خبرگزاری دید: تازهترین گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان نشان میدهد که دستگاه امنیتی طالبان پس از بازگشت این گروه به قدرت، از یک ساختار متعارف پولیسی فاصله گرفته و به ترکیبی از پولیس، استخبارات و نیروهای محلی وفادار به طالبان متکی شده است؛ ساختاری که در آن اداره استخبارات در تحقیقات جنایی، مبارزه با مواد مخدر و تروریزم نقش گستردهتری یافته و پولیس در بسیاری از مناطق با کمبود نیروی انسانی و آموزش حرفهای مواجه است.

شبکه تحلیلگران افغانستان در گزارشی تحقیقی به قلم آنتونیو جیوستوزی، پژوهشگر ارشد مؤسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا (RUSI)عملکرد و ساختار پولیس طالبان پس از سقوط جمهوری را بررسی کرده است. این پژوهش بر پایه مصاحبه با ۳۸ نفر، عمدتاً در کابل و شرق افغانستان، از جمله افسران پولیس، مقامهای استخباراتی، مسوولان وزارت داخله، قاچاقبران مواد مخدر و کشاورزان انجام شده و دورهای از جنوری ۲۰۲۲ تا سپتامبر ۲۰۲۵ را پوشش میدهد. نویسنده تأکید کرده که دامنه جغرافیایی پژوهش محدود است و الزاماً نماینده تمام افغانستان نیست.
این گزارش میگوید طالبان پس از تصرف کابل در آگست ۲۰۲۱، کنترل وزارت داخله و بیش از ۵۰۰ پاسگاه پولیس در سراسر کشور را در اختیار گرفتند، اما برای اداره یک ساختار امنیتی دولتی، ناگزیر شدند بخشی از شیوههای دوران جنگ را با سازوکارهای جدید حکومتی تلفیق کنند.
بر اساس یافتههای این پژوهش، ساختار رسمی وزارت داخله در ظاهر تغییر بنیادینی نکرده و پنج شاخه اصلی پولیس شامل پولیس مبارزه با مواد مخدر، پولیس یونیفورمپوش، پولیس سرحدی، پولیس ترافیک و پولیس مبارزه با جرایم همچنان فعالاند. با این حال، در عمل بخشی از مهمترین وظایف امنیتی و تحقیقاتی به اداره استخبارات منتقل شده است. استخبارات اکنون در بخشهای اطلاعات، مبارزه با مواد مخدر، مبارزه با تروریزم و تحقیقات جنایی نقش گستردهای دارد؛ وظایفی که پیشتر بخش مهمی از آن در ساختارهای پولیس و لوی څارنوالی متمرکز بود.
گزارش همچنین از افزایش قابل توجه تشکیلات نیروهای امنیتی طالبان خبر میدهد. در سال ۲۰۲۱، برنامه مقدماتی وزارت داخله کاهش تشکیلات پولیس به حدود ۵۰ هزار نفر بود، اما این رقم در سال ۲۰۲۲ به ۱۰۰ هزار و در اواخر ۲۰۲۳ به ۱۵۰ هزار نفر افزایش یافت. با این حال، برآوردی که از بخش استخدام وزارت داخله در جنوری ۲۰۲۴ به پژوهشگر ارائه شده، حدود ۹۰ هزار نیروی پولیس و کارمند ملکی را نشان میدهد.
جیوستوزی افزایش تشکیلات را تنها ناشی از نیازهای امنیتی نمیداند و بر اساس مصاحبههای انجامشده، رقابتهای درونگروهی طالبان را یکی از عوامل مهم گسترش نیروها عنوان میکند. در همین چارچوب، تلاش سراجالدین حقانی برای افزایش شمار نیروهای ویژه بدری ۳۱۳ به ۵۰ هزار نفر نیز در گزارش برجسته شده است؛ هرچند این هدف تا سال ۲۰۲۵ تحقق نیافته بود.
در سطح محلی، کمبود نیروی پولیس باعث شده طالبان به نیروهای غیررسمی متشکل از فرماندهان و جنگجویان سابق خود نیز تکیه کنند. بر اساس گزارش، این نیروها در برخی مناطق اختیار بازداشت دزدان و مظنونان را دارند، اما در مواردی از صلاحیت خود فراتر رفته و دست به اقدامات خودسرانه زدهاند. گزارش همچنین از استفاده گسترده از بزرگان قومی برای حل اختلافات محلی بهعنوان راهی برای کاهش بار کاری پولیس خبر میدهد.
یکی دیگر از چالشهای اساسی، وضعیت آموزش پولیس است. طالبان آموزش پولیس به سبک غربی دوران جمهوریت را ناکارآمد میدانند و به جای آن، دورههایی را که عمدتاً زیر نظر علما و روحانیون برگزار میشود، ترجیح دادهاند. با این حال، پژوهش آنتونیو جیوستوزی نشان میدهد که شمار محدودی از نیروهای پولیس تاکنون آموزش رسمی دیدهاند و بخش قابل توجهی از نیروها همچنان بیسوادند.
گزارش در عین حال تأکید میکند که نیروهای امنیتی طالبان در کنترل قلمرو و جمعیت نسبتاً فعالاند، اما ضعف آنها در مقابله با جرایم شهری، از جمله جرایم سازمانیافته، یکی از مشکلات اصلی این ساختار است. پژوهشگران همچنین هشدار دادهاند که اتکا به نیروهای غیررسمی، کمبود آموزش حرفهای و انتقال صلاحیتهای تحقیقاتی به استخبارات، پرسشهایی جدی درباره حاکمیت قانون و پاسخگویی دستگاه امنیتی ایجاد میکند.
در مجموع، گزارش شبکه تحلیلگران افغانستان تصویری از دستگاهی امنیتی ارائه میکند که از منطق جنگ به سمت حکومتداری حرکت کرده، اما هنوز بخشهایی از میراث ساختار شورشگری را با خود حمل میکند؛ استخبارات در آن قدرتمندتر شده، نیروهای محلی غیررسمی نقش پررنگی دارند و توسعه کمی نیروها همزمان با ضعف آموزش و ظرفیت مقابله با جرایم پیچیده شهری ادامه یافته است.