خبرگزاری دید: روابط میان اسلامآباد و کابل که روزگاری از آن به عنوان عمق استراتژیک پاکستان یاد میشد، این روزها حادترین و متشنجترین دوران خود را میگذراند. خطونشانهای صریح نظامی، تهدید به حملات پهپادی و ادبیات تند ارتش پاکستان مبنی بر اینکه «طالبان توان تحمل مجازات را ندارد»، نشان از فروپاشی کامل اعتماد دوجانبه و بنبست در کانالهای دیپلماتیک دارد. اما ابعاد جدید این منازعه زمانی عیان شد که اسلامآباد پس از ناتوانی در عقب راندن طالبان، پرونده را به سطح بینالمللی کشانده و پای واشنگتن و پروندههای منطقهای مانند هند را به این گسل امنیتی باز کرده است.

اصلیترین محرک این رفتار پاکستان، شکست مکرر در مهار «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) و سرخوردگی از موضع امارت اسلامی است. اسلامآباد انتظار داشت با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، پرونده امنیت مرزها برای همیشه بسته شود؛ اما کابل با اتخاذ موضعی پدافندی، مسئله تی تی پی را موضوعی داخلی برای پاکستان خوانده و از سرکوب یا تحویل رهبران آن خودداری کرده است. هنگامی که ابزارهای سنتی مانند بستن مرزها، سختگیریهای ترانزیتی و حتی اخراج دستهجمعی مهاجران نتوانست کابل را به عقبنشینی وادارد، اسلامآباد راهبرد جدیدی را برگزید و سعی دارد تا بینالمللی کردن تنش، حمایت قدرتی فرامرزی مانند آمریکا را جلب کند.
اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، مبنی بر اتکا به اطلاعات پاکستان و اعلام آمادگی واشنگتن برای نقشآفرینی امنیتی یا دیپلماتیک، نشاندهنده موفقیت اولیه اسلامآباد در این تاکتیک است. پاکستان با بازنمایی افغانستان به عنوان «کانون صدور تروریسم و مواد مخدر»، تلاش میکند واشنگتن را قانع کند که خطرات برخاسته از خاک افغانستان تنها متوجه مرزهای دیورند نیست، بلکه امنیت منطقهای و بینالمللی را تهدید میکند. اسلامآباد با این کار میخواهد انزوای سیاسی کابل را پررنگتر کرده و فشار حداکثری واشنگتن را به عنوان اهرم کمکی بر دوش طالبان بار کند.
بعد دیگر این بازی ژئوپلیتیک، وارد کردن نام «هند» به ادبیات رسمی ارتش پاکستان است. متهم کردن طالبان به فعالیت نیابتی از سوی دهلینو، گامی هوشمندانه از سوی اسلامآباد برای تحریم روانی و ساختاری حکومت کابل در داخل پاکستان و پررنگ کردن حساسیتهای سنتی در بدنه نظامی این کشور است. اسلامآباد با طرح این ادعا که فناوریها و حمایتهای مالی از طریق بازیگران ثالث به طالبان میرسد، میکوشد خشم ناشی از ناکامیهای امنیتی خود را به یک منازعه بزرگتر منطقهای گره بزند و توجه افکارعمومی را از ریشههای داخلی ناامنی منحرف سازد.
در مقابل، واکنش ذبیحالله مجاهد و کابل نشان میدهد که طالبان از نیت پاکستان مطلع است. پاسخ طالبان با تاکید بر «اتکای آمریکا به اطلاعات نادرست پاکستان» و اصرار بر اصل «عدم مداخله در امور داخلی»، محتاطانه اما سرسختانه است. امارت اسلامی تلاش میکند خود را بازیگری مستقل نشان دهد که حاضر نیست تحت فشار اسلامآباد یا واشنگتن از ایده حاکمیت ملی خود عقبنشینی کند، هرچند که متهم شدن به پناه دادن به تی تی پی و عدم پاسخگویی به نگرانیهای امنیتی همسایگان، کابل را در موضع دفاعی سختی قرار داده است.
حقیقت تلخ این است که باز کردن پای آمریکا به منازعه خط دیورند، نه تنها به حل ریشهای تروریسم و ناامنی در منطقه کمک نخواهد کرد، بلکه معادله را پیچیدهتر و دستنیافتنیتر میسازد.
واشنگتن پس از خروج جنجالی خود از افغانستان، همواره به دنبال بهانهای برای رصد اطلاعاتی و حفظ نفوذ امنیتی در منطقه بوده و بازی جدید اسلامآباد این فرصت را روی بشقاب نقره به آمریکا تعارف میکند. اگر کابل و اسلامآباد نتوانند از طریق گفتگوهای مستقیم و بدون واسطههای مداخلهگر، به یک فرمول امنیتی پایدار دست یابند، این منطقه بار دیگر به زمین بازی منافع فرامرزی بدل خواهد شد؛ جایی که تاوان اصلی آن را نه ژنرالها و نه دولتمردان، بلکه مردم رنجدیده دو طرف مرز خواهند پرداخت.
نویسنده: سیدباقر واعظی – خبرگزاری دید