خبرگزاری دید: مؤسسه مطالعات راهبردی شرق در گزارشی تحلیلی به قلم مصطفی زندیه، تحلیلگر مسائل آسیای جنوبی و مرکزی، به بررسی اهمیت راهبردی راهگذر واخان و پیامدهای آن برای روابط افغانستان، چین و ایران پرداخته است. این گزارش با تأکید بر ظرفیت واخان برای تغییر معادلات ترانزیتی منطقه، خاطرنشان میکند که افتتاح جاده بهتنهایی برای شکلگیری تجارت پایدار کافی نیست و آینده این مسیر به تصمیم چین برای گشایش مرز، تأمین امنیت و اتصال آن به شبکههای حملونقل منطقه، بهویژه مسیرهای ریلی ایران، بستگی دارد.

فشرده این تحلیل، در زیر پیشکش میشود.
افتتاح جاده واخان در شمالشرق کشور، گام تازهای برای ایجاد پیوند زمینی مستقیم میان افغانستان و چین به شمار میرود. این مسیر میتواند وابستگی کابل به گذرگاههای پاکستان را کاهش دهد و معادلات ترانزیتی منطقه را تغییر دهد. با این حال، تبدیل این جاده به یک راهگذر فعال تجاری، به گشایش مرز چین، تأمین امنیت و تکمیل زیرساختهای گمرکی و حملونقل وابسته است. برای ایران نیز مساله اصلی، چگونگی اتصال شبکههای ریلی و بندری این کشور به مسیرهای آینده افغانستان است.
از افتتاح جاده تا تجارت با چین
واخان در ولایت بدخشان، تنها مرز مستقیم زمینی افغانستان با چین را در خود جای داده است. اهمیت این مسیر برای کابل زمانی بیشتر میشود که گذرگاههای پاکستان در پی اختلافهای سیاسی و امنیتی دو کشور با اختلال روبهرو میشوند. ایجاد مسیرهای جایگزین میتواند گزینههای تجاری افغانستان را افزایش دهد، هرچند واخان در کوتاهمدت توان جایگزینی مسیرهای اصلی پاکستان را ندارد.
تصمیم چین؛ عامل تعیینکننده
مهمترین مانع پیش روی واخان، تصمیم چین برای گشایش عملی مرز و استفاده تجاری از این مسیر است. نگرانیهای امنیتی مرتبط با سینکیانگ و احتمال فعالیت گروههای مسلح از خاک افغانستان، در محاسبات پکن نقش مهمی دارند.
مطالعه مؤسسه مطالعات پیشرفته بینالمللی ازبیکستان (IAIS) در ۱۹ فبروری ۲۰۲۶ با عنوان «ایران در جستوجوی مسیر کوتاه به چین» بر رویکرد محتاطانه چین در قبال گشایش مرز واخان تأکید میکند. این ارزیابی نشان میدهد که ساخت جاده در سمت افغانستان، شرط لازم برای اتصال زمینی است، اما بدون توافقهای امنیتی و مرزی، تجارت پایدار شکل نخواهد گرفت.
ایران؛ بیرون از مسیر یا بخشی از شبکه آینده؟
اهمیت واخان برای ایران را نباید صرفاً در قالب رقابت با بندر چابهار سنجید. پرسش اصلی این است که آیا شبکههای ریلی ایران در آینده به مسیرهای ارتباطی افغانستان و چین متصل خواهند شد یا خیر.
مطالعه IAIS امکان ایجاد مسیر ایران ـ افغانستان ـ چین از طریق بدخشان و واخان را بررسی کرده است. در این سناریو، توسعه خط آهن هرات ـ مزارشریف و امتداد شبکه ریلی افغانستان به شمالشرق کشور میتواند زمینه اتصال ایران به واخان را فراهم کند. با این حال، این پیوند هنوز یک مسیر کامل و عملیاتی نیست.
خط آهن خواف ـ هرات یکی از پیوندهای ریلی موجود میان ایران و افغانستان است و بخشهایی از آن از سال ۲۰۲۰ وارد بهرهبرداری شدهاند. در مقابل، اتصال ریلی هرات به مزارشریف و مناطق شمالشرقی افغانستان به توسعه زیرساختها و سرمایهگذاریهای بیشتر نیاز دارد. بنابراین، اتصال ایران به واخان همچنان چشماندازی بلندمدت است، نه مسیری فعال برای انتقال پیوسته کالا میان ایران و چین.
واخان و چابهار؛ رقیب یا مکمل؟
واخان و چابهار الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. واخان میتواند اتصال زمینی افغانستان به چین را تقویت کند، در حالی که چابهار برای دسترسی افغانستان و کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی به آبهای آزاد اهمیت دارد. در صورت توسعه هماهنگ زیرساختها، این دو مسیر میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
در کنار خواف ـ هرات، مسیر زاهدان ـ زرنج و طرح راهآهن پنجکشوری چین، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران نیز در چشمانداز ارتباطات منطقهای مطرحاند. با این حال، این طرحها در مراحل متفاوت مطالعاتی و اجرایی قرار دارند و نباید با مسیرهای فعال تجاری یکسان دانسته شوند.
آینده در گرو اتصال شبکهها
مسیر ترمذ ـ مزارشریف ـ کابل ـ پیشاور، پیوندهای غربی افغانستان و شبکههای ریلی ایران و آسیای مرکزی، گزینههای دیگری برای بازتعریف جایگاه ترانزیتی افغانستاناند. آینده این مسیرها به امنیت، سرمایهگذاری، هزینه حملونقل و همکاری کشورهای منطقه بستگی دارد.
در مجموع، افتتاح جاده واخان فرصتی تازه برای کاهش وابستگی افغانستان به مسیرهای پاکستان و گسترش ارتباط با چین ایجاد کرده است، اما ارزش اقتصادی آن زمانی آشکار میشود که تجارت مرزی عملاً آغاز شود.
برای ایران نیز چالش اصلی، رقابت مستقیم با واخان نیست، بلکه پیوند دادن شبکههای ریلی و بندری خود به معماری آینده حملونقل منطقه است.
واخان هنوز یک راهگذر تجاری فعال نیست، اما میتواند به حلقهای مهم در شبکه ارتباطی آینده افغانستان، چین، آسیای مرکزی و ایران تبدیل شود.