آزادی بیاناسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهجهانحقوق بشرسیاست

آیینه‌ شکسته آزادی؛ تناقض رفتار اروپاییان در قبال اعتراضات داخلی و فرامرزی

خبرگزاری دید: تظاهرات گسترده، شلوغی‌های خیابانی و دود آتش در پایتخت‌ها و شهرهای بزرگ اروپا، تنها یک واکنش هیجانی به افزایش قیمت بنزین یا بالا رفتن اجاره‌بها نیست؛ ماجرا بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست. آنچه این روزها در بطن جامعه اروپا می‌بینیم، در واقع رونمایی از یک شکاف و گسل عمیق از جنس بی‌اعتمادی میان مردم کوچه و بازار و سردمداران سیاسی است.

آیینه‌ شکسته آزادی؛ تناقض رفتار اروپاییان در قبال اعتراضات داخلی و فرامرزی

 شهروندان اروپایی به نقطه‌ای رسیده‌اند که با تمام وجود حس می‌کنند سیستم حکمرانی حاکم، نه توان حل مشکلات روزمره زندگی‌شان را دارد و نه اصولاً صدای اعتراض و خستگی آن‌ها را می‌شنود اما در این میان، تصویر خشونت عریان پلیس علیه معترضان، مانند درز عمیق بر آیینه‌ ادعاهای آزادی و دموکراسی غرب نشسته‌ و تناقض آشکار رفتار اروپاییان در قبال اعتراضات داخلی و فرامرزی را برملا کرده است.

سال‌هاست که دولت‌های اروپایی خود را در مقام مدعی‌العموم، معلم اخلاق و حامی بی‌چون‌وچرای حقوق بشر در جهان جا زده‌اند. دولتمردان غربی همواره با کوچک‌ترین ناآرامی در کشورهای مستقل، سریعاً پشت تریبون‌ها قرار گرفته، بیانیه‌های شدیداللحن صادر می‌کنند، بر طبل تحریم می‌کوبند و اعتراضات در دیگر نقاط دنیا را پیراهن عثمان می‌کنند. اما همین مهد‌های ادعایی آزادی، امروز که خود با موج خشم ناشی از گرانی، فقر و فروپاشی خدمات عمومی روبرو شده‌اند، تمام آن شعارهای قشنگ را فراموش کرده و به خشن‌ترین ابزارهای امنیتی متوسل شده‌اند. سرکوب معترضان معیشتی، برخورد قهرآمیز با دانش‌آموزان و دانشجویان، شلیک گاز اشک‌آور و گلوله‌های لاستیکی که به نقص عضو و کوری چشم جوانان انجامیده، نشان می‌دهد حقوق بشر برای غرب هرگز یک «ارزش بنیادین» نبوده، بلکه صرفاً «اهرمی سیاسی» برای فشار بر رقبا بوده است.

ریشه این سردرگمی و رفتارهای دوگانه را باید در بن‌بست ابزارهای سنتی دولت‌ها جست‌وجو کرد. تا همین چند سال پیش، هر وقت صدای اعتراضی بلند می‌شد، دولتمردان غربی یا با تزریق پول و بسته‌های حمایتی اوضاع را آرام می‌کردند، یا با وعده‌های اصلاحات مردم را امیدوار می‌ساختند. اما امروز دستِ حاکمان اروپایی در هر دو کاسه خالی است. اقتصادهای کند، کوهی از بدهی‌های سنگین و کسری بودجه‌های وحشتناک، دیگر رمقی برای دولت‌ها باقی نگذاشته است. در نتیجه، به جای ارائه گشایش، نسخه‌های دردناکی چون بالا بردن سن بازنشستگی، آب کردن بودجه خدمات عمومی و انجماد حقوق‌ها را روی میز می‌گذارند؛ آتشی که بنزین بر نارضایتی عمومی می‌پاشد.

از آن طرف، گسست عجیبی میان دغدغه‌های واقعی مردم و اولویت‌های میزنشینان کاخ‌های قدرت ایجاد شده است. در حالی که دغدغه شبانه‌روزی یک خانواده معمولی در اروپا، تامین پول اجاره‌خانه، بهای سوخت و امنیت شغلی فرزندانش است، بخش عمده‌ای از منابع مالی دولت‌ها صرف هزینه‌های سرسام‌آور جنگ‌های فرامرزی و ماجراجویی‌های ژئوپلیتیک می‌شود.  وقتی یک پیرزن ۸۷ ساله در اسپانیا به خاطر افزایش ۲۳۰ درصدی اجاره‌بها آواره شده و جان می‌بازد، مردم با پوست و استخوان لمس می‌کنند که حاکمانشان حق حیات و رفاه شهروندان را فدای سودجویی صندوق‌های بزرگ مالی کرده‌اند.

وقتی دولتمردان راهی برای پاسخگویی به سفره خالی مردم ندارند و از طرفی حاکمیت قانون و حقوق بشر را برای نیروهای امنیتی خود به «فرهنگ مصونیت مطلق» تبدیل می‌کنند، نتیجه‌اش سرکوب عریان در خیابان است. این استاندارد دوگانه و تناقض زننده میان رفتار داخلی و موضع‌گیری‌های فرامرزی، بزرگ‌ترین ضربه را به مشروعیت اخلاقی و روایی غرب وارد کرده است.

 حقیقت تلخ این است که تا زمانی که دولت‌های اروپایی دست از نگاه ابزاری به حقوق بشر برندارند، اولویت‌های اقتصادی‌شان را به سمت رفاه مردم نچرخانند و این دره عمیق بی‌اعتمادی را پر نکنند، هیچ باتوم و گلوله‌ای نخواهد توانست این آیینه‌ی شکسته را ترمیم کند و این موج خروشان نارضایتی را برای همیشه مهار سازد.

نویسنده: سید‌باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا