اسلایدشوافغانستانانفجارتحلیلجنگجهانسیاستعدلی و قضایینظامی

از کابل تا یمن ؛ وقتی حکومت از درون خالی می‌شود

خبرگزاری دید: پیش‌روی‌های سریع انصارالله در یمن و گزارش‌های مربوط به سقوط مناطق و قطع محورهای راهبردی، یک مقایسه جدی با سقوط جمهوریت افغانستان در برابر طالبان به میان می‌آورد.

در افغانستان، جمهوریت در ظاهر از ارتش، تجهیزات، حمایت خارجی و ساختارهای دولتی برخوردار بود، اما در روزهای آخر، بخش مهمی از قدرت واقعی خود را از دست داده بود. فساد، اختلافات سیاسی، بی‌اعتمادی مردم، شکاف‌های قومی، ضعف مدیریت و فروپاشی روحیه نیروهای امنیتی باعث شد سقوط شهرها با سرعتی بسیار بیشتر از انتظار رخ دهد. کابل نیز زمانی سقوط کرد که ساختار سیاسی و روحیه دفاع از نظام عملاً فروپاشیده بود.

در یمن نیز اگر گزارش‌های اخیر درباره پیش‌روی‌های انصارالله و سقوط مناطق استراتژیک درست باشد، می‌توان نشانه مشابهی را مشاهده کرد: در جنگ فقط تصرف یک شهر مهم نیست؛ تعیین‌کننده آن است که چرا مدافعان آن شهر دیگر توان یا انگیزه مقاومت مؤثر ندارند. قطع خطوط تدارکاتی، از دست رفتن مراکز مهم و فروپاشی اعتماد میان مردم و نیروهای مدافع می‌تواند سقوط یک منطقه را به سقوط زنجیره‌ای تبدیل کند.

شباهت اصلی

جمهوریت  زمانی سقوط کرد که طالبان توانستند شکاف میان حکومت و مردم و ضعف درونی نظام را به یک پیروزی نظامی تبدیل کنند. در یمن نیز هرگاه انصارالله بتواند نارضایتی اجتماعی، انسجام نیروهای خود و ضعف و اختلافات طرف مقابل را همزمان به کار گیرد، پیش‌روی نظامی می‌تواند با سرعتی غیرمنتظره به فروپاشی مواضع رقیب منجر شود.

بنابراین، تجربه کابل و تحولات یمن یک پیام روشن دارد: هیچ حکومتی فقط به دلیل داشتن ارتش، سلاح، پول و حمایت خارجی شکست‌ناپذیر نیست. اگر اعتماد مردم از بین برود، فساد و تبعیض گسترش یابد، رهبران گرفتار اختلاف و‌فسادشوند و نیروهای نظامی انگیزه دفاع از نظام را از دست بدهند، ممکن است سقوطی که سال‌ها غیرممکن به نظر می‌رسید، در چند روز اتفاق بیفتد.

درس بزرگ

حکومت‌ها معمولاً در روز سقوط، سقوط نمی‌کنند؛ سقوط واقعی از روزی آغاز می‌شود که مردم دیگر حاضر نباشند برای بقای آن حکومت هزینه بدهند.

افغانستان یک هشدار تاریخی است و تحولات یمن نیز بار دیگر همین حقیقت را برجسته می‌کند: پایه اصلی قدرت هر حکومت، اعتماد مردم، عدالت، مشروعیت و انسجام داخلی است. سلاح، قدرت نظامی و حمایت خارجی، بدون پشتوانه مردمی و مشروعیت داخلی، ممکن است تنها زمان سقوط را به تأخیر بیندازد، اما نمی‌تواند مانع آن شود.

نظام‌هایی که بیش از اراده و رضایت مردم، به بیگانگان و حمایت خارجی تکیه کنند و در برابر خواست و اراده مردم بایستند، دیر یا زود با بحران مشروعیت و فروپاشی روبه‌رو خواهند شد.

تجربه افغانستان و تحولات یمن یک پیام روشن دارد: قدرتی که ریشه در مردم نداشته باشد، هرچقدر از بیرون نیرومند به نظر برسد، در لحظه بحران می‌تواند بسیار شکننده باشد.

نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا