اجتماعاسلایدشوافغانستانتحلیلفرهنگ عامهمحیط زیست

از خانه‌های کاهگلی تا کاخ‌های مجلل؛ از انسان‌های پخته تا دل‌های ناآرام!

خبرگزاری دید: «آن روزها خانه‌ها خام بودند و انسان‌ها پخته؛ امروز خانه‌ها پخته‌اند و انسان‌ها خام و ناآرام!» این جمله کوتاه، آینه‌ای در برابر جامعه امروز ماست؛ آینه‌ای که از یک پرسش عمیق پرده برمی‌دارد: آیا در آبادانی خانه‌ها پیشرفت کرده‌ایم، اما در آبادانی دل‌ها غفلت ورزیده‌ایم؟

روزی خانه‌ها کاهگلی، زندگی‌ها ساده و امکانات محدود بود؛ اما در همان خانه‌ها، انسان‌هایی بزرگ با ایمان استوار، امید زنده، توکل عمیق، قناعت و آرامش روحی پرورش می‌یافتند.

مکتب‌خانه‌های ساده، حجره‌های کوچک و مساجد بی‌آلایش، تنها محل درس و عبادت نبودند، بلکه مدرسه انسان‌سازی بودند. از دل همان محیط‌های ساده، عالمان، اندیشمندان، مصلحان و شخصیت‌هایی برخاستند که در تاریخ علم، ایمان و تمدن اسلامی اثرگذار شدند.

امروز خانه‌ها به قصر، مساجد به بناهای باشکوه و مراکز آموزشی به مجموعه‌های مجهز تبدیل شده‌اند، اما پرسش این است: آیا به همان اندازه که ساختمان‌ها را توسعه داده‌ایم، انسان‌ها را نیز پرورش داده‌ایم؟ آیا در کنار آسایش جسم، آرامش روح را هم تأمین کرده‌ایم؟

البته سخن ما ستایش فقر و نکوهش رفاه نیست؛ پیشرفت و آبادانی نعمت‌اند، اما رفاه بدون معنویت، توسعه بدون تربیت و مسجد بدون رسالت انسان‌سازی، به‌تنهایی نمی‌توانند انسان سعادتمند و جامعه سالم بسازند.

درد بزرگ‌تر آنجاست که قرآن، این کتاب هدایت، گاهی حتی در خانه‌ها و مساجد نیز مهجور می‌ماند.

خداوند در سوره فرقان، آیه ۳۰، از شکایت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم چنین یاد می‌کند:

«وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» پروردگارا! قوم من این قرآن را مهجور و متروک قرار دادند.

قرآن در خانه‌ها هست، اما آیا در رفتار ما نیز حضور دارد؟ در مساجد تلاوت می‌شود، اما آیا در روابط اجتماعی، معاملات، عدالت، اخلاق و زندگی خانوادگی ما جاری است؟

مهجوریت قرآن فقط نخواندن آن نیست؛ گاهی آن را می‌خوانیم، اما به آن عمل نمی‌کنیم؛ از عدالت سخن می‌گوییم، اما عدالت را در رفتار خود رعایت نمی‌کنیم؛ از رحمت می‌گوییم، اما از محبت و گذشت فاصله می‌گیریم.

خداوند می‌فرماید:

«أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

آرامش حقیقی در پیوند با خداست؛ نه صرفاً در دیوارهای بلند، وسایل گران‌قیمت و امکانات فراوان.

چند درس برای امروز

خانه‌ها را آباد کنیم، اما دل‌ها را فراموش نکنیم.

مساجد را زیبا بسازیم، اما رسالت تربیتی و اجتماعی آن‌ها را زنده نگه داریم.

مراکز علمی را مجهز کنیم، اما علم را از اخلاق و ایمان جدا نسازیم.

قرآن را از طاقچه‌ها به متن زندگی بیاوریم.

به جای رقابت در تجمل، در انسانیت، نیکوکاری و خدمت به خلق رقابت کنیم.

جان کلام

مساله بازگشت از کاخ به کلبه نیست؛ مساله بازگشت از غفلت به ایمان است. قرار نیست امکانات امروز را کنار بگذاریم، بلکه باید در کنار آبادانی شهرها، به آبادانی دل‌ها نیز بیندیشیم.

چه زیباست خانه‌ای مجلل با دلی فروتن، مسجدی باشکوه با روحی زنده، مدرسه‌ای مجهز با رسالت تربیتی و جامعه‌ای برخوردار از رفاه، ایمان، اخلاق و آرامش؛ زیرا تمدن واقعی را فقط ساختمان‌های بلند نمی‌سازند؛ انسان‌های بلندهمت، باایمان، بااخلاق و مسئولیت‌پذیر می‌سازند.

آن روزها خانه‌ها خام بودند و انسان‌ها پخته؛ امروز خانه‌ها پخته‌اند؛ بیایید نگذاریم انسان‌ها خام و دل‌ها ناآرام بمانند.

خدایا! خانه‌های مان را آباد، دل‌های مان را بیدار، مساجد ما را زنده، نسل ما را مؤمن و قرآن را راهنمای واقعی زندگی ما قرار بده. آمین یا رب‌العالمین.

نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا