حجابستیزی در جمهوری آذربایجان؛ سکولاریزم یا محدودسازی آزادی دینی؟
خبرگزاری دید: نگاهی دینی و تاریخی به تجربه افغانستان، ترکیه و ایران —- حجاب در اسلام تنها پوششی ظاهری نیست، بلکه بخشی از ایمان، هویت دینی، عفت و تعهد زن مسلمان در برابر فرمان الهی است. ازاینرو، محرومکردن دختران محجبه از آموزش، صرفاً محدودیت در پوشش نیست؛ بلکه مسالهای مربوط به آزادی دینی، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی است.

بر اساس گزارشهای رسانهای، محدودیتهای تازه پوشش اسلامی در مکاتب و مدارس جمهوری آذربایجان واکنشهایی برانگیخته است. اگر این مقررات به محرومیت دختران مسلمان از آموزش بینجامد، پرسشی اساسی مطرح میشود: آیا سکولاریزم به معنای بیطرفی دولت در برابر ادیان است یا به ابزاری برای محدودکردن مظاهر دینی در جامعه تبدیل میشود؟
حجاب؛ ارزش دینی و حق برخورداری از آموزش
قرآن کریم در سوره نور، آیه ۳۱، زنان مؤمن را به رعایت پوشش اسلامی سفارش میکند. برای زنی که حجاب را بر اساس ایمان خود انتخاب میکند، این پوشش بخشی از تعهد دینی و هویت اوست.
هیچ دختری نباید میان حفظ ایمان و ادامه تحصیل، یکی را انتخاب کند. دولتها میتوانند برای نظم آموزشی مقررات وضع کنند، اما این مقررات باید عادلانه، متناسب و غیرتبعیضآمیز باشند. پیشرفت علمی و پایبندی به اسلام نهتنها با یکدیگر تضادی ندارند، بلکه میتوانند در کنار هم زمینهساز پیشرفت جامعه باشند.
درس تاریخ؛ از افغانستان امانالله خان تا ترکیه و ایران
تاریخ معاصر جهان اسلام نشان میدهد که سیاستهای مربوط به پوشش زنان بارها به موضوعی مناقشهبرانگیز میان دولتها و بخشهای مذهبی جامعه تبدیل شدهاند.
۱. افغانستان؛ دوره امانالله خان
امانالله خان پس از استقلال افغانستان، اصلاحات گستردهای را در عرصههای سیاسی، اداری و اجتماعی آغاز کرد. بخشی از این اصلاحات به تغییر جایگاه زنان و تشویق به کنارگذاشتن حجاب مربوط میشد. این سیاستها، در کنار دیگر اصلاحات شتابزده و نارضایتیهای سیاسی، اقتصادی و قبیلهای، با مقاومتهایی روبهرو شدند. حکومت او سرانجام در سال ۱۹۲۹ سقوط کرد.
درس افغانستان این است که اصلاحات اجتماعی، اگر بدون توجه کافی به باورهای دینی و ظرفیت پذیرش جامعه اجرا شوند، ممکن است شکاف میان حکومت و مردم را عمیقتر سازند.
۲. ترکیه؛ از سکولاریزم آتاترک تا بازگشت آزادی پوشش
پس از تأسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳، مصطفی کمال آتاترک اصلاحات گستردهای برای سکولاریزهکردن دولت و جامعه آغاز کرد. در دهههای بعد، محدودیتهای حجاب در برخی دانشگاهها و نهادهای دولتی، زنان محجبه را با موانع جدی روبهرو ساخت.
با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، این محدودیتها در بسیاری از نهادهای دولتی و آموزشی در دهه ۲۰۱۰ برداشته شدند. سرانجام، با وجود سرمایهگذاریهای گسترده غرب برای نهادینهساختن الگوهای فرهنگی غربی و محدودکردن مظاهر دینی، احزابی در ترکیه به پیروزی رسیدند که از حجاب اسلامی حمایت میکردند. از این منظر، حجابستیزی را میتوان بخشی از منازعه بر سر جایگاه اسلام در جامعه و سیاست ترکیه دانست.
۳. ایران؛ کشف حجاب اجباری در دوره رضاشاه
در سال ۱۹۳۶ میلادی، حکومت رضاشاه سیاست کشف حجاب اجباری را اجرا کرد. این سیاست برای زنانی که حجاب را بخشی از ایمان و هویت خود میدانستند، مداخلهای مستقیم در زندگی دینی و اجتماعیشان بود و برخی از آنان را به کنارهگیری از حضور عمومی واداشت.
تجربه ایران نشان داد که تحمیل یک الگوی پوشش از سوی حکومت، حتی به نام نوسازی، میتواند آزادی انتخاب و اعتماد اجتماعی را آسیبپذیر سازد.
این سه تجربه، با وجود تفاوتهای تاریخی و سیاسی، یک درس مشترک دارند: سیاستهای تحمیلی در حوزه پوشش زنان، بهویژه کشف اجباری حجاب، میتوانند آزادی فردی را محدود کنند، به منازعات اجتماعی دامن بزنند و زمینه تضعیف مشروعیت حکومتها را فراهم سازند.
جمهوری آذربایجان؛ هویت اسلامی در برابر محدودیتهای آموزشی
جمهوری آذربایجان کشوری با اکثریت مسلمان و نظام سیاسی سکولار است. در چنین جامعهای، محدودیتهایی که دختران محجبه را از آموزش بازمیدارند، میتوانند اعتماد عمومی را تضعیف کنند و میان دولت و بخشهایی از جامعه فاصله بیندازند.
سکولاریزم، اگر به معنای بیطرفی دولت و تضمین حقوق شهروندان باشد، نباید به محرومیت دانشآموزان از آموزش به دلیل باورهای دینیشان منجر شود. مسوولان آذربایجان باید میان نظم آموزشی و احترام به هویت اسلامی مردم توازن برقرار کنند.
حکومت آذربایجان باید از سرنوشت حکومتهایی که با حجاب اسلامی مخالفت کردهاند، درس بگیرد و از سیاستهایی که ممکن است به رویارویی با اسلام و باورهای مردم بینجامد، پرهیز کند. نباید برای جلب رضایت امریکا و اسرائیل، زمینه تقابل با ارزشهای اسلامی و مردم مسلمان این سرزمین فراهم شود.
سخن پایانی؛ تمدن بدون احترام به ایمان کامل نیست
پیام ما به مسوولان جمهوری آذربایجان روشن است: هیچ دختری نباید به دلیل انتخاب حجاب از مکتب، دانشگاه یا فرصتهای پیشرفت محروم شود. آموزش حق دختر مسلمان نیز هست و حفظ ایمان نباید مانعی برای دانشاندوزی و مشارکت اجتماعی باشد.
تاریخ افغانستان، ترکیه و ایران نشان میدهد که برخورد حکومتها با باورهای دینی مردم میتواند پیامدهای عمیق اجتماعی و سیاسی داشته باشد. ثبات پایدار با تحقیر ارزشهای دینی به دست نمیآید؛ بلکه بر عدالت، گفتوگو، احترام متقابل و رعایت حقوق شهروندان استوار است.
از نگاه اسلام، پیشرفت واقعی زمانی تحقق مییابد که علم و ایمان، توسعه و هویت دینی، و نظم اجتماعی و کرامت انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند. دفاع از حجاب نیز باید با حکمت، اخلاق و احترام به کرامت همه زنان همراه باشد.
حجابستیزی، هرگاه به تبعیض و محرومیت بینجامد، نه نشانه تمدن است و نه تضمینکننده آزادی. تمدن حقیقی آن است که دختر مسلمان بتواند با حفظ ایمان و کرامت خود به مکتب برود، دانش بیاموزد و در ساختن آینده کشورش سهم بگیرد.
زمین را با شعار تمدن آباد نمیکنند؛ تمدن را با عدالت، دانش، اخلاق و احترام به کرامت انسان میسازند.
نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا – خبرگزاری دید