خبرگزاری دید: یکی از مهمترین ریشههای شکلگیری برچسپزنی و اتهام جاسوسی به جامعه مهاجرین افغانستانی در بازه جنگ دوازدهروزه، این جریان مهاجرستیز هست. نکته دیگر این است که افراد سعی میکنند پیچیدگیها را به نحوی سادهسازی کنند که مسائل قابل درکتر، ملموستر و سادهتر شوند. ناهماهنگیهای شناختی که در پیچیدگیهای یک مساله وجود دارد، با سادهسازی قابل حل میشود. به همین خاطر، افراد به جای تحلیل عمیق یک مساله و کشف علل و زمینههای آن، سعی میکنند که برای مسائل پیچیده، جوابهای ساده تهیه کنند که یک جور تقلیلگرایی از آن مساله به وجود میآید.

گفتوگوی اختصاصی کارگروه اجتماعی ـ سیاسی «انجمن راحل» با داکتر محمدرضا زهرایی، عضو کارگروه مسائل اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران
اشاره: در پی ناآرامیهای ماه جدی ۱۴۰۴ در ایران و طرح دوباره مباحث مربوط به نقش و جایگاه جامعه مهاجرین افغانستانی مقیم این کشور، پرسشهای تازهای درباره چرایی رفتار مسالمتآمیز مهاجرین و نیز ریشههای موجهای مهاجرستیزی در سالهای اخیر، بهویژه در فضای رسانهای ایران مطرح شده است. در همین زمینه، کارگروه اجتماعی ـ سیاسی «انجمن راحل» در گفتوگویی تفصیلی با داکتر محمدرضا زهرایی، عضو کارگروه مسائل اجتماعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، به واکاوی ابعاد اجتماعی، رسانهای و اقتصادی این موضوع پرداخته است.
با سپاس از همکاری انجمن محترم راحل، از مخاطبان عزیز دعوت میشود متن کامل این گفتوگو را به صورت اختصاصی از خبرگزاری دید مطالعه فرمایند.
پرسش اول: در جریان جنگ تحمیلی دوازدهروزه، اتهامات و برچسپهای سنگینی به جامعه مهاجرین افغانستانی وارد شد؛ هرچند بعداً مقامات امنیتی تأیید کردند که هیچگونه جاسوسی سازمانیافتهای از سوی مهاجرین افغانستانی مقیم وجود نداشته است. با توجه به این پیشینه، به نظر شما چرا در آن مقطع، چنین اتهاماتی گسترده و باورپذیر شد؟ و چرا در ناآرامیهای ماه جدی ۱۴۰۴، برخلاف برخی پیشبینیها، شاهد همراهی یا مشارکت قابل توجه مهاجرین نبودیم؟ دلایل اصلی این رفتار مسالمتآمیز چیست؟
پاسخ: در خصوص چرایی این انگزنیها و اتهاماتی که در آن بازه جنگ دوازدهروزه به مهاجرین افغانستانی زده شد و چرایی باورپذیریشان، باید به ریشههای این قضیه برگردیم و به زمینههای آن نگاه کنیم. ما از سال ۱۴۰۰ به بعد یک جریان مهاجرستیزی فعال داریم که هم مهاجرستیز هست و هم افغانستانیستیز؛ چون علاوه بر موضوع مهاجرین افغانستانی، مساله عراقیها و مساله جامعهالمصطفی و غیره را هم داریم که این جریانات مهاجرستیز هم علیه جامعهالمصطفی، هم علیه دانشجویان غیرایرانی و هم علیه گردشگران عراقی در کشور و عمدتاً در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، به نفرتپراکنی و شایعهسازی پرداخته و موجهایی به راه انداختند.
هنگامی که این جریان را ارزیابی میکنیم، متوجه میشویم که بخش زیادی از [از آنان] عِده و عُدّهشان را در فضای مجازی گذاشتهاند. در شبکههای اجتماعی تولید محتوا میکنند و بعضاً هیچ ابایی هم ندارند که با اسمهای واقعیشان باشند و حتی بعضی اوقات خودشان را منتسب به بعضی دستگاههای حاکمیتی هم کردند؛ ولی به هر حال، هیچگونه برخوردی هم با آنها صورت نگرفت. همه آنچه تا کنون اشاره شد، زمینهها را فراهم میکند که در واقع مردم و کسانی که مخاطب فضای مجازی هستند، یک تصویر منفی از مهاجرین افغانستانی در ذهنشان شکل بگیرد و به نحوی مهاجرین را اشغالگر، تروریست و در واقع عامل بسیاری از مشکلات ببینند.
بنابراین، یکی از مهمترین ریشههای شکلگیری برچسپزنی و اتهام جاسوسی به جامعه مهاجرین افغانستانی در بازه جنگ دوازدهروزه، این جریان مهاجرستیز هست. نکته دیگر این است که افراد سعی میکنند پیچیدگیها را به نحوی سادهسازی کنند که مسائل قابل درکتر، ملموستر و سادهتر شوند. ناهماهنگیهای شناختی که در پیچیدگیهای یک مساله وجود دارد، با سادهسازی قابل حل میشود. به همین خاطر، افراد به جای تحلیل عمیق یک مساله و کشف علل و زمینههای آن، سعی میکنند که برای مسائل پیچیده، جوابهای ساده تهیه کنند که یک جور تقلیلگرایی از آن مساله به وجود میآید.
مدتهاست که این اتفاق و این سادهسازی و تقلیلگرایی مسائل اتفاق میافتد. در انتخابات ریاستجمهوری هم شاهد بودیم که بعضی شخصیتها، اولویت اصلیشان مهاجرین افغانستانی بود. در چه شرایطی و بر اساس چه زمینههایی اولویت اولِ مثلاً دو نامزد ریاستجمهوری، میشود مساله مهاجرین افغانستانی؟! که بحث اخراج مطرح شود؟! خب، این مصداق بارزی از سادهسازی و تقلیلگرایی مساله و مسائل کشور است.
مهاجرین افغانستانی که در شکلگیری انقلاب اسلامی، بازسازی، دفاع مقدس، دفاع از حرم و مقابله با تروریسم جهانی نقش داشتند و سالیان درازی در ایران با محرومیتهایی که در زندگیشان داشتند، مسالمتآمیز در جامعه ایران زندگی کردهاند، با همه اینها، چرا جامعه پیشرو مهاجرین افغانستانی در کشورمان تبدیل به «مساله» میشود، بلکه تمام مسائل کشور به نحوی به مساله حضور مهاجرین تقلیل داده میشود؟! این همان سادهسازی و تقلیلگرایی مسائل پیچیده است که میخواهیم با یک مقصریابی ساده، تمام قصورات و تقصیرات را به گردن جامعه مهاجرین بیندازیم.
مساله انرژی و سوخت پیش میآید، مساله اقلام و مواد خوراکی میشود و غیره، تقصیر به گردن جامعه مهاجرین انداخته میشود. نکته مهم اینجاست که در این مدت و به خصوص در سه-چهار ساله اخیر که اوج جولان جریان مهاجرستیزی بوده است، این موضوع آنقدر در فضای مجازی به صورت سازمانیافته پمپاژ شده است که به نحوی مردم هم از آن متأثر شدهاند و سبب باورپذیریاش توسط جامعه شده است.
پرسش دوم: با توجه به سابقه رفتار مسالمتآمیز جامعه مهاجرین در حوادثی مانند ناآرامیهای اخیر، به نظر شما چه موانعی وجود دارد که این جامعه به عنوان یک «ظرفیت مثبت» و «همکار» در حل مسائل اجتماعی و حتی تأمین امنیت محلی ـ ملی دیده نشود؟
پاسخ: درباره ناآرامیهای دیماه/جدی ۱۴۰۴، نکتهای که هست این است که اول با یک اعتراضاتی برای بحث حذف ارز ترجیحی و نگرانی در مورد افزایش قیمتها شروع شد. قاعدتاً جامعه مهاجر به خاطر یارانههایی که دولت قولش را به مردم داده است، ولی در مورد مهاجرین چنین چیزی نیست و مهاجرین مشمول دریافت یارانهها و یا کالابرگها نمیشوند، مسلماً مهاجرین وضعیت بسیار نگرانکنندهتری خواهند داشت.
با این حال، در جریان اعتراضات دیماه که بعد تبدیل به اغتشاشات شد، عملاً مهاجرین در میدان حضور نداشتند. یک دلیل آن این است که تابآوری جامعه مهاجرین بسیار بالا هست و نکته دیگر در واقع به خرد و عقلانیت جامعه مهاجر باز میگردد که در این ناآرامیها شرکت نکنند که در واقع الگوی زیستی مهاجرین در بیش از چهل سال تجربه زیسته در ایران همین بوده است.
البته الان یک روایتسازیهای رسانهای از سوی رسانههای معاند بیرونی شکل میگیرد که میگویند مهاجرین و فاطمیون مردم را سرکوب کردند که برای سوء استفاده از وضعیت فعلی هست. به هر حال، دشمن و طرف مقابل بیکار ننشستهاند و یک شکل دیگری از مهاجرستیزی را پیش میبرند. بار قبلی و در جنگ دوازدهروزه میگفتند که مهاجرین تروریست و جاسوساند؛ این بار و در اغتشاشات دیماه/ جدی که مهاجرین حضور نداشتند، روایتسازی دیگری را به این شکل میخواهند مطرح و تلقین بکنند.
واقعاً اینقدر تناقض و نگاه غیرانسانی خیلی عجیب است و خیلی نیاز به تبیین و تحلیل دارد که روشنفکران، جامعهشناسان و دوستان علوم اجتماعی واقعاً باید این مساله را بررسی کنند. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، اینجور هم نیست که تمام این جریانات مهاجرستیزی توسط اکانتهای فیک و ساختگی سازمانیافته باشد. بعضاً با اسامی و توسط شخصیتهای حقیقی و به صورت خیلی آشکار ظهور و بروز دارد. مثلاً یک وکیلی که وکالت انجام میدهد و باید از حقوق انسانها دفاع کند، به صورت علنی و آشکار این روایتسازیهای دروغین و جعلی درباره مهاجرین را تولید و انتشار میدهد!
در شرایطی که کشور ما دارد، بدون تردید جامعه مهاجرین یک سرمایه انسانی ارزشمندی محسوب میشوند، مخصوصاً از این لحاظ که جامعه مهاجرین افغانستانی احساس تعلق به کشور را دارند و میبایست ما از ابعاد مختلف زمینههای جذب و استفادهشان را در کشور فراهم کنیم. به جای این که جذب و استفاده از ظرفیتهای مهاجرین افغانستانی و سرمایه انسانی جامعه مهاجر اولویت ما باشد؛ متأسفانه سیاستهای مهاجرتی ما و قانونگذاری مهاجرتی ما با این نگاه همراه نیست و کاملاً رویکرد امنیتی دارد.
الان مذاکرات سازمان ملی مهاجرت را ملاحظه کنید، کاملاً مشخص است که تماماً با رویکرد و نگاه امنیتی و تهدید به موضوع مهاجرین نگریسته و پرداخته میشود. چنانچه با ادبیات دینیمان هم بنگریم، مهاجرت و مهاجرین یک مفهوم قدسی است که به آن به مثابه یک فرصت و ظرفیت مینگرد و به انواع و اقسام از مهاجرتها توصیه میکند.
آن وقت جای تعجب است که در کمیسیون مشترک بررسی طرح سازمان ملی مهاجرت، کاملاً نگاه تهدیدمحور بر قرار است و در نهایت طرحی هم از آن بیرون بیاید، فردا و آینده کشورمان را با مضیقهها و آسیبهای بسیار، به خصوص از لحاظ آسیب سرمایه انسانی، مواجه خواهد کرد. ما به جای اینکه بیاییم مشوقهایی بگذاریم که سرمایههای انسانی جذب شوند، فراوان مانع و مضیقه برای جذب و استفاده آن میگذاریم. آن هم در شرایطی که کشور در وضعیت تحریم قرار دارد.
پرسش سوم: با توجه به این که بستر ناآرامیهای اخیر، مسائل اقتصادی-معیشتی بوده و سیاستهایی مانند حذف ارز ترجیحی اعمال شده است، تاثیر این شرایط بر زندگی جامعه مهاجرین چگونه است؟ آیا این فشارها منجر به تشدید چرخه فقر و آسیبپذیری، تغییر در رفتار مهاجرین یا افزایش انگیزه برای بازگشت میشود؟ برخی نیز تحلیل میکنند که افزایش قیمتها میتواند در راستای سیاست کاهش انگیزه ماندن مهاجرین باشد. این تحلیل و پیامدهای انسانی و امنیتی آن چگونه ارزیابی میشود؟ به طور کلی، وضعیت اقتصادی چه پیامدهای اجتماعی ـ فرهنگی بر زیست مهاجرین دارد و چه راهکارهایی برای مدیریت این چالشها پیشنهاد میدهید؟
پاسخ: با توجه به اینکه ارز ترجیحی به دلیل مقابله با رانت و فساد حذف شده است و فارغ از این که سیاست درست یا اشتباهی هست یا نیست، مساله این است که الان جامعه مهاجرین بدون حمایت در این وضعیت اقتصادی رها میشوند و قطعاً روند مهاجرت و بازگشت یا به کشور خودشان یا به کشور ثالث شروع میشود.
اگر این اتفاق بیفتد، قطعاً ما در این وضعیت که کمبود نیروی کار داریم، دستمزدها افزایش بیرویه پیدا میکند و این افزایش دستمزدها دوباره تاثیر بسیار منفی روی قیمتها و اقتصاد کشور خواهد داشت و ما یک بار دیگر از منظر دستمزدها باید منتظر افزایش قیمتها باشیم. به نظر میرسد که حداقل در مورد مهاجرین افغانستانی، این مساله واقعاً نیاز به تجدید نظر دارد که یک بخشی از یارانهها به مهاجرین هم اختصاص پیدا کند و در نظر گرفته شود.
البته باید توجه داشت که بحث سیاست حذف ارز ترجیحی و حذف یارانهها به آن شکل سابقش، به خاطر مقابله با فساد و رانت بوده است و قاعدتاً به خاطر جامعه مهاجرین این اتفاق نیفتاده است؛ ولی به هر حال، پیامد آن این است که جامعه مهاجر آسیب جدی میبیند. ما باید یک نگاهی هم به این مساله داشته باشیم که الزاماً سرمایه ارزشمند نیست، کار و نیروی کار هم است. سرمایه و نیروی کار در کنار هم ارزشمند هستند.
ما معمولاً سرمایه را ارزشمند میدانیم، یعنی یک سری مشوقهایی میگذاریم که یک سرمایهای بیاید، ولی خود کار و نیروی کار را سرمایه و ارزشمند نمیدانیم و برای آن خیلی ارزش قائل نیستیم؛ در نتیجه برای جذب و ماندگاری نیروی کار هم کاری نمیکنیم. از همین روی، در واقع به نظرم ما باید رویکردمان را عوض کنیم. اگر جذب نیروی کار برایمان مهم و ارزشمند باشد، قطعاً آن کسی که کار را انجام میدهد، آن نیروی کار هم برایمان ارزشمند میشود و جزئی از اقتصاد خودمان میدانیم.
اگر کار برای ما ارزشمند باشد نیروی کار و فردی که کار را انجام می دهد ارزشمند می شود. پس به طور سیستمی، ما باید بخشی از یارانه و حمایتها را برای این مساله و مهاجرین افغانستانی در نظر بگیریم و این رویکرد اتفاقاً به شکل سیستمی به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک میکند؛ چرا که با این رویکرد، قدرت خرید مردم افزایش پیدا میکند و قیمتها را هم به نحوی کنترل و کاهش میدهد. چنین به نظر میرسد که در شرایط و وضعیت الان، جامعه مهاجر نیاز به حمایت دارد و باید خیلی هم جرأت و جسارت داشته باشیم که این مساله را اعلام و عنوان کنیم.
نباید بترسیم که بگوییم چرا به جامعه مهاجر یارانه بدهیم؟ مردم ناراحت میشوند؟ بلکه باید برای مردم تبیین کنیم که مثلاً بخشی از افزایش قیمتها میتواند با خروج و اخراج مهاجرین شکل بگیرد و حضور مهاجرین در کشور به معنای کمک به اقتصاد کشور و رونق چرخه تولید و چرخش چرخه اقتصاد کشور است.
واحد بین الملل – خبرگزاری دید