مادر بمبهای آمریکا در برابر پدر موشکهای ایران
خبرگزاری دید: تقابل میان ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای حساس شده است؛ مرحلهای که در آن، برتری فناوری نظامی آمریکا با توان بازدارندگی موشکی ایران و اراده سیاسی دو طرف روبهرو میشود. احتمال گسترش درگیری نهتنها امنیت خاورمیانه، بلکه ثبات اقتصادی و سیاسی جهان را نیز با خطر مواجه میسازد.

عبارت «مادر بمبهای آمریکا در برابر پدر موشکهای ایران» نمادی از این تقابل است؛ تقابل میان قدرت تخریب گسترده و راهبرد افزایش هزینههای جنگ برای مهاجم. اما پرسش اساسی این است: آیا برتری نظامی میتواند به پیروزی سیاسی منجر شود؟
آمریکا؛ قدرت تخریب در برابر محدودیتهای راهبردی
ایالات متحده از پیشرفتهترین جنگافزارها، توان هوایی گسترده و ظرفیت اطلاعاتی قابل توجهی برخوردار است. با این حال، تجربه جنگهای گذشته نشان داده که تخریب اهداف نظامی الزاماً به تحقق تمام اهداف سیاسی نمیانجامد.
آمریکا در سال ۲۰۱۷ بمب عظیم غیرهستهای GBU-43/Bمشهور به «مادر همه بمبها» را علیه مواضع داعش در افغانستان به کار برد. با وجود قدرت تخریب این سلاح، استفاده از آن بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت یا شکست یک راهبرد نظامی باشد. این بمب نیز با جنگافزارهای ویژه نفوذ به تأسیسات عمیق زیرزمینی تفاوت دارد.
در مورد ایران، تأسیسات مستقر در مناطق کوهستانی و زیرزمینی، همراه با پیچیدگی جغرافیایی کشور، میتواند دستیابی به اهداف نظامی را دشوار سازد؛ هرچند میزان آسیبپذیری این تأسیسات به شرایط فنی و نوع حمله بستگی دارد.
ایران؛ موشکها و منطق بازدارندگی
ایران طی دهههای گذشته بر توسعه موشکها و پهپادها سرمایهگذاری کرده است تا هزینه هرگونه حمله را افزایش دهد. این ظرفیتها میتوانند محاسبات نظامی آمریکا و متحدان منطقهای آن را پیچیدهتر سازند.
با این حال، بازدارندگی موشکی به معنای مصونیت کامل از حملات نیست و جنگی گسترده میتواند زیرساختهای اقتصادی، تأسیسات حیاتی و زندگی مردم را با خسارتهای سنگین مواجه سازد.
با وجود این، آنچه از درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا و نیز ایران و اسرائیل برداشت میشود، این است که دستیابی به اهداف راهبردی از طریق حملات نظامی، بهویژه در برابر کشوری با ویژگیهای جغرافیایی ایران، کاری بسیار دشوار است. گستردگی سرزمینی، ناهمواریها، مناطق کوهستانی و پراکندگی تأسیسات راهبردی ایران میتواند برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی را پیچیدهتر سازد.
از این منظر، حتی برتری تسلیحاتی و استفاده از مخربترین جنگافزارها نیز لزوماً تحقق اهداف راهبردی را تضمین نمیکند؛ زیرا تخریب نظامی با پیروزی سیاسی یکسان نیست و تحمیل اراده سیاسی بر کشوری با وسعت و پیچیدگی جغرافیایی ایران، با موانع جدی روبهرو خواهد بود.
آیا جنگ آینده به پایان هژمونی آمریکا میانجامد؟
اگر آمریکا نتواند اهداف اعلامشده خود را از طریق فشار نظامی تحقق بخشد، ممکن است اعتبار بازدارندگی آن آسیب ببیند و موازنه قدرت در جهان تغییر کند.
در مقابل، ایران نیز ممکن است با وجود حفظ توان پاسخگویی، هزینههای اقتصادی و انسانی سنگینی بپردازد. از اینرو، ایستادگی ایران در برابر فشار نظامی یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی جهان، جایگاه راهبردی این کشور را در معادلات منطقهای و بینالمللی برجستهتر ساخته است.
همچنان، حملات گسترده به تأسیسات هستهای ایران میتواند این نگرانی را افزایش دهد که تهران در محاسبات امنیتی خود توجه بیشتری به بازدارندگی هستهای نشان دهد؛ تحولی که خطر رقابت تسلیحاتی و بیثباتی منطقهای را تشدید خواهد کرد.
پیامدهای منطقهای و خطر گسترش جنگ
در صورت گسترش درگیری، کشورهای خلیج فارس، مسیرهای انتقال انرژی، تجارت منطقهای و کشورهای همسایه، از جمله افغانستان، ممکن است با پیامدهای اقتصادی و امنیتی مواجه شوند.
افزایش قیمت انرژی، اختلال در تجارت، فشارهای مهاجرتی و ناامنی مرزی از جمله خطرهای احتمالی چنین وضعیتی است. به همین دلیل، جلوگیری از گسترش جنگ نهتنها مسوولیت طرفهای اصلی، بلکه ضرورتی برای تمام کشورهای منطقه به شمار میرود.
سخن آخر: قدرت تخریب با پیروزی سیاسی یکسان نیست
تقابل ایران و آمریکا آزمونی برای فناوری نظامی، اراده سیاسی و توان مدیریت بحران است. آمریکا ممکن است از برتری هوایی و جنگافزارهای پیشرفته برخوردار باشد و ایران نیز با ظرفیت موشکی و عمق جغرافیایی خود هزینههای جنگ را افزایش دهد، اما هیچیک از این عوامل بهتنهایی نتیجه نهایی را تضمین نمیکند. مادر بمبها میتواند نماد قدرت تخریب باشد و پدر موشکها نماد بازدارندگی، اما سرنوشت جنگ را فقط بمب و موشک تعیین نمیکند. پیروزی پایدار زمانی معنا پیدا میکند که امنیت ملی حفظ شود، مردم از خسارتهای گسترده در امان بمانند و بحران به توافقی سیاسی و قابل دوام منتهی گردد.
بزرگترین خطر آن است که هر دو طرف توانایی آسیبرساندن به یکدیگر را با توانایی تحمیل اراده سیاسی خود اشتباه بگیرند؛ زیرا آغاز یک جنگ ممکن است آسانتر از مهار پیامدهای آن باشد.
آنچه تاکنون در روند این تقابل مشاهده میشود، از دیدگاه نگارنده، نشان میدهد که ایران برخلاف بسیاری از ارزیابیهای استراتژیستها، دست بالا را داشته و آمریکا با بنبستی راهبردی روبهرو شده است.
با این حال، اگر آمریکا در این دور از جنگ نتواند به اهداف از پیش تعیینشده خود دست یابد ــ چنانکه نگارنده پیشبینی میکند ــ پیامدهای آن میتواند فراتر از یک شکست نظامی محدود باشد. بر اساس برخی دیدگاهها و تحلیلهای مطرحشده درباره آینده نظم جهانی، چنین وضعیتی ممکن است به تضعیف هژمونی آمریکا و ظهور قدرتهای جدید بینجامد؛ روندی که در آن، ایران نیز میتواند به یکی از بازیگران برجستهتر نظام بینالملل تبدیل شود.
نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا