میز بینالملل خبرگزاری دید: انتقال محل مذاکرات ایران و آمریکا از استانبول به مسقط، نه یک تغییر فنی، بلکه بخشی از یک راهبرد حسابشده است که تهران با آن میکوشد محیط مذاکره، روایت رسانهای و چارچوب سیاسی گفتوگوها را در جهتی متوازنتر، امنتر و کمهزینهتر بازتعریف کند.

مسقط، با سابقه میانجیگری و روابط پایدار با ایران، بستری فراهم میکند که فشارهای حقوقی و رسانهای غرب را کاهش داده و ابتکار عمل تهران را برجستهتر میسازد.
تغییر محل مذاکرات میان ایران و آمریکا از استانبول به مسقط، در ظاهر یک جابهجایی ساده است، اما در واقع بخشی از یک طراحی دیپلماتیک چندلایه محسوب میشود که تهران با دقت آن را پیش برده است. این تصمیم، هم پیامهای سیاسی و امنیتی دارد و هم بر مدیریت روایت و کاهش هزینههای داخلی اثر میگذارد؛ به همین دلیل میتوان آن را یک «برد دیپلماتیک» برای ایران ارزیابی کرد.
نخستین لایه این تغییر، خنثیسازی ملاحظات امنیتی و اطلاعاتی است. استانبول، به دلیل عضویت ترکیه در ناتو و پیوندهای ساختاری آن با غرب، از نگاه تهران محیطی کاملاً بیطرف نیست. حضور شبکههای اطلاعاتی و رسانهای غرب در این شهر، حساسیتهای امنیتی و سایبری را افزایش میدهد. در مقابل، مسقط با سابقه طولانی در حفظ روابط دوستانه با ایران و ایفای نقش میانجی در پروندههای پیچیده منطقهای، فضایی امنتر و قابل اعتمادتر برای گفتوگو فراهم میکند.
در سطح رسانهای، مسقط مزیتی مهم دارد: امکان کنترل بهتر روایت. محدودیت دسترسی رسانههای غربی و نبود فضای هیجانی مشابه استانبول، به ایران اجازه میدهد روایت رسمی خود از روند مذاکرات را با انسجام بیشتری مدیریت کند و از شکلگیری روایتهای ناهمسو یا فشارهای رسانهای جلوگیری شود. این موضوع در شرایطی که هر جزئیات مذاکرات میتواند به ابزار فشار تبدیل شود، اهمیت مضاعف دارد.
این جابهجایی همچنین حامل پیام روانی ـ راهبردی است. تهران با تحمیل تغییر محل مذاکرات، نشان داد که در تعیین چارچوبها و قواعد بازی، نقش فعال دارد و صرفاً تابع پیشنهادهای طرف مقابل نیست. این پیام میتواند در محاسبات طرف آمریکایی اثرگذار باشد و فضای مذاکره را از حالت «میز از پیش چیدهشده» خارج کند.
در سطح داخلی نیز انتخاب مسقط حساسیتزدا است. افکار عمومی ایران، مذاکرات در یک کشور منطقهای و دوست را قابل قبولتر از گفتوگو در پایتختهای اروپایی یا نیمهاروپایی میداند. این انتخاب از ایجاد سوءبرداشت درباره وابستگی به غرب، یا قرار گرفتن در چارچوبهای تحمیلی جلوگیری میکند.
در نهایت، مسقط از نظر نمادین نیز تفاوتی اساسی با وین یا استانبول دارد. اگر وین نماد دیپلماسی حقوقی و فشارهای ساختاری غرب است، مسقط نماد میانجیگری سیاسی و مدیریت اختلافات است؛ فضایی که در آن، رسیدن به تفاهم سیاسی بر صدور چارچوبهای الزامآور حقوقی اولویت دارد. همین تفاوت، انتظارات طرفین و تعریف موفقیت مذاکرات را تغییر میدهد و ابتکار عمل بیشتری در اختیار تهران قرار میدهد.