خبرگزاری دید: داکتر عبداللطیف نظری، معین مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان، در تحلیلی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، نوشته است که تمایل آمریکا برای آغاز دور تازه مذاکرات با ایران، بیش از آنکه نشانه ابتکار واشنگتن باشد، بازتابدهنده ناتوانی این کشور در ورود به یک جنگ پرهزینه با تهران است. به باور او، ایالات متحده برای حفظ سلطه جهانی خود نیازمند کنترول مناطق راهبردی از جمله خاورمیانه است؛ منطقهای که علاوه بر منابع عظیم انرژی، مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را در خود جای داده و حلقه اتصال سه قاره محسوب میشود.

نظری با اشاره به موقعیت ممتاز ایران در این جغرافیا و پیشرفتهای داخلی تهران، از جمله پیوستن به سازمان همکاری شانگهای، تأکید کرده که ایران به یکی از بازیگران کلیدی منطقه تبدیل شده و همین امر فشارهای آمریکا و غرب را افزایش داده است. با این حال، او معتقد است که جنگ با ایران برای واشنگتن در شرایط کنونی «آزمونی سخت و مهلک» خواهد بود؛ زیرا نتیجه چنین درگیریای میتواند نظم جهانی را به ضرر آمریکا تغییر دهد.
به گفته نظری، شخصیت دونالد ترامپ نشان میدهد که او تنها زمانی از تهدیدات خود عقبنشینی میکند که هزینه اقدام از دستاورد آن بیشتر باشد؛ همانگونه که در پرونده گرینلند، هشدارهای اروپا درباره روسیه و جنگ تعرفهای با چین مشاهده شد. در چنین فضایی، دکترین «جنگ منطقهای» ایران و تأکید تهران بر گسترش دامنه هرگونه درگیری، تردیدهای راهبردی آمریکا را افزایش داده است. ایران هشدار داده که هر حملهای به جنگی فراگیر در سراسر منطقه تبدیل خواهد شد؛ تهدیدی که به گفته نظری، صرفاً یک پیام دیپلماتیک نیست، بلکه بر واقعیتهای میدانی و نظریه «رئالیسم تدافعی» استوار است.
او همچنین نوشته که مخالفت دولتهای منطقه با جنگ، افزایش انسجام داخلی در ایران و آمادگی چین و روسیه برای رزمایش مشترک با تهران، نشانههایی از تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا است. در کنار این عوامل، محور مقاومت نیز اعلام کرده که در صورت حمله آمریکا، منافع واشنگتن در سراسر منطقه هدف قرار خواهد گرفت؛ موضوعی که خطر فرسایشی شدن جنگ را برای آمریکا افزایش میدهد.
این مقام حکومت طالبان در جمعبندی تحلیل خود تأکید کرده که واشنگتن تا زمانی که بتواند با «سایه جنگ» بر اقتصاد و جامعه ایران فشار وارد کند، نیازی به جنگ واقعی نمیبیند. به باور او، ایران با قدرت بازدارندگی خود بازی سنتی «همه گزینهها روی میز است» را برهم زده و اکنون «گزینههای ایران نیز روی میز قرار دارد»؛ از جمله جنگی نامحدود با پایانی که تهران تعیین میکند و جغرافیایی که تمامی پایگاههای آمریکا در منطقه را دربر میگیرد.
نظری نتیجه گرفته که تمایل آمریکا برای آغاز مذاکرات جدید، نشانهای از چالش جدی در اراده کاخ سفید برای اجرای تهدیدات نظامی است و مذاکره برای واشنگتن تاکتیکی جهت خرید زمان، کاهش فشار افکار عمومی و ایجاد توجیه بینالمللی برای عدم اقدام نظامی محسوب میشود.