اسلایدشوافغانستاناقتصاد و توسعهتحلیلتحلیل و ترجمهسیاستمنطقه

شریان جدید تجارت؛ چرا بندر چابهار برای بازرگانان افغانستان جایگزین کراچی شد؟

خبرگزاری دید: در ماه‌های اخیر و به‌ویژه در پاییز ۱۴۰۵، بخش خصوصی و فعالان اقتصادی افغانستان بار دیگر با یکی از بزرگترین چالش‌های تاریخی خود دست‌وپنجه نرم کردند. انسداد پیاپی و ناگهانی گذرگاه‌های مرزی تورخم، چمن و غلام‌خان از سوی پاکستان، توقیف کانتینرهای تجاری و تحمیل هزینه‌های سنگین معطلی، تجار ما را با خسارات میلیاردی مواجه کرد.

شریان جدید تجارت؛ چرا بندر چابهار برای بازرگانان افغانستان جایگزین کراچی شد؟

این رفتارهای غافلگیرکننده و تسلیح ابزار تجارت در منازعات سیاسی، جامعه تجاری افغانستان را به این باور قطعی رساند که اتکای تک‌بعدی به بندر کراچی و مسیرهای ترانزیتی پاکستان، دیگر یک رویکرد اقتصادی عقلانی، امن و پایدار نیست.

در چنین گذرگاه حساسی، بندر چابهار و مسیرهای ارتباطی ایران نه به عنوان یک جایگزین موقت، بلکه به عنوان امن‌ترین، کوتاه‌ترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین شریان تنفسی برای بازرگانان افغانستان قد علم کرده‌اند.

سال‌ها بود که بخش عمده صادرات و واردات افغانستان از مسیر بندر کراچی می‌گذشت؛ مسیری طولانی و پرپیچ‌وخم که همواره تحت تاثیر مستقیم تحولات و تکانه‌های سیاسی اسلام‌آباد قرار داشت. هر بار با کوچکترین تنش دیپلماتیک، مرزها مسدود، ناوگان حمل‌ونقل متوقف و اموال تجار افغانستان بلوکه می‌شد. تلف شدن کالاهای فاسدشدنی، پرداخت عوارض متغیر و جریمه‌های هنگفت معطلی کانتینرها (دموراژ)، بخش خصوصی ما را بارها تا آستانه ورشکستگی و فروپاشی کامل کشاند.

در مقابل، بندر چابهار ایران روزنه‌ای از ثبات، امنیت و پیش‌بینی‌پذیری اقتصادی را به روی تجارت خارجی افغانستان گشوده است. چابهار به‌عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، دسترسی مستقیم و بدون واسطه تجار افغانستان را به آب‌های آزاد و بازارهای بزرگی چون هند، حوزه خلیج فارس و کشورهای افریقایی فراهم می‌سازد. کوتاه بودن مسافت زمینی تا ولایات غربی، مرکزی و شمالی افغانستان، هزینه‌های سوخت و استهلاک را کاهش داده و امنیت بالای جاده‌های ترانزیتی ایران، ریسک حمل‌ونقل کالا را به حداقل رسانده است.

مزیت‌های ساختاری چابهار؛ از ریل تا انبارداری اختصاصی

نگاه بازرگانان افغانستان به بندر چابهار صرفاً فرار از بحران‌های مرزی پاکستان نیست، بلکه ناشی از محاسبات دقیق اقتصادی و مزیت‌های ساختاری این مسیر است. پیوند زدن این بندر اقیانوسی به شبکه‌های جاده‌ای ایران و به‌ویژه برنامه‌های توسعه ریلی به سمت مرزهای میلک و دوغارون، و همچنین فعال‌تر شدن خط‌آهن خواف-هرات، زنجیره تامینی بی‌نظیر می‌سازد. این شبکه ریلی می‌تواند زمان و هزینه‌های ترانزیت کالا به داخل افغانستان را به شکلی چشمگیر کاهش دهد و سرعت گردش سرمایه را بالا ببرد.

با این حال، برای اینکه این کوچ بزرگ ترانزیتی به یک شراکت دائمی و استراتژیک تبدیل شود، انتظار می‌رود مسئولان ایرانی نیز برخی چالش‌های اجرایی باقی‌مانده را برطرف سازند. تسهیل و روان‌سازی صدور ویزای تجاری برای فعالان اقتصادی افغانستان، کاهش بروکراسی‌های گمرکی در بنادر خروجی، اختصاص انبارها و سردخانه‌های اختصاصی در منطقه آزاد چابهار و ایجاد مکانیسم‌های شفاف مالی و بانکی، از جمله خواسته‌های کلیدی بخش خصوصی افغانستان است که می‌تواند چابهار را به خانه دوم تجارت خارجی ما تبدیل کند.

تغییر مسیر تجاری کابل از کراچی به چابهار، رویدادی فراتر از یک جابه‌جایی ساده در شریان‌های حمل‌ونقل است؛ این تحول، گامی بلند و حیاتی به سوی استقلال ترانزیتی و همگرایی پایدار منطقه‌ای محسوب می‌شود.

بازرگانان افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال مسیرهایی هستند که تجارت و رزق مردم را فدای بازی‌های سیاسی نکنند. اگر تسهیلات زیربنایی و گمرکی در چابهار و مرزهای شرقی ایران با همین سرعت توسعه یابد، این بندر نه تنها شریان اصلی اقتصاد افغانستان خواهد شد، بلکه پیوند اقتصادی، رفاه و دوستی دو ملت همسایه را برای نسل‌های آینده تضمین خواهد کرد.

نویسنده:
سیدباقر واعظی- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا