تاریخچه رسمیت زبان اوزبیکی؛ چالشها و دستاوردها
خبرگزاری دید: به مناسبت ۲۹ میزان، روز زبان اوزبیکی، خبرگزاری دید با هدف پاسداشت تنوع زبانی و فرهنگی افغانستان، مطلب تحقیقی و تحلیلی آقای محمدحلیم یارقین، پژوهشگر و زبانشناس شناختهشده اوزبیک را درباره تاریخچه رسمیت زبان اوزبیکی، چالشهای پیش رو و دستاوردهای این زبان منتشر میکند. خبرگزاری دید از آقای یارقین بابت نگارش این مطلب ارزشمند و در اختیار گذاشتن آن برای نشر، صمیمانه سپاسگزاری میکند. این نوشتار، روایتی از فراز و فرودهای رسمیت زبان اوزبیکی و تلاشهای صورتگرفته برای حفظ و گسترش جایگاه آن در افغانستان است.

زبان ترکی یکی از زبانهای باستانی مربوط گروه زبانهای «اورال-آلتای» است. ویژگی مهم زبان ترکی، همانند همگروههایش، پیوندی یا التصاقی (Agglutinative) بودن آن است (در زبانهای التصاقی، در حالیکه ریشه ثابت میماند، پسوندها به تعقیب هم به پایه میپیوندند و واژههای نو میسازند.) همچنان قانونمندی، غنامندی بسیار زیاد از نگاه فعلها و تقریباً فاقد افعال بیقاعده بودن از ویژگیهای مهم زبان ترکی است. این ویژگی و نیز پاسداری گویشورانش، این زبان را در برابر انواع ستمها، تضییقات، تهاجمات زبان و فرهنگهای دیگر در درازای تاریخ تا امروز پایا و زنده نگهداشته است.
چنانکه هنگام هجوم یونانیها و بهویژه عربها به منطقه، برخی از زبانها، مانند زبان پهلوی، در جریان این حوادث بهکلی از زبان گویشوران و صفحه روزگار محو گردید، ولی زبان تورکی همچنان استوار و زنده باقی ماند و تا نسلهای امروز رسید. دلیل مهم آن همان بود که در بالا اشاره گردید.
منطقه وسیع و گسترده اسلامی از شرق آسیا و آسیای میانه/ترکستان تا خراسان/افغانستان امروزی، پارس/ایران امروزی، خاورمیانه و شمال افریقا، از نگاه فرهنگی «حوزه فرهنگی اسلامی» گفته میشود. در این حوزه فرهنگی سه زبان در گسترههای معین کاربرد رسمی و عملی داشته است:
۱٫ زبان عربی: به عنوان زبان دین، فلسفه، علم و قسماً ادب؛
۲٫ زبان پارسی دری: به عنوان زبان قسماً دیوان، شعر و ادب؛
۳٫ زبان ترکی: به عنوان زبان قسماً دیوان و ادب و کلاً نظامی/اردو.
به نظر عدهای، این حوزه گسترده اسلامی از نگاه فرهنگی گویا تنها «حوزه فرهنگی زبان پارسی» بوده باشد. یک ادعای تنگنظرانه و خیالپردازانه دور از واقعیت است. وجود صدها واژه و اصطلاح ترکی در گستره دیوانی، حربی و عرصههای مختلف فرهنگی در زبانهای پارسی و عربی و وجود یادگارهای تاریخی مربوط به آنها، گواه روشن این مسأله است. (دیده شود: گرهارد دورفر، عناصر ترکی و مغولی در زبان پارسی، در ۴ جلد، ویسبادن: ۱۹۶۳-۱۹۶۷م.؛ پرویز زارع شاهمرسی، فرهنگ واژگان دخیل ترکی در زبانهای فارسی و عربی، انتشارات تکدرخت، تهران: ۱۳۹۱؛ و شمار دیگر فرهنگها ازین دست.)
یک اثر مستند در این مسأله، لغتنامه علامه زمخشری خوارزمی (۴۶۷-۵۳۸هـ/۱۰۸۴-۲۲۴۲م.) معروف به «جارالله» است. این فرهنگ در سه زبان (عربی، فارسی و ترکی) به روایتی به چهار زبان که (عربی-خوارزمی) آن در مجلد جداگانه، در ۵۳۲ هجری تألیف شده و به سلطان آتسیز خوارزمشاه اهدا شده است. این اثر، دومین فرهنگ قدیمی در تاریخ ادبیات هردو زبان ترکی و فارسی است. موجودیت هر سه زبان در این فرهنگ، دلیل روشن بر وجود و کاربرد عملی هرسه زبان در حوزه اسلامی آن زمان است.
در این حوزه بزرگ، حاکمیت درازمدت و اساسی در دست ترکها بوده است. چنانکه تنها پس از اسلام در سرزمین ایران و افغانستان امروزی، حاکمیت ترکان حدود ۱۲۰۰ سال بوده است. حکمداران ترک با سعه صدر و همپذیری اقوام دیگر، به زبان و تشریک آنها در امور دولتی، فرهنگی وغیره توجه داشتهاند. چونان «سعه صدر و همپذیری» در حکمداران و رژیمهای حاکم متأخر در افغانستان و ایران نسبت به ترکان، با تأسف وجود نداشته است!
درخت گشنبیخ زبان ترکی دارای شاخههای متعددی با گویشها و گویشوران زیادی است. این خلق عظیم و با فرهنگهای متنوع در گستره بزرگی از شرق آسیا، مرکز آن، خاورمیانه، قفقاز و غرب قاره آسیا تا شرق قاره اروپا و کشورهای دیگر جهان زیست دارند. زبان اوزبیکی یکی از شاخه بزرگ و نیرومند زبان ترکی است.
نفوس گویشوران زبان اوزبیکی پس از جمهوری اوزبیکستان، در کشور ما افغانستان بیشتر بوده و در جایگاه دوم قرار دارد. اوزبیکان افغانستان سالها از حقوق اجتماعی، مدنی، بهویژه رسمیت زبان، خوانش و آموزش در مکاتب و تحصیل در دانشگاهها به زبان مادری خود محروم نگهداشته شده بودند. شمار معدود اوزبیکان، زبان ادبی مادری خود را در مدرسههای سنتی یا محلی از طریق خواندن آثار بزرگان این زبان چون نوایی، هویدا، مشرب، صوفی الله یار… و نیز ترجمه اوزبیکی آثار سعدی، مولوی، حافظ وغیره میآموختند. عامه مردم از طریق داستانسراهای مردمی به نام «بخشی» و سرایندههای مردمی (قوشیقچیها) شنیدن آثار بزرگان شعر و ادب توسط باسوادان در شبهای دراز زمستان، همچنان کودکان از طریق شنیدن افسانهها از زبان مادران و قصهگویان با زبان ادبی مادری تا اندازهای آشنا میشدند.
در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، با کودتای هفتم ثور و استقرار حاکمیت جدید، در کشور تغییرات و تحولات زیادی، بهویژه در گسترههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رخ داد. یکی از این تحولات، صدور «فرمان شماره چهارم» از سوی «شورای انقلابی» وقت، عالیترین مقام رهبری دولت جدید بود. در این فرمان، برای نخستین بار در کشور اجازه آموزش، نشرات و فعالیتهای مدنی برای تمام زبانهای غیررسمی، مانند اوزبیکی، ترکمنی، بلوچی، نورستانی و… داده شده بود. در پرتو این فرمان، کارهای زیادی در گسترههای گوناگون فراز آمد و دستاوردهایی حاصل گردید.
با سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در سال ۱۳۷۰ و آغاز حاکمیت مجاهدین، جنگهای شدید تنظیمی در کشور آغاز گردید. بهویژه وضع پایتخت کابل نسبت به همه نقاط بدتر بود و تقریباً تمام ادارات دولتی و مراکز آموزشی فلج شد. تنها در ولایات شمال، در قلمرو تحت اداره «حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان» به رهبری جنرال عبدالرشید دوستم (فعلاً مارشال) امنیت و صلح برقرار و همه ارگانهای دولتی و مراکز آموزشی فعال بودند.
این وضع تا سقوط حاکمیت مجاهدین و دور نخست حاکمیت امارت اسلامی ادامه یافت. تا این که با حضور نیروهای ناتو به رهبری امریکا و استقرار نظام جمهوری و تعیین حامد کرزی به عنوان رئیسجمهور انتقالی، زندگی مردم، ادارات دولتی و مراکز آموزشی بهتدریج به وضع عادی درآمد.
یکی از کارهای انجامیافته در این زمان، تصویب قانون اساسی برای تنظیم اداره امور دولت و زندگی مردم بود. برای این کار، «لویهجرگه قانون اساسی» با شرکت نمایندگان تمام ولایات در کابل دایر شد. از مسایل پرچالش در جرگه، یکی هم طرح رسمیت زبان ترکی (اوزبیکی و تورکمنی) به عنوان سومین زبان رسمی و دولتی در پهلوی دو زبان رسمی پشتو و فارسی بود.
این طرح از سوی وکلای ترکان افغانستان و طرفداران آنها به لویهجرگه غرض تصویب پیشنهاد شده بود. با این طرح در گام نخست حامد کرزی، اشرف غنی و جمع کثیری از وکلای همفکرشان مخالف بودند. آنها توسط گرداننده اصلی جریان کار جرگه، آقای خلیلزاد، نماینده مقتدر دولت امریکا در امور افغانستان، پشتیبانی و رهنمون میگردیدند. چالش و جریان بحث و مناظره کار لویهجرگه را به بیشتر از ۲۰ روز به درازا کشاند. گروه وکلای حامیان این طرح به رهبری جنرال دوستم و سایر بزرگان دیگر، با پیگیری و استواری تمام در حمایت از طرح شان قرار داشتند.
بهویژه نظر حامد کرزی این بود که مسأله را نه در لویهجرگه در چوکات قانون اساسی، بل ضمن یک فرمان ریاست جمهوری حل نماید، ولی وکلای حامی طرح با آگاهی از قانونمندی مسأله در چوکات قانون اساسی مصوب لویهجرگه آگاه بودند. لذا نظر شیطانی حامد کرزی را نپذیرفتند.
در نهایت، حامد کرزی و شرکا طرح را مبنی بر رسمیت زبان ترکی در قطار زبانهای پشتو و فارسی قبول نکرده، در عوض نظر فریبندهای مبنی بر «زبانهای سوم رسمی» را پیشکش نمودند. بنابراین پیشنهاد، زبان ترکی نه در قطار زبانهای رسمی پشتو و فارسی، بل در جمع زبانهای خرد و ریزه با گویشوران اندک، آنهم فقط در مناطقی که گویشورانشان زیاد باشد، رسمیت داده شود. این پیشنهاد از سوی نمایندگان ترکان رد شد. بدین ترتیب، کار لویهجرگه باز هم به چالش و درازا کشید.
با افزایش چالش کار جرگه، تیم ریاست جمهوری با حمایت زلمی خلیلزاد بر نمایندگان مخالف، در رأس جنرال دوستم، در قبول پیشنهادشان فشار را افزودند. بالاخره با وعدههای بزرگ مبنی بر تقویت و حمایت زبانهای سوم و برجستهسازی خوف ناکامی لویهجرگه، رسمیت زبانهای سوم در ماده ۱۶ قانون اساسی تسجیل و تصویب شد. به این ترتیب، کار لویهجرگه به تاریخ ۱۴ جدی ۱۳۸۲/۲۰۰۴ میلادی به اتمام رسید.
در ماده مذکور، برای اجرائات آتی دولت مبنی بر تقویت و نحوه تطبیق عملی آن از طریق قوانین و مقررات مربوط، دیگر به عهده دولت گذاشته شد. این پیشیادکرد با «گذشتن خرشان از گل» تا به امروز روی کاغذ باقی ماند!
پس از اتمام کار لویهجرگه و رسمیت یافتن زبانهای سوم، من جمله زبان اوزبیکی، فعالیت گستردهای از سوی سیاسیون، روشنفکران و اهل قلم اوزبیکان در گستره مختلف آغاز گردید. بهویژه تاریخ «۱۴ جدی» به عنوان روز رسمیت زبان اوزبیکی، باشکوه هرچه تمامتر از سوی اوزبیکان در کابل و ولایات تجلیل میشد. انواع مراسم، مانند نمایش لباسها، خوراکیها، صنایع دستی برگزار میگردید. دهها عنوان کتاب از سوی انجمنها و نهادهای فرهنگی غیردولتی مربوط اوزبیکان به چاپ میرسید.
در جریان این تجلیلها، اعضای «حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان» و هواداران جنرال دوستم رسمیت زبان اوزبیکی را در قانون اساسی مصوب لویهجرگه با افراط تمام تنها به نقش او وابسته ساخته، به انواع تبلیغات میپرداختند. این کار به مزاق ارگنشینان و در رأس اشرف غنی خوش نمیآمد. همچنان آن گروهها و افرادی که مخالف جنرال دوستم و حزب «جنبش» بودند، این کارها را برنمیتافتند.
همان بود که اشرف غنی و مشاوران ارگنشینش در جستجوی راهی افتادند تا از اینهمه تبلیغات و تجلیلها به نفع جنرال دوستم و از همه مهمتر همبستگی روزافزون تورکهای افغانستان جلوگیری نمایند. اینجا بود که اشرف غنی تیمی متشکل از اهل قلم و دارای مهارت ژورنالیستیکی اوزبیک را از میان ناراضیان تشکیل داد. مهمترین هدف او تغییر روز تجلیل اوزبیکی از «۱۴ جدی» گسستن نام جنرال دوستم از این تجلیلها و از همه مهمتر ایجاد تفرقه و پراکندگی میان ترکان افغانستان، بهویژه اوزبیکان بود.
تیم ساخته ارگ با مهارت تمام «روز ۲۹ میزان/۲۱ اکتوبر» را به عنوان «روز زبان اوزبیکی» به اشرف غنی پیشنهاد نمود. برجستگی این تاریخ در آن بود که «۲۱ اکتوبر» روز زبان اوزبیکی در کشور همسایه اوزبیکستان نیز تجلیل میگردید. بنایراین، این مسأله بیشتر مورد توجه قرار میگرفت.
تیم ارگ پیشنهادی را از طریق تنی چند از به اصطلاح آفسقالان و روشنفکران اوزبیک در ماه قوس ۱۳۹۸/۲۰۱۹ م. به مقام ریاست جمهوری ارائه نمود. پیشنهاد به تاریخ ۲۱ دلو ۱۳۹۸ در جلسه کابینه وزیران تأیید گردید. بر طبق فیصله مصوب کابینه و فرمان اشرف غنی، رئیسجمهور، ۲۹ میزان/۲۱ اکتوبر به عنوان روز رسمی زبان اوزبیکی از آغاز سال ۱۳۹۹ شامل تقویم رسمی دولتی گردید.
«۲۹ میزان» روز زبان اوزبیکی در نخستین سال (۱۳۹۹) با اجلاس رسمی باشکوه با شرکت مهمانان داخلی و خارجی، برخی سفرا، بهویژه کشور اوزبیکستان، در ارگ جمهوری تجلیل شد. رئیسجمهور غنی خود بیانیه مبسوطی مبنی بر رسمیت روز زبان اوزبیکی و شمول آن در تقویم رسمی ایراد نمود.
به تعقیب آن، به تاریخ «۱۴ جدی» هواداران «جنبش» نیز این تاریخ را به عنوان روز رسمیت زبان اوزبیکی در قانون اساسی، در مرکز و ولایات با مراسم خاصی تجلیل کردند.
این تجلیل دوگانه در دو تاریخ با دو گروه از اوزبیکان چند سالی ادامه یافت. هواداران هیچ یک از این دو روز (۲۹ میزان و ۱۴ جدی) در محافل گروه رقیب در مرکز و ولایات شرکت نمیکردند. کار به این تحریم خلاصه نشده، طبق نقشه شوم ارگ، اختلاف شدیدی میان هواداران هردو «روز زبان اوزبیکی» دامن زده شد. در حالیکه ارگنشینان از موفقیت پلان شوم شان غرق شادی بودند، آنسو هردو گروه در محافل، رسانهها و بویژه صفحات مجازی انترنتی علیه همدیگر به تبلیغ، تخریب و حتی دشنام میپرداختند!
این امر سبب چنددستگی و اختلاف عمیق روشنفکران و سیاسیون اوزبیک گردید. اینجا بود که مارشال دوستم با درک عمیق عواقب خطرناک مسأله، سال بعد در تاریخ «۲۹ میزان» که روز زبان اوزبیکی از سوی مقامات دولتی و «تیم ارگ» طی محفلی تجلیل میشد، پیام تبریکی به این مناسبت فرستاد. پیام از سوی نماینده فرستاده او در محفل قرائت شد. بدین ترتیب، اختلافات اوزبیکان تا اندازهای فروکش کرد و همه روز «۲۹ میزان/۲۱ اکتوبر» را به عنوان «روز زبان اوزبیکی» با هم تجلیل کردند.
بدینسان، یک بار دیگر فتنه ارگنشینان به نیت شوم تفرقه و دراندازی اوزبیکان خنثی گردیده، تیر نابهکارشان به سنگ خورد. حال همه اوزبیکان، اعم از جنبشی، غیرجنبشی و عامه مردم، در سراسر کشور و خارج از افغانستان، روز «۲۹ میزان» را با انواع مراسم و برنامههای رنگارنگ تجلیل مینمایند.
در پرتو رسمیت زبان اوزبیکی در سال (۱۳۵۷/فرمان شماره چهارم شورای انقلابی) و شمول رسمیت زبانهای اوزبیکی، تورکمنی، بلوچی و…) در قانون اساسی مصوب لویهجرگه قانون اساسی (۱۴ جدی ۱۳۸۲) و شمولیت رسمی (۲۹ میزان/۲۱ اکتوبر) در تقویم رسمی دولتی به عنوان «روز زبان اوزبیکی» کارهای زیادی فراز آورده شد. گشایش بخشهای کاری در گسترههای معارف، تحصیلات عالی، مراکز علمی و فرهنگی، تألیف و چاپ کتب متنوع، تدویر محافل و سیمنارهای علمی و ادبی، تربیه کدرها در داخل و خارج، باز شدن بخش زبان اوزبیکی در بیشترینه رسانههای دولتی و غیردولتی در داخل و رسانههای معتبر خارجی چون «بیبیسی» «افغانستان انترنشنال» «صدای امریکا» وغیره که برشماری همه در اینجا مقدور نیست.
به عنوان نمونه از دستاوردهای زبان اوزبیکی اینکه: در تمام دانشگاههای ولایات شمال و دانشگاه کابل و نیز موسسات تربیه معلم، دیپارتمنتهای زبان و ادبیات اوزبیکی برای تربیه کدرهای این زبان گشایش یافت. در دانشگاه جوزجان، مقطع ماستری زبان اوزبیکی رسماً افتتاح و به کار آغاز نمود.
در این زبان بیش از ۱۰ عنوان فرهنگ/لغتنامه، خودآموزها و فرهنگ فرازیولوژی زبان اوزبیکی تألیف و چاپ شده است. این کمیت لغتنامهها در هردو زبان رسمی دولتی پشتو و فارسی صورت نگرفته است. مولفان اوزبیک چندین جایزه معتبر بینالمللی را از کشورهای اوزبیکستان، ایران، ترکیه و خود افغانستان در گسترههای فرهنگنویسی، شعر، طنز، تحقیقات علمی و ادبی به دست آوردند.
در پایان، یک نکته مهم را یادآور میشوم: قرار گرفتن زبان ترکی اوزبیکی در ردیف زبانهای کوچک از لحاظ گویشور و فقیر و بیشتوانه از نگاه آثار علمی و ادبی، بعداً باعث موانع متعدد در برابر زبان اوزبیکی شد. به گونه مثال: زمانی این قلم در بخش اوزبیکی ریاست نصاب تعلیمی و تألیف کتب درسی وزارت معارف کار میکردم. ما و همکاران، کتب درسی زبان اوزبیکی را مطابق نصاب تعیینشده وزارت معارف، از صنف اول تا دوازدهم (۱-۱۲) تکمیل و با تمام نورمها آماده چاپ ساخته بودیم. زمانیکه کتب زبانهای پشتو و فارسی را برای چاپ میخواستند بفرستند، ما هم به ریاست نشرات اطلاع دادیم که همه کتابهای ما آماده است و باید با کتب پشتو و فارسی یکجا به چاپ فرستاده شود. ولی ریاست مذکور جواب مسخره و خندهآوری داده گفت که کتب شما با کتب زبانهای سوم دیگر چاپ میشود. منتظر باشید تا کتابهای آنها هم تمام شود! در حالیکه زبانهای دیگر بنابر فقر مواد وغیره، بیش از ۲ یا ۳ عنوان کتاب را نتوانسته بودند تألیف کنند و نمیتوانستند هم بکنند!
نویسنده: محمدحلیم یارقین ـ نویسنده و پژوهشگر اوزبیک