخ میداد، سازمانمللمتحد و مدعیان حقوق بشر فوراً با صدور بیانیههای شدیداللحن، خواستار واکنش قاطع و تشکیل جلسات فوقالعاده شورای امنیت میشدند. اما وقتی نوبت به افغانستان میرسد، گویا ارزش جان شهروندان، زنان و کودکان آن در انتهای اولویتهای سیاست بینالملل قرار میگیرد. این بیتفاوتی محض، عملاً برای ارتش پاکستان یک مصونیت ناعادلانه ایجاد کرده تا هرگاه در داخل با چالش مواجه شد، آتش بحران را به آنسوی مرزها هدایت کند.
از سوی دیگر، این حوادث پرده از چالش بنیادین و خلأ ساختاری در حوزه «پدافند هوایی و بازدارندگی ملی» برمیدارد. ارتش پاکستان که در سنوات اخیر با بحرانهای عمیق اقتصادی، بیثباتی سیاسی و ناامنیهای فزاینده در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان دستوپنجره نرم میکند، میکوشد ناکارآمدیهای امنیتی درونمرزی خود را با بمباران مناطق روستایی افغانستان سرپوش بگذارد. اسلامآباد از این غفلت سوءاستفاده میکند؛ زیرا میداند تا زمانی که فضای هوایی افغانستان فاقد سامانههای پدافندی مؤثر باشد و واکنشهای کابل از سطح اعتراضات دیپلماتیک یا درگیریهای محدود مرزی فراتر نرود، هزینه متقابل و سنگینی برای متجاوز محاسبه نخواهد شد.
خون کودکان دره چوگام در کنر، بار دیگر به افکار عمومی و نخبگان سیاسی افغانستان یادآوری کرد که امنیت، کرامت و تمامیت ارضی، نه با خوشبینی به دیپلماسی نیویورک و بیانیههای نهادهای بینالمللی به دست میآید و نه با خویشتنداری یکطرفه در برابر همسایگان حفظ میشود. خشم گرهخورده مردم در مناطق مرزی شرق کشور، حاوی یک پیام صریح است؛ حاکمیت بر فضای هوایی و دفاع عملی از حریم کشور، مرز پررنگ میان اقتدار واقعی و شعارهای سیاسی است. تا زمانی که یک دکترین دفاعی هوشمند و پاسخ بازدارنده و ملموس در برابر اینگونه تجاوزات شکل نگیرد، تراژدی نیمهشب کنر، فردا در گوشهای دیگر از خاک افغانستان تکرار خواهد شد.
از سوی دیگر، این بمبارانهای تکراری، ناکارآمدی و چالشهای حاکمیت طالبان را هم در دفاع از تمامیت ارضی کشور روی آب میآورد. طالبان که با شعار برقراری امنیت و حفظ حاکمیت بر افغانستان حکومت میکنند، هنوز نتوانستهاند یک سیستم پدافند هوایی یا یک پاسخ بازدارنده جدی برای مهار تجاوزات همسایگان ایجاد کند. ارتش پاکستان که در داخل با بحرانهای عمیق اقتصادی، سیاسی و ناامنیهای فزاینده دستوپنجه نرم میکند، ناکامیهای امنیتی خود را با بمباران روستاهای مرزی افغانستان سرپوش میگذارد؛ زیرا میداند واکنش کابل معمولاً از احضار دیپلماتها یا موضعگیریهای کلامی فراتر نمیرود و هزینه سنگینی برای اسلامآباد نخواهد داشت.
خون کودکان دره چوگام در کنر، بار دیگر به افکار عمومی افغانستان یادآوری کرد که تمامیت ارضی، نه با خوشبینی به نهادهای بینالمللی حفظ میشود و نه با موضعگیریهای خنثی. خشم مردم در مناطق مرزی، آزمونی جدّی پیشِ روی طالبان قرار داده است: حفظ امنیت فضای هوایی و دفاع عملی از حریم کشور، مرز اصلی میان ادعای قدرت و واقعیت روی زمین است. تا زمانی که یک پاسخ بازدارنده و ملموس در برابر اینگونه تجاوزات شکل نگیرد، تراژدی نیمهشب کنر، فردا در گوشهای دیگر از خاک افغانستان تکرار خواهد شد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید