تاوان جنگهای فرامرزی بر سفره اروپاییها؛ از جهش سوخت تا بحران مسکن
خبرگزاری دید: موج تازه و گسترده ناآرامیها و اعتراضات خیابانی که این روزها کشورهای مختلف اروپایی مثل فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و آلبانی را فراگرفته، به روشنی نشان میدهد که یک جای کار در ساختار اقتصادی و اجتماعی این قاره به شدت لنگ میزند. حضور صدها هزار آدم خسته، نگران و عصبانی در خیابانهای پاریس، میلان و مادرید، اتفاقی اتفاقی یا زودگذر نیست؛ بلکه طغیانی است بنیادین علیه افت شدید کیفیت خدمات عمومی، پرواز کردن نرخ بیکاری جوانان و آب شدنِ روزبهروزِ قدرت خرید مردم عادی.

اما وقتی ریشههای این ماجرا را ورق میزنیم، میبینیم سرچشمه اصلی این زلزله اجتماعی، هزینههای سرسامآور «جنگهای فرامرزی» است؛ جنگهایی که دودِ تورم، گرانی و ترکشهای اقتصادیاش مستقیماً به چشم مردم کوچه و بازار اروپا میرود.
ادامه درگیریها در اوکراین و خاورمیانه، بار دیگر امنیت انرژی را به شدت به خطر انداخته و قیمت سوخت، بهویژه گازوئیل را در سراسر اروپا منفجر کرده است. جهش بیش از ۲۱ درصدی قیمت انرژی در کشوری مثل فرانسه، نهتنها هزینههای حملونقل و گرمایش خانهها را بالا برده، بلکه یک موج گرانی زنجیرهای و نفسگیر را به جان تمام کالاها و خدمات اساسی انداخته است. خشم این روزهای خیابانهای اروپا دقیقاً از همین جا آب میخورد؛ جایی که شهروندان میبینند فاکتورهای سنگین تصمیمات ژئوپلیتیک و سیاستهای مداخلهجویانه دولتمردانشان در قبال جنگهای بیرون از مرز، دارد در قالب قبضهای سرسامآور برق و گاز و بهای نجومی بنزین از جیب خودشان پرداخت میشود.
در کنار این بازار آشفته سوخت، معضل «مسکن» به درد بیدرمانی برای اروپاییها تبدیل شده است. کرایههای سرسامآور خانه و رشد سرسامآور قیمت مسکن که مثلاً در پرتغال به رکورد کمنظیر ۱۶.۵ درصد رشد سالانه رسیده، اقشار ضعیف و طبقه متوسط را عملاً به حاشیه شهرها و زیر خط بقا رانده است.
داستان تلخ مرگ آن پیرزن ۸۷ ساله اسپانیایی پس از تخلیه اجباری خانهاش به خاطر افزایش ۲۳۰ درصدی اجارهبها، فقط نوک کوه یخ بحرانی است که نشان میدهد سیستم اقتصادی غرب چطور ابتداییترین حق یک انسان یعنی داشتن یک سرپناه امن را فدای سودجویی شرکتهای بزرگ مالی و صندوقهای سرمایهگذاری کرده است. وقتی اجارهخانه اینطور سر به فلک میکشد، زندگی خانوار اروپایی زیر چرخدندههای سنگین «سوخت گران» و «مسکن دستنیافتنی» خرد میشود.
از آن طرف، دست دولتهای اروپایی هم برای حل این بحرانها کاملاً بسته است. اقتصادهای کند و بدهیهای سنگین دولتی، دیگر مجالی برای دستودلبازی و دادن بستههای حمایتی موثر باقی نگذاشته است. سیاستمداران اروپایی برای پر کردن چالههای بودجهای خود، سراغ راههای دردناکی مثل انجماد دستمزدها، سختتر کردن شرایط بازنشستگی و بالا بردن سن کار رفتهاند؛ یعنی دقیقاً فشار بیشتر روی گرده جوانانی که نرخ بیکاریشان در برخی از این کشورها از مرز ۲۱ درصد هم فراتر رفته است.
نکته تأملبرانگیز ماجرا اینجاست که همین دولتهای مدعی دموکراسی و حقوق بشر، وقتی با اعتراضات بهحق و معیشتی مردم خودشان روبهرو میشوند، خیلی زود چهره واقعیشان را نشان میدهند. برخوردهای قهرآمیز پلیس، استفاده از گاز اشکآور، باتوم و گلولههای لاستیکی در پاریس و سایر شهرهای اروپا، پرده از یک دوگانگی آشکار برمیدارد. همان کشورهایی که به بهانه حقوق بشر، ناآرامیها در سایر نقاط جهان را پیراهن عثمان میکنند، در برابر خشونت عریان پلیس خودشان و آسیب دیدن چشم و دست جوانان معترض، به یک سکوت و مصونیت مطلق پناه میبرند و به روی خودشان هم نمیآورند.
این ناآرامیهای فراگیر، هشدار جدی و صریحی به حاکمان اروپاست. تا زمانی که دولتهای این قاره به جای رسیدگی به وضع داخل و رفاه مردم، به سیاستهای تنشزا ادامه دهند و بخواهند هزینههای کسری بودجه و بحرانهای خود را از جیب طبقه ضعیف و متوسط تأمین کنند، این شکاف عمیقتر خواهد شد و اروپا روزهای آرامتری به خود نخواهد دید.
نویسنده: سیدباقر واعظی – خبرگزاری دید