خبرگزاری دید: نشست «فارمت مسکو» درباره افغانستان درحال برگزاری است؛ رویدادی مهم و تعیینکننده که با حضور وزیر خارجه طالبان و نمایندگان ارشد کشورهای منطقه از جمله روسیه، ایران، چین، هند، پاکستان و کشورهای آسیای میانه در حال جریان است. این رایزنیها در شرایطی شکل میگیرد که جغرافیای سیاسی منطقه نسبت به گذشته دستخوش تغییرات عمیقی شده است.

اقدام مسکو در به رسمیت شناختن رسمی حکومت سرپرست طالبان، وزن سیاسی و دیپلماتیک کابل را در میان قدرتهای شرقی به شکل چشمگیری افزایش داده و نقش محوریت افغانستان را در معادلات ترانزیتی و امنیتی اوراسیا پررنگتر از هر زمان دیگری کرده است. اما درست در همسایگی این گفتگوهای دیپلماتیک و بستن پیمانهای تجاری، واقعیت خشن و تلخی روی زمین و در مناطق مرزی افغانستان جریان دارد؛ تداوم بمبارانهای هوایی، حملات پهپادی و راکتپراکنیهای سنگین ارتش پاکستان بر ولایتهای مرزی از جمله کنر، خوست و پکتیکا.
همزمانی برگزاری نشست مسکو با تداوم حملات فرامرزی اسلامآباد، فارمت مسکو را با یک آزمون حیاتی، جدی و بیتعارف مواجه ساخته است. پاکستان همواره با ادعای تکراری «هدف قرار دادن عقبههای امنیتی تی تی پی »، فضای هوایی افغانستان را به طور یکجانبه نقض میکند؛ حملاتی که در عمل حاصلی جز آوار شدن سقف منازل، تخریب زیرساختهای روستایی و قربانی شدن غیرنظامیان، زنان و کودکان بیگناه نداشته است.
اسلامآباد که خود با بحرانهای عمیق اقتصادی، بیثباتی سیاسی و ناامنیهای فزاینده در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان دستوپنجه نرم میکند، میکوشد ناکارآمدیهای امنیتی درونمرزی خود را به آنسوی مرزها منتقل کند. اما این رفتارهای خشن نظامی، دقیقاً در نقطه مقابل همان اهدافی قرار میگیرد که قدرتهای منطقهای نظیر روسیه، چین و ایران در قالب فارمت مسکو پیگیری میکنند؛ اهدافی که بر پایه ایجاد ثبات، امنیت مرزی، مقابله واقعی با تروریسم و همگرایی اقتصادی استوار شدهاند.
حضور همزمان هیئت طالبان و نمایندگان ارشد پاکستان در مسکو، این نشست را از یک تریبون سخنرانی سیاسی ساده به یک میدان موازنه قوا و آزمون تنشزدایی ملموس تبدیل کرده است. از یک سو، طالبان بهعنوان حاکمان کنونی افغانستان، اگرچه با چالش جدی نبود سامانههای پدافند هوایی برای ایجاد بازدارندگی مستقیم در برابر جنگنده های پاکستان روبهرو هستند، اما میکوشند از مشروعیت دیپلماتیک اعطاشده از سوی مسکو برای اعمال فشار سیاسی بر اسلامآباد بهره ببرند.
پیام کابل به کشورهای حاضر در نشست بسیار روشن است؛ نمیتوان در تالارهای مجلل از توسعه پروژههای کلان ترانزیتی نظیر خطآهن افغان-ترانس، چابهار یا کریدورهای شمال-جنوب سخن گفت، اما در برابر نقض مداوم تمامیت ارضی و ناامنسازی مرزهای شرقی افغانستان روزه سکوت گرفت.
از سوی دیگر، روسیه و چین نیز به عنوان محورهای اصلی این نشست در موقعیت حساسی قرار دارند. مسکو برای پیشبرد راهبرد اقتصادی و عبور از فشارهای غرب، شدیداً نیازمند ثبات، امنیت و پیشبینیپذیری در مسیرهای تجاری جنوب است. ادامه حملات یکجانبه پاکستان و احتمال صعود این تنشها به درگیریهای گستردهتر مرزی میان کابل و اسلامآباد، کلیت پروژههای ترانزیتی و امپراتوری اقتصادی منطقه را با تهدید جدی مواجه میکند. از این رو، قدرتهای منطقهای ناگزیرند در جریان نشست امروز موضع شفافتر و قاطعتری در قبال یکهتازیهای نظامی پاکستان اتخاذ کنند؛ چراکه ادامه چشمپوشی بر این تجاوزات، ادعای اجماع منطقهای برای تامین امنیت افغانستان را کاملاً بیاعتبار میسازد.
در نهایت، نشست امروز مسکو به روشنی نشان خواهد داد که آیا قدرتمندتر شدن پیوندهای دیپلماتیک کابل با بلوک شرق میتواند مانعی ملموس در برابر تجاوزات خارجی باشد یا خیر. بمبارانهای پاکستان و قربانی شدن غیرنظامیان در مناطق مرزی، واقعیت عینی و سنجش اصلی کارآمدی این دیپلماسی است. اگر فارمت مسکو نتواند اسلامآباد را به خویشتنداری، احترام به حاکمیت ملی افغانستان و توقف تجاوزات هوایی وادارد، تمام بیانیههای مشترک و توافقات اقتصادی صرفاً روی کاغذ باقی خواهند ماند؛ چراکه هیچ راهرو ترانزیتی و هیچ توسعه پایداری، در زیر سایه جنگندهها و در آسمانی بیدفاع شکل نخواهد گرفت.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید