اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحقوق بشرسیاستمهاجرین

بازگشت مهاجران و کابوس زمستان پیش‌رو

خبرگزاری دید: در حالی که سرمای طاقت‌فرسای زمستان قدم‌به‌قدم به کوهستان‌ها و شهرهای آفتاب‌سوخته‌ افغانستان نزدیک‌تر می‌شود، موج بازگشت و اخراج انبوه مهاجران از کشورهای همسایه، ابعاد نگران‌کننده‌تر و تلخ‌تری به خود گرفته است، هزاران خانوار، بدون هیچ دارایی ملموس، بدون شغل و در بسیاری از موارد حتی بدون یک سقف ساده و سرپناهی آبرومند برای زندگی، روانه ولایت‌هایی می‌شوند که پیش از این هم زیر بار فقر، خشکسالی و فروپاشی اقتصادی کمر خم کرده بودند.

بازگشت مهاجران و کابوس زمستان پیش‌رو

این وضعیت، دیگر یک جا‌به‌جایی ساده جمعیتی یا پرونده‌ای عادی در میان کاغذبازی‌های اداری و بیانیه‌های رسمی نیست؛ ما امروز با یک فاجعه انسانی تمام‌عیار در آستانه فصلی سخت، یخبندان و جانفرسا روبرو هستیم که آینده میلیون‌ها انسان را به بازی گرفته است.

بزرگترین علامت سوالی که در این میان جلب توجه می‌کند، میزان آمادگی، مسئولیت‌پذیری و توان پاسخگویی ساختار حکمرانی موجود در کابل است. شعارهای رسمی، مانورهای تبلیغاتی و ادعاهای مدیریت بحران، در تضاد عمیقی با واقعیت‌های خشن و عریان میدانی قرار دارند. واقعیت تلخ این است که امارت اسلامی نه برنامه مشخص و جامعی برای اشتغال‌زایی و اسکان پایداری این جمعیت عظیم دارد و نه زیرساخت‌های رفاهی، درمانی و خدماتی کشور توان کشیدن این بار سنگین و دفعی را داراست.

 وقتی از بازگشت صدها هزار نفر صحبت می‌کنیم، از نیازمندی‌های اولیه‌ای مثل چادر، سوخت، آب آشامیدنی، دارو، وسایل گرمایشی و مدارس برای کودکان صحبت می‌کنیم؛ اموری که ساختار فعلی طالبان به‌دلیل انزوای سیاسی، کسری شدید بودجه و حذف نیروی انسانی متخصص و کارآمد، از تامین ابتدایی‌ترین آن‌ها نیز عاجز مانده است.

از سوی دیگر، جامعه‌جهانی و سازمان‌های امدادرسان بین‌المللی نیز به جای عمل به مسئولیت‌های اخلاقی و بشردوستانه خود، بیشتر به تماشاگرانی انفعالی و سرد بدل شده‌اند. کاهش چشمگیر و بی‌سابقه کمک‌های بشردوستانه به افغانستان در ماه‌های اخیر که بخشی از آن به دلیل رویه‌های انقباضی، تصمیمات سخت‌گیرانه و رفتارهای ایدئولوژیک خود طالبان در قبال کار زنان و محرومیت‌های اجتماعی رخ داده،  تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان اقتصاد این کشور بوده است.
گویی مردم عامه و معصومی که از مرزها رانده می‌شوند، در میان لجبازی‌های ایدئولوژیک حاکمان قندهار و بی‌تفاوتیِ سیاست‌زده و سردِ جوامع غربی، کاملاً فراموش شده‌اند و تاوان سیاست‌ها و رویکردهایی را می‌دهند که خود هیچ نقشی در تصمیم‌گیری و شکل‌گیری آن‌ها نداشته‌اند.

در این میان، رویکرد و رفتار برخی کشورهای همسایه نیز بر تعمیق این بحران و پیچیده‌تر شدن اوضاع افزوده است. نگاه مقطعی و استفاده ابزاری از کارت مهاجران در لحظات حساس سیاسی و امنیتی، نشان داد که نگاه‌های منطقه‌ای به مسئله افغانستان تا چه حد کوتاه‌مدت و عاری از آینده‌نگری انسانی است.
اخراج شتاب‌زده، دسته‌جمعی و بدون هماهنگیِ صدها هزار انسانِ بی‌درامدی که تمام زندگی خود را پشت سر گذاشته‌اند، آن هم در آستانه برف و سرما، نه تنها به امنیت و ثبات منطقه کمکی نمی‌کند، بلکه با تولید پتانسیل تازه برای فقر مطلق، بزهکاری، ناامیدی و ناآرامی‌های زیرپوستی، آتش بی‌ثباتی را دامن‌گیر کل جغرافیای همجوار خواهد کرد.

پیامد بی‌واسطه‌ی این وضعیت، ورود جامعه افغانستان به یک بحران عمیق انسانی و روانی است. آسیب‌پذیرترین اقشار این موج بازگشت، زنان و کودکانی هستند که پس از تحمل سال‌ها غربت و آوارگی، حالا در سرزمین مادری خود نیز با درهای بسته آموزش، بهداشت و امنیت روبرو می‌شوند.  هزاران کودک افغان که در آستانه زمستان از حق اولیه داشتن یک اتاق گرم و کلاس درس محروم مانده‌اند، قربانیان خاموش این معادله شوم هستند.

نتیجه این ناهماهنگی، بی‌برنامگی و نگاه‌های ابزاری، انباشت بی‌سابقه خشم، رنج و نومیدی در میان نسلی است که هم در غربت و هم در وطن خود احساس بی‌کس بودن و بی‌مرز بودن می‌کند.  اگر طالبان به جای نگاه‌های تک‌بعدی و ادعاهای یک‌طرفه، فکر عاجلی برای گشایش‌های ساختاری، جلب همکاری‌های واقعی بین‌المللی، تعامل با همسایگان و توزیع عادلانه و شفاف منابع نکند، این زمستان نه‌فقط تنِ بی‌رمق مهاجران بی‌سرپناه را خواهد سوزاند، بلکه پایه‌های ادعای ثبات و کارآمدی حکومت سرپرست را نیز به شدت متزلزل خواهد ساخت.

نویسنده: سید‌باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا