گزارش دادهمحور خبرگزاری دید: در فاصله ۵ سنبله تا ۹ میزان ۱۴۰۵، دامنه اقدامات طالبان علیه شماری از نهادهای مرتبط با جامعه شیعه و اهل سنت در کابل از مراکز دینی و فرهنگی فراتر رفته و رسانهها، مراکز صحی و دانشگاههای خصوصی را نیز دربر گرفته است. در همین بازه، حوزه علمیه خاتمالنبیین تخلیه شد، تلویزیونهای تمدن و راه فردا بسته شد، چند مرکز فرهنگی، دینی و صحی در غرب کابل تعطیل شدند و جواز دانشگاه خاتمالنبیین لغو شد. همزمان دانشگاه دعوت با تغییر مدیریت و دانشگاه سلام با دستور توقف فعالیت مواجه شدند و وزارت عدلیه طالبان در تازهترین مورد دستور توقف فعالیت واحد کابل جامعةالمصطفی را صادر کرد.

کنار هم گذاشتن این رویدادها تصویری روشن از گسترش مداخلات طالبان در نهادهایی با کارکرد دینی، آموزشی، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی ارائه میکند.
موجی از محدودیتها در مراکز شیعه
در ۱۴ سنبله ۱۴۰۵، نیروهای طالبان حوزه علمیه خاتمالنبیین در غرب کابل را محاصره کردند و در ۱۶ سنبله ساختمان این مرکز را تخلیه کرده و در اختیار گرفتند. خاتمالنبیین یکی از بزرگترین مراکز آموزش دینی شیعیان در کابل است. نیروهای وزارت عدلیه طالبان در جریان این عملیات وارد مجموعه شدند و فعالیت آن را متوقف کردند.
این اقدام تنها به حوزه محدود نماند. خاتمالنبیین دارای مجموعهای از فعالیتهای آموزشی و دانشگاهی نیز بود و پرونده آن با دانشگاه خاتمالنبیین و تلویزیون تمدن ارتباط نهادی داشت. از این رو، تحولات مربوط به این مجموعه را نمیتوان صرفاً یک اختلاف بر سر یک ساختمان تلقی کرد.
در ادامه، دفتر روابط عمومی بزرگان هزاره و اهل تشیع نیز در غرب کابل با محاصره نیروهای طالبان و بازداشت شماری از افراد مواجه شد. در همان روزها، بیش از ۳۰ نفر، شامل شماری از بزرگان شیعه و هزاره، خبرنگاران و کارمندان رسانهها، در ارتباط با این تحولات بازداشت شدند.
در ۳۱ سنبله، مجتمع علمی و فرهنگی خاتمالانبیا در غرب کابل تعطیل شد و چهار نفر نیز در ارتباط با این مرکز بازداشت شدند. درباره علت این اقدام، مقامهای محلی از «فعالیتهای ضد امارت» سخن گفتند، اما جزئیات اتهامات مطرحشده بهصورت عمومی ارائه نشد.
در ۶ میزان نیز کلینیک الزهرا، مرکز فرهنگی تبیان و مکتب خصوصی افکار در غرب کابل بسته شدند. این سه مرکز در حوزههای صحی، فرهنگی و دینی فعالیت داشتند و تعطیلی آنها دامنه اقدامات را از مراکز آموزشی و مذهبی به ارائه خدمات اجتماعی و فرهنگی نیز کشاند.
رسانهها؛ تمدن و راه فردا
رسانه نیز یکی از عرصههای مهم این روند بوده است؛ تلویزیون تمدن در ۲ سرطان ۱۴۰۵، پیش از آغاز بازه اصلی این گزارش، توسط وزارت عدلیه طالبان بسته شد. وزارت عدلیه، تعلق این رسانه به یک حزب سیاسی و استفاده از زمینی که آن را «غصبشده امارتی» میخواند، دلیل توقف فعالیت تمدن اعلام کرده بود. تلویزیون تمدن اما این ادعا درباره مالکیت زمین را نپذیرفت و بر وجود اسناد مربوط به مالکیت تأکید کرد.
تمدن پس از نزدیک به دو ماه توقف، در ۱۴ سنبله اعلام کرد که فعالیت خود را با تمرکز بر فضای مجازی از سر میگیرد. بنابراین، اگرچه تعطیلی اصلی تمدن پیش از بازه زمانی این گزارش رخ داده، پرونده این رسانه بخشی از زنجیره تحولاتی است که در سنبله و میزان علیه نهادهای مرتبط با جامعه شیعه دنبال شد.
در ۱۵ سنبله، تلویزیون راه فردا نیز در کابل بسته شد و دفتر آن مهر و لاک گردید. صاحب امتیاز این رسانه، سلمان اخلاقی، نیز بازداشت شد. مرکز خبرنگاران افغانستان اعلام کرد که این اقدام به دستور وزارت عدلیه طالبان صورت گرفته است. راه فردا پیش از این نیز در سال جاری برای مدتی متوقف شده بود و پس از تغییر صاحب امتیاز و دریافت جواز جدید فعالیت خود را از سر گرفته بود.
بسته شدن راه فردا اهمیت دیگری نیز دارد: این اقدام همزمان با برخورد طالبان با حوزه خاتمالنبیین و دفتر روابط عمومی بزرگان هزاره و اهل تشیع رخ داد. از این منظر، در یک بازه کوتاه، دو رسانه شناختهشده مرتبط با جامعه شیعه، یعنی تمدن و راه فردا، هردو با توقف فعالیت از سوی طالبان مواجه شدند؛ هرچند تعطیلی تمدن در سرطان و تعطیلی راه فردا در سنبله رخ داد.
همزمان، دفتر خبرگزاری صدای افغان «آوا» نیز در پایان سنبله با اقدام طالبان بسته شد و شماری از کارکنان آن بازداشت شدند. این اقدام، حلقه رسانهای این روند را تکمیل کرد و نشان داد که محدودیتها تنها متوجه رسانههای تلویزیونی نبوده است.
دانشگاهها؛ از لغو جواز تا تغییر مدیریت
همزمان با تحولات مراکز دینی و رسانهای، بخش آموزش عالی خصوصی نیز در این دوره با مداخلات گسترده مواجه شد.
در ۲۵ سنبله، وزارت تحصیلات عالی طالبان جواز فعالیت دانشگاه خصوصی خاتمالنبیین در کابل و نمایندگی آن در غزنی را لغو کرد و فعالیت این دو مرکز متوقف شد. وزارت تحصیلات عالی طالبان دلایلی از جمله رعایت نکردن مقررات و ارزشهای مورد نظر خود را مطرح کرد. در مقابل، مالک دانشگاه این اتهامات را رد کرد. نزدیک به ۴ هزار دانشجو در دو شعبه این دانشگاه تحصیل میکردند.
این تصمیم اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا دانشگاه خاتمالنبیین بخشی از همان مجموعهای است که حوزه علمیه و تلویزیون تمدن نیز در پیوند با آن قرار دارند. بنابراین، در این پرونده، محدودیت از یک مرکز دینی به یک نهاد آموزش عالی نیز امتداد پیدا کرده است.
در ۲۹ سنبله، دانشگاه خصوصی دعوت وارد مرحله دیگری از مناقشه شد. طالبان مدیریت این دانشگاه را تغییر داد و افراد جدیدی را برای اداره آن تعیین کرد. مؤسسان دانشگاه این اقدام را نپذیرفتند و اعلام کردند فعالیتهای آموزشی و اداری دانشگاه تا روشن شدن وضعیت حقوقی متوقف است. وزارت عدلیه طالبان پیشتر دستور توقف فعالیت و تخلیه ساختمانهای این دانشگاه را صادر کرده بود.
در ۸ میزان، دانشگاه سلام نیز با دستور توقف فعالیت مواجه شد. مسوولان دانشگاه اعلام کردند وزارت عدلیه و وزارت تحصیلات عالی طالبان از آنها خواستهاند مدیریت دانشگاه را به وزارت تحصیلات عالی واگذار کنند یا فعالیت آن را متوقف سازند. تا آن زمان، طالبان درباره این اقدام توضیح رسمی ارائه نکرده بود.
یک روز بعد، در ۹ میزان، واحد کابل جامعةالمصطفی نیز وارد این پرونده شد. وزارت عدلیه طالبان دستور توقف فعالیت این مرکز را صادر کرد، اما سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان در ظاهر با آن مخالفت کرد و خواستار ادامه فعالیت آموزشی جامعةالمصطفی شد. بنابراین، در این مورد مشخص، آنچه قطعی است صدور دستور توقف از سوی وزارت عدلیه طالبان است، اما اجرای نهایی تعطیلی به دلیل اختلاف میان دو وزارتخانه هنوز قطعی نشده است.
این پرونده از یک جهت اهمیت بیشتری دارد: جامعةالمصطفی یک نهاد آموزشی بینالمللی است و واحد افغانستان آن از سالها پیش در بخشهای مختلف تحصیلات عالی فعالیت داشته است. از این رو، ورود این مرکز به پرونده محدودیتهای آموزشی، دامنه این روند را فراتر از دانشگاههای خصوصی داخلی نشان میدهد.
اعداد چه میگویند؟
اگر فقط مواردی را که در فاصله ۵ سنبله تا ۹ میزان ۱۴۰۵ رخ دادهاند کنار هم بگذاریم، دستکم ۱۲ نهاد یا پرونده در این روند دیده میشود:
حوزه علمیه خاتمالنبیین تخلیه شد و ساختمان آن در اختیار نیروهای طالبان قرار گرفت؛ دفتر روابط عمومی بزرگان هزاره و اهل تشیع با محاصره و بازداشت شماری از افراد مواجه شد؛ تلویزیون راه فردا بسته و صاحب امتیاز آن بازداشت شد؛ مجتمع علمی و فرهنگی خاتمالانبیا تعطیل شد؛ کلینیک الزهرا، مرکز فرهنگی تبیان و مکتب افکار بسته شدند؛ دفتر صدای افغان «آوا» تعطیل شد؛ جواز دانشگاه خاتمالنبیین لغو شد؛ مدیریت دانشگاه دعوت تغییر کرد؛ دانشگاه سلام با دستور توقف فعالیت مواجه شد و وزارت عدلیه طالبان دستور توقف فعالیت واحد کابل جامعةالمصطفی را نیز صادر کرد.
در کنار این ۱۲ مورد، تلویزیون تمدن نیز بهعنوان پرونده پیشین در همین زنجیره قرار میگیرد. تعطیلی تمدن در ۲ سرطان رخ داده، اما بازگشت فعالیت آن در فضای مجازی در ۱۴ سنبله و ارتباط مستقیم این رسانه با مجموعه خاتمالنبیین باعث میشود حذف آن از تصویر کلی این روند، بخشی مهم از واقعیت را نادیده بگیرد.
البته این ۱۲ مورد از نظر ماهیت یکسان نیستند. برخی تعطیلی کامل، برخی لغو جواز، برخی تغییر مدیریت و برخی دستور توقف فعالیت هستند. از همین رو، عدد ۱۲ را نباید معادل ۱۲ تعطیلی قطعی دانست، بلکه این عدد، شمار پروندههای نهادهایی است که در این بازه با یک اقدام محدودکننده یا مداخله مستقیم طالبان مواجه شدهاند.
مساله اصلی؛ ساختمانهای بسته یا فرصتهای از دسترفته؟
اهمیت این روند تنها در تعداد مراکز بستهشده یا دانشگاههایی که با محدودیت روبهرو شدهاند، خلاصه نمیشود. پشت هر یک از این نهادها، شمار قابل توجهی دانشجو، استاد، طلبه، کارمند، بیمار، خبرنگار و مراجعهکننده قرار دارد.
در دانشگاه خاتمالنبیین، نزدیک به چهار هزار دانشجو در دو شعبه کابل و غزنی آن تحصیل میکردند. اطلاعات منتشرشده از سوی جامعةالمصطفی نیز از صدها دانشجو و دهها استاد و کارمند حکایت دارد. بنابراین، تصمیمهای اداری درباره این نهادها مستقیماً بر مسیر تحصیلی و شغلی هزاران نفر اثر میگذارد.
در بخش صحی، تعطیلی کلینیک الزهرا به معنای توقف یک فعالیت اداری صرف نیست، بلکه یک مرکز ارائه خدمات درمانی از چرخه خدمترسانی بهصرفه و ارزان به هزاران بیمار فقیر خارج شده است. در بخش رسانهای نیز بسته شدن تمدن، راه فردا و آوا، ظرفیت تولید و انتشار اطلاعات برای مخاطبان آنها را محدود کرده است.
از همین رو، برای سنجش واقعی ابعاد این روند، صرفاً شمارش ساختمانهای بستهشده کافی نیست. باید مشخص شود چند دانشجو و استاد از ادامه فعالیت آموزشی بازماندهاند، چند کارمند رسانهای کار خود را از دست دادهاند، چند بیمار از خدمات یک مرکز صحی محروم شدهاند و چه تعداد از فعالیتهای فرهنگی و دینی بدون جایگزین باقی ماندهاند.
یک روند با چند پرونده
آنچه در سنبله و میزان ۱۴۰۵ رخ داده، مجموعهای از اقدامات در چند حوزه متفاوت است، اما وجه مشترک آنها مداخله مستقیم طالبان در ساختار و فعالیت نهادهایی است که بخشی از شبکه دینی، آموزشی، رسانهای و اجتماعی عمدتا جامعه شیعه را تشکیل میدهند.
مساله فقط تعطیلی مراکز نیست
فراتر از بحثهای حقوقی و اداری که طالبان برای توجیه این اقدامات مطرح میکنند، پرسش اساسی این است که پیامد انباشت این محدودیتها بر سرمایه انسانی، تنوع اجتماعی و مذهبی افغانستان چه خواهد بود. هرچند مقامهای طالبان این اقدامات را ناشی از ملاحظات قانونی و اداری میدانند، اما تمرکز قابل توجه این محدودیتها بر نهادهای وابسته به جامعه شیعه، از حوزههای علمیه و مراکز فرهنگی گرفته تا رسانهها و دانشگاهها، این پرسش را مطرح میکند که آیا نوعی نگاه تبعیضآمیز و بدبینی ساختاری نسبت به نهادهای شیعی نیز در پس این روند وجود دارد یا خیر؟ با دریغ و درد، تجربه زیسته شیعیان افغانستان و پیشینه رفتار طالبان با این گروه مذهبی ـ اجتماعی، پاسخ این پرسش را مثبت میسازد.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که تضعیف همزمان نهادهای آموزشی، رسانهای، فرهنگی و مدنی تنها به تعطیلی چند ساختمان یا تغییر مدیریت چند مرکز محدود نمیشود، بلکه به کاهش فرصتهای آموزشی، محدود شدن جریان آزاد اطلاعات، تضعیف مشارکت اجتماعی و افزایش احساس حذف و حاشیهنشینی در میان گروههای مختلف جامعه منجر میشود. در مورد افغانستان، زمانی که بخش عمده این محدودیتها متوجه نهادهای متعلق به یک جامعه مذهبی مشخص باشد، پیامدهای آن میتواند فراتر از حوزه آموزش و رسانه رفته و به تشدید شکافهای مذهبی و کاهش اعتماد اجتماعی نیز بینجامد.
در شرایطی که افغانستان با بحرانهای اقتصادی، مهاجرت نخبگان و کمبود فرصتهای آموزشی روبهرو است، هرگونه محدودیت بر نهادهایی که در تولید دانش، آموزش نیروی متخصص و ارائه خدمات اجتماعی نقش دارند، میتواند آثار بلندمدت و بعضاً جبرانناپذیری بر توسعه انسانی و انسجام ملی بر جای بگذارد. از همین رو، ارزیابی این روند نباید صرفاً به شمار مراکز تعطیلشده محدود شود، بلکه باید در چارچوب تأثیر آن بر آینده آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و نیز بر جایگاه و مشارکت جامعه شیعه در ساختار عمومی افغانستان مورد بررسی قرار گیرد.