مرزِ بسته، اقتصادِ گروگان؛ دوگانه امنیت و تجارت میان افغانستان و پاکستان
خبرگزاری دید: پرسش اصلی اینجاست: آیا انسداد مرزی توانسته امنیت پایدار ایجاد کند؟ تجربه نشان میدهد که تعطیلیهای مکرر بیش از آنکه ریشه بحران را حل کند، آن را به حوزههای دیگر منتقل میکند. گروههای مسلح با بستن گذرگاههای رسمی از میان نمیروند، اما تجارت قانونی، اشتغال مرزی و درآمدهای گمرکی فوراً آسیب میبیند. به این ترتیب، هزینه اقتصادی تصمیمی که با هدف امنیت اتخاذ شده، بهسرعت نمایان میشود.

روابط میان افغانستان و پاکستان بار دیگر در نقطهای ایستاده است که در آن یک تصمیم امنیتی، پیامدهایی عمیق و چندلایه برای اقتصاد و دیپلماسی دو کشور ایجاد کرده است. بستهماندن گذرگاه تورخم تنها توقف یک مسیر عبوری نیست؛ این رخداد نماد وضعیتی است که در آن اقتصاد به گروگان ملاحظات امنیتی درآمده و مرز از کارکرد پیونددهنده خود فاصله گرفته است.
تورخم طی سالهای گذشته مهمترین شریان تجارت زمینی میان دو کشور بوده است؛ روزانه هزاران نفر از آن عبور میکردند و صدها کامیون حامل کالاهای اساسی، محصولات کشاورزی و اقلام مصرفی در آن تردد داشتند. برای مناطق مرزی، این گذرگاه صرفاً یک خط سیاسی نبود، بلکه منبع معیشت، اشتغال و پویایی بازار به شمار میرفت. با این حال، در پی تنشهای امنیتی و درگیریهای مرزی، این شریان حیاتی مسدود شد و بهسرعت اثرات آن در هر دو سوی مرز آشکار گردید.
از منظر امنیتی، اسلامآباد بستن مرز را ابزاری برای اعمال فشار و ارسال پیام سیاسی تلقی میکند. نگرانیهای پاکستان درباره فعالیت گروههای مسلح ضدپاکستانی در خاک افغانستان و اتهام ناتوانی طالبان در مهار این گروهها، زمینهساز تشدید تنشها بوده است. در مقابل، کابل نیز هرگونه اقدام نظامی یا فشار یکجانبه را نقض حاکمیت خود دانسته و واکنش نشان داده است. در چنین فضایی، مرز به میدان تقابل بدل شده و هر حادثه امنیتی، به تعطیلی یا محدودیتهای تازه انجامیده است.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا انسداد مرزی توانسته امنیت پایدار ایجاد کند؟ تجربه نشان میدهد که تعطیلیهای مکرر بیش از آنکه ریشه بحران را حل کند، آن را به حوزههای دیگر منتقل میکند. گروههای مسلح با بستن گذرگاههای رسمی از میان نمیروند، اما تجارت قانونی، اشتغال مرزی و درآمدهای گمرکی فوراً آسیب میبیند. به این ترتیب، هزینه اقتصادی تصمیمی که با هدف امنیت اتخاذ شده، بهسرعت نمایان میشود.
در بعد اقتصادی، پیامدها گسترده و ملموس بوده است. صادرکنندگان پاکستانی بازار مهمی را از دست دادهاند و کشاورزان با انباشت محصول و کاهش قیمت روبهرو شدهاند. در سوی دیگر، افغانستان که دسترسی محدودی به مسیرهای تجاری دارد، با افزایش قیمت برخی اقلام و اختلال در صادرات محصولات کشاورزی و خشکبار مواجه شده است. توقف فعالیت شرکتهای حملونقل، دفاتر ترخیص گمرکی و بازارهای مرزی، هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را تحت تأثیر قرار داده است. بهویژه برای شهرهای مرزی که اقتصادشان بر مبنای رفتوآمد روزانه شکل گرفته، بستهشدن مرز به معنای رکود ناگهانی و فشار اجتماعی سنگین است.
این وضعیت در زمانی رخ میدهد که اقتصاد پاکستان با چالشهای ساختاری، تورم بالا و کمبود منابع ارزی دستوپنجه نرم میکند. کاهش تجارت دوجانبه و درآمدهای گمرکی، فشار مضاعفی بر ساختار مالی این کشور وارد میکند. در افغانستان نیز شرایط اقتصادی شکننده و محدودیتهای بینالمللی، هرگونه اختلال در تجارت را به مسئلهای معیشتی تبدیل میکند. بنابراین، مرز بسته نهتنها ابزار فشار، بلکه عامل فرسایش متقابل است.
ابعاد منطقهای این بحران نیز قابل توجه است. افغانستان در طرحهای ژئوپلیتیک بهعنوان پل اتصال آسیای جنوبی و مرکزی مطرح میشود و پروژههایی مانند کاسا هزار بر پایه همین ایده شکل گرفتهاند. اما بیثباتی مکرر در گذرگاههای کلیدی، پیام روشنی به سرمایهگذاران و شرکای منطقهای میدهد؛ ریسک سیاسی همچنان بالاست. اگر مسیرهای تجاری قابل پیشبینی و امن نباشند، ایده تبدیل منطقه به کریدور انرژی و تجارت، در سطح شعار باقی خواهد ماند.
در نهایت، دوگانه امنیت و تجارت در روابط کابل و اسلامآباد به یک دوراهی راهبردی تبدیل شده است. استفاده از مرز بهعنوان اهرم فشار ممکن است امتیازاتی کوتاهمدت به همراه داشته باشد، اما تکرار آن سرمایه اعتماد را تضعیف میکند و بازیگران اقتصادی را به سمت مسیرهای جایگزین اعم از غیررسمی یا منطقهای سوق میدهد. در مقابل، ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت مرز، تبادل اطلاعات امنیتی و تضمین تداوم تجارت میتواند هزینه تنشها را کاهش دهد.
مرز میان افغانستان و پاکستان یا میتواند خط تقابل باقی بماند، یا به مسیر اتصال بدل شود. تجربه ماههای اخیر نشان داده است که در شرایط انسداد، «اقتصاد» نخستین قربانی است. اگر دو کشور نتوانند توازن پایداری میان الزامات امنیتی و منافع اقتصادی برقرار کنند، این مرز همچنان بسته خواهد ماند و اقتصاد همچنان در گروگان سیاست و ناامنی خواهد بود.
نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید