واحد بینالملل خبرگزاری دید: سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا با تکیه بر فلسفه «اول آمریکا» و بازگشت به منطق دکترین مونرو، رویکردی عملگرایانه و رقابتی را در برابر چین ترسیم میکند؛ رویکردی که جایگاهی حساس و غیرمستقیم برای پاکستان، بهعنوان شریک راهبردی پکن، در معادلات جدید واشنگتن ایجاد کرده است.

سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ که بر فلسفه «اول آمریکا» استوار است، با رویکردی عملگرایانه و واقعگرایانه تدوین شده و تأمین منافع مردم و کشور آمریکا را هدف اصلی خود قرار میدهد. این سند سیاست خارجی چند دهه گذشته آمریکا، بهویژه پس از جنگ سرد، را به دلیل پیگیری نقش «پولیس جهان» حضور نظامی گسترده، تضعیف پایگاه صنعتی و فشار بر طبقه متوسط بهشدت نقد میکند و اعلام میدارد که واشنگتن قصد دارد تمرکز راهبردی خود را از مناطق دوردست به نیمکره غربی بازگرداند.
این رویکرد جدید، بازتفسیر معاصر دکترین مونرو است؛ دکترین تاریخیای که در سال ۱۸۲۳ اعلام کرد قدرتهای اروپایی حق مداخله در قاره آمریکا را ندارند و ایالات متحده نیز در امور اروپا دخالت نخواهد کرد. سند ۲۰۲۵ با تکیه بر همین منطق، بر کنترل مرزها، پایان دادن به مهاجرت انبوه، الزام متحدان به مشارکت بیشتر در هزینههای دفاعی، بازسازی صنعتی، توازن تجاری و دستیابی به سلطۀ انرژی تأکید دارد.
محورهای منطقهای سند
در سطح منطقهای، سند ۲۰۲۵ یک تغییر پارادایم اساسی را برای آسیا و خاورمیانه پیشنهاد میکند. در آسیا، تمرکز بر «پیروزی در اقتصاد» و رقابت با چین، همراه با حفظ بازدارندگی نظامی و تقویت اتحادها است. در خاورمیانه نیز با توجه به استقلال انرژی آمریکا، هدف تبدیل منطقه از میدان درگیری به عرصه مشارکت و سرمایهگذاری است؛ با تکیه بر گسترش پیمانهای ابراهیم و کاهش مداخله مستقیم.
این سند سه پرسش بنیادین را محور طراحی راهبرد قرار میدهد: آمریکا چه میخواهد؟ چه ابزارهایی دارد؟ و چگونه باید اهداف و ابزارها را در یک چارچوب منسجم پیوند داد؟ اهداف ملی شامل امنیت، صنعت پیشرو، سلطه انرژی، فناوری برتر، کنترل مرزها، بازدارندگی هستهای و تقویت ارتش است. در سطح جهانی نیز تمرکز بر امنیت خطوط دریایی در هند ـ اقیانوس آرام و جلوگیری از سلطه یک قدرت متخاصم بر خاورمیانه قرار دارد.
جایگاه پاکستان در سند امنیت ملی
اگرچه در سند ۲۰۲۵ نام پاکستان بهطور مستقیم برجسته نشده، اما به دلیل پیوند راهبردی با چین، بهصورت ضمنی در متن رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا قرار میگیرد. اصول کلیدی دکترین جدید، از تعریف متمرکز منافع ملی تا واقعگرایی انعطافپذیر، توازن قوا و تقویت قدرت ملی، نشان میدهد که واشنگتن به دنبال ایجاد ذهنیت مثبت جهانی از آمریکا و مقابله با قدرتهای پیشرو، بهویژه چین، است. این امر پاکستان را در موقعیتی حساس قرار میدهد؛ زیرا هرگونه فشار بر چین یا تلاش برای توازنسازی در منطقه، بهطور غیرمستقیم بر اسلامآباد اثر میگذارد.
در بخش دیپلماسی، سند بر حل مناقشات از طریق میانجیگری تأکید دارد و از جمله به مناقشه پاکستان ـ هند اشاره میکند؛ نشانهای از تمایل آمریکا برای ایفای نقش در مدیریت بحرانهای منطقهای بدون مداخله نظامی مستقیم.
چین، پاکستان و رقابت ژئوپلیتیکی
سند ۲۰۲۵ با اذعان به اشتباه بودن فرضیات سه دهه گذشته درباره چین، منطقه هند ـ اقیانوس آرام را «میدان نبرد اقتصادی و ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم» توصیف میکند. هدف اصلی، رقابت اقتصادی و فناورانه با چین و حفظ بازدارندگی نظامی برای جلوگیری از رویارویی مستقیم است. این رویکرد، کار پاکستان را در ایجاد توازن میان روابط با چین و آمریکا دشوارتر میکند و حساسیت اسلامآباد را نسبت به تقویت نقش هند در راهبرد آمریکا افزایش میدهد.
ابعاد آسیایی سند و پیامدهای آن
اهداف آمریکا در آسیا شامل توازن اقتصادی با چین، حفاظت از اقتصاد آمریکا در برابر اقدامات مخرب و حفظ بازدارندگی نظامی است. ابزارهای تحقق این اهداف عبارتاند از: شبکه متحدان، چارچوبهای امنیتی مانند کواد، سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته و فشار بر متحدان برای افزایش هزینههای دفاعی.
کشورهای آسیای مرکزی نیز به دلیل قرار گرفتن در حوزه نفوذ چین و روسیه، بهطور غیرمستقیم تحت تأثیر این راهبرد قرار خواهند گرفت. افغانستان نیز با کاهش مداخله مستقیم آمریکا و تمرکز واشنگتن بر منافع ملی، احتمالاً با فشارهای کمتری مواجه میشود و میتواند بر گسترش روابط با هند تمرکز کند.
جمعبندی
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا تلاش دارد تصویری واقعگرایانه از جهان ارائه دهد و سیاست خارجی آمریکا را بر اساس منافع ملی آن بازتعریف کند. اگر پاکستان بتواند روند عادیسازی روابط با آمریکا را هوشمندانه مدیریت کند، میتواند از فرصتهای ناشی از رویکرد اقتصادمحور واشنگتن بهره ببرد. رقابت شدید قدرتهای جهانی و نیاز آمریکا به شرکای قابل اعتماد، ممکن است زمینه را برای همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای جدید در پاکستان فراهم کند.