افغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

خاد و سیاست بهره‌برداری از شکاف‌های قومی و تنظیمی در افغانستان

خبرگزاری دید: یکی از جدی‌ترین محورهای قابل بررسی در کارنامه امنیتی داکتر نجیب‌الله، به‌ویژه در دوران ریاست او بر خاد و سپس حضورش در رأس حکومت، اتهام استفاده سازمان‌یافته از اختلافات قومی، زبانی، مذهبی و تنظیمی برای تضعیف مخالفان و جلوگیری از شکل‌گیری همبستگی ملی در افغانستان است.

خاد و سیاست بهره‌برداری از شکاف‌های قومی و تنظیمی در افغانستان

بر اساس روایت‌های مطرح‌شده درباره عملکرد دستگاه امنیتی آن دوره، اختلافات اجتماعی و سیاسی، نه‌تنها به‌عنوان واقعیت‌های موجود جامعه مدیریت نشدند، بلکه از آن‌ها به‌عنوان ابزار فشار، نفوذ، تضعیف و مهار مخالفان حکومت بهره‌برداری صورت گرفت. چنین رویکردی، فراتر از یک تاکتیک امنیتی بوده و می‌تواند به تشدید بی‌اعتمادی، گسترش خشونت‌های داخلی و آسیب‌دیدن بنیان وحدت ملی افغانستان منجر شده باشد.

محورهای اصلی و عملکرد قابل بررسی
۱٫ بهره‌برداری از اختلافات قومی و زبانی: استفاده از حساسیت‌های قومی، زبانی و سمتی برای ایجاد فاصله میان گروه‌های اجتماعی و تضعیف مخالفان سیاسی رژیم.

۲٫ دامن‌زدن به شکاف‌های مذهبی: بهره‌برداری از تفاوت‌های مذهبی و حساسیت‌های دینی برای ایجاد بدبینی و اختلاف میان مردم و گروه‌های مختلف جامعه.

۳٫ نفوذ در صفوف مجاهدین : استفاده از عناصر نفوذی و عملیات اطلاعاتی برای ایجاد اختلاف، بی‌اعتمادی و رویارویی میان فرماندهان و رهبران جریان‌های جهادی.

۴٫ تشدید اختلافات میان تنظیم‌های جهادی: بهره‌برداری از رقابت‌های سیاسی و نظامی تنظیم‌ها برای جلوگیری از شکل‌گیری جبهه‌ای متحد و یکپارچه نظامی و سیاسی در برابر حکومت.

۵٫ ایجاد بی‌اعتمادی میان رهبران و فرماندهان: استفاده از تبلیغات، شایعه‌پراکنی و عملیات روانی برای تخریب روابط میان شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و نظامی.

۶٫ تبدیل اختلاف سیاسی به خصومت قومی و زبانی: دامن‌زدن به اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی و سوق‌دادن آن‌ها به سمت تنش‌های قومی، زبانی و اجتماعی.

۷٫ تضعیف همگرایی ملی: بهره‌برداری از شکاف‌های موجود میان اقوام و گروه‌های اجتماعی برای جلوگیری از شکل‌گیری تفاهم و همکاری ملی.

۸٫ ایجاد و تقویت ملیشه‌های قومی و محلی: تشکیل، تجهیز یا حمایت از گروه‌های مسلح محلی و ملیشه‌هایی که وابستگی‌های قومی، سمتی یا سیاسی در آن‌ها برجسته بود و عملکردشان می‌توانست به گسترش رقابت‌های مسلحانه، بی‌اعتمادی و تشدید اختلافات در کشور بینجامد.

۹٫ بهره‌برداری از اختلافات رهبران سیاسی و مذهبی: استفاده از رقابت‌ها و اختلافات شخصیت‌های بانفوذ برای تضعیف اتحاد اجتماعی و سیاسی.

۱۰٫ تبلیغات تفرقه‌افکنانه: استفاده از رسانه‌ها، نشرات و ابزارهای تبلیغاتی برای ایجاد بدبینی میان اقوام، گروه‌های مذهبی و جریان‌های سیاسی.

۱۱٫ جلوگیری از شکل‌گیری جبهه مشترک اسلامی و ملی: بهره‌برداری از اختلافات تنظیمی، قومی و سیاسی با هدف پراکنده نگه‌داشتن مخالفان و جلوگیری از همکاری پایدار میان آنان.

۱۲٫ تداوم سیاست‌های چنددستگی: استفاده از شکاف‌های اجتماعی و سیاسی به‌عنوان ابزاری برای حفظ نفوذ و قدرت، به بهای تضعیف اعتماد عمومی و همبستگی ملی.

پیامدهای ملی و تاریخی
پیامد چنین سیاست‌هایی، سازمان‌یافته دستگاه امنیتی و رهبری سیاسی در آن، تنها محدود به تضعیف مخالفان حکومت نمی‌ماند. گسترش ملیشه‌سازی، تقویت وابستگی‌های قومی و تنظیمی در ساختارهای مسلح، تشدید رقابت‌های سیاسی و بهره‌برداری از حساسیت‌های مذهبی ، جامعه را به سوی چندپارچگی، خشونت‌های داخلی و فرسایش اعتماد میان شهروندان سوق دهد.
وحدت ملی افغانستان بر پایه احترام متقابل میان اقوام، زبان‌ها، مذاهب و جریان‌های سیاسی استوار است. هیچ قوم، زبان، مذهب یا تنظیمی نباید ابزار رقابت قدرت و وسیله سرکوب دیگران قرار گیرد.

جمع‌بندی و مطالبه تاریخی
نقش داکتر نجیب‌الله و دستگاه خاد در تشدید اختلافات قومی، زبانی، مذهبی و تنظیمی باید به‌عنوان یکی از محورهای اساسی بررسی مسئولیت سیاسی و امنیتی آن دوره مورد تحقیق مستقل قرار گیرد. این بررسی باید روشن سازد که آیا از نفوذ، تبلیغات، تشکیل ملیشه‌ها و تحریک اختلافات اجتماعی به‌صورت سازمان‌یافته برای تضعیف مخالفان و جلوگیری از وحدت ملی استفاده شده است.

نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا